حدیث
امام حسن عسگری(ع):
ما اقبح بالمؤمن ان تکون له رغبة تذله
چقدر زشت است در مؤمن خواسته ای باشد که او را خوار و ذلیل کند.
تحف العقول، ص489
امام حسن عسگری(ع):
ما اقبح بالمؤمن ان تکون له رغبة تذله
چقدر زشت است در مؤمن خواسته ای باشد که او را خوار و ذلیل کند.
تحف العقول، ص489
رُمیله یکی از دوستان امیرالمومنین علی(ع) بود. به حضرت علاقه داشت.
روز جمعهای مریض شده بود. تب داشت. گفت حیف است. بروم از خطبههای مولا استفاده کنم. بلند شد آمد، حضرت هم خطبه میخواندند.
وسط خطبهها تب و لرزی او را گرفت.
بعد از اینکه خطبه تمام شد، نماز تمام شد، حضرت رمیله را صدا زدند: رُمیله! بله یا مولا.
فرمودند: من خطبه میخواندم چه حالی به تو دست داد؟
گفت: آقا من تب کردم.
فرمودند: واللهِ من هم تب کردم.
به نقل از استاد دکتر شهاب الدین ذوفقاری
چاپ شده در مجله: حدیث پژوهی، سال 12، شماره 24، 1399.
ارزیابی تأثیر تشیع راویان در نقدهای رجالی اهل سنت
فاطمه سیفعلیئی، مهدی اکبرنژاد
چکیده
عدالت محوری و پرهیز از هر گونه تعصب باید از مهمترین اصول در نقد و بررسی متون باشد. اما آیا این اصل در نقدهای رجالی مورد توجه قرار گرفته است؟ و یا در این بخش تعصبات مذهبی کارگر بوده و مانع حقیقتگویی برخی از رجالیان شده است؟ این مقاله با هدف ارزیابی تأثیر شیعه بودن راویان در نقدهای رجالی اهل سنت در کتب رجالی معتبر آنها و با روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده، و با شواهد متعدد بیان میدارد که بسیاری از نقدهای رجالیون اهل سنت، درباره راویان شیعی مذهب با جهتگیری مذهبی و تعصب فرقهگرایانه و ضد شیعی صورت گرفته و ثابت نموده است که نزد برخی رجالیون اهل سنت، تشیع برای راویان نوعی ضعف به شمار آمده و در موارد بسیاری حتی بر وثاقت و صلاح و عدالت راویان سایه انداخته است.
واژگان کلیدی: نقد رجال، راوی، شیعه، اهل سنت.
فایل اصل مقاله را می توانید از طریق سایت اصلی مجله حدیث پژوهی دریافت کنید.
چاپ شده در مجله: پژوهشهای نهج البلاغه، سال 18، شماره 63، 1398.
جلوههای بینامتنی آیات قرآن در حکمتهای اخلاقی نهج البلاغه
فاطمه سیفعلیئی، سیدمحمدرضا حسینینیا
چکیده
بینامتنی نظریهای به منظور خوانش عمیقتر متن ادبی و دستیابی به ناگفتههای آن است. و بیانگر این واقعیت است که متون همواره به نوعی در تعامل با یکدیگرند. کشف این تعامل ما را به خوانشی نو از متون دعوت مینماید. نهج البلاغه از متونی است که با مفاهیم قرآن ارتباطی تنگاتنگ دارد. امام علی(ع) در بیانات خود در موارد بسیاری به آیات وحی تصریح نمودهاند. سایر کلمات حضرت نیز برگرفته از مکتب وحی بوده و روح معنوی و الهی قرآن در آن متجلی است. این مقاله با هدف بیان رابطه عمیق قرآن و بیانات امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه، به روش تحلیلی توصیفی انجام شده و بیان میدارد که بیشترین جلوههای بینامتنی آیات قرآن در حکمتهای نهج البلاغه از نوع مضمون و مطابق با قاعده نفی متوازی است. در مراحل بعد نفی کلی و نفی جزیی قرار دارد که امام علی(ع) برای بیان مقاصد و اهداف خویش به طور غیر مستقیم از الفاظ و عبارات قرآنی بهره گرفتهاند و روح قرآن در سراسر کلام آن حضرت جاری و ساری است. نتیجه آنکه قرآن کریم به عنوان متن غایب در حکمتهای نهج البلاغه از پردازش کاملاً مطلوبی برخوردار بوده و در اغلب موارد حضوری آشکار و بیواسطه در سخنان امام علی(ع) دارد. امام(ع) در بهره گیری از قرآن کریم به صورت مستقیم و عینی محدود نمانده و با ایجاد تعدیلات و تغییرات جرئی یا کلی در متن غایب و یا حتی با برقراری ارتباط معنایی و مضمونی به مقتضای مقام سخن به ارائه مفاهیم و اهداف قرآنی در قالبی متفاوت پرداختهاند.
واژگان کلیدی: قرآن، نهج البلاغه، حکمت اخلاقی، بینامتنی.
فایل اصل مقاله را می توانید از طریق سایت اصلی مجله پژوهشهای نهج البلاغه دانلود کنید.
چاپ شده در مجله: پژوهشنامه مددکاری اجتماعی، سال پنچم، شماره 17، پائیز 1397
بازنمایی سبکهای مدیریت و راهبردهای حل تعارض در قرآن کریم
فاطمه سیفعلیئی، سهراب مروتی، سیدمحمدرضا حسینینیا
چکیده
این پژوهش با هدف شناخت ابعاد مختلف تعارض در تعاملات اجتماعی و ارائه راهبردهای افزایش توانایی مدیریت آن با بهرهمندی از آیات قرآن به عنوان کتاب هدایتگر انسان، به روش تحلیل محتوا و با استناد به آیات قرآن نگاشته شده است. تبیین مرحله به مرحله تعارض در آیات قرآن، تبیین قرآنی سبکهای مدیریت تعارض، و ارائه راهبردهای قرآنی برای حل تعارضات ارتباطی از دستاوردهای پژوهش حاضر است. نتیجه آنکه قرآن کریم مسأله تعارض در روابط را پذیرفته و آن را نتیجه طبیعی و اجتنابناپذیر تفاوتهای ذاتی انسانها میداند. در آیات قران چهار نوع تعارض مورد توجه قرار گرفته است. و سبکهای پنجگانه مدیریت تعارض به خوبی قابل شناسایی است. قرآن برای افزایش توانایی دفع و کنترل آن که در بعد فردی مطرح میشود: حقیقتجویی و حقیقتخواهی، خودآگاهی، خوددرمانبخشی، و عقلگرایی؛ و برای رفع و حل تعارضها که به بعد میان فردی مسأله توجه دارد: مذاکره، میانجیگری، و داوری را پیشنهاد نموده است. بکارگیری صحیح این راهبردها میتواند تعارض را از حالت یک رویداد مخرب و آسیبزا به حالت فرصتی برای بهرهمندی از نظرات و تفاوتهای بینفردی تبدیل نماید.
کلیدواژه ها: مدیریت تعارض، راهبرد حل تعارض، روابط میانفردی، قرآن کریم.
فایل اصل مقاله را می توانید از سایت اصلی مجله پژوهشنامه مددکاری اجتماعی دانلود نمائید.