بایدها ونبایدهای زندگی اجتماعی در احادیث امام رضا علیه السلام
چکيده:
انسان موجودي اجتماعي است و تنها در جمع و اجتماع است که تمام قوا و استعدادهاي او شکفته شده و به مقام والاي خليفه اللهي دست پيدا مي کند.
براي رسيدن به چنين مقامي انسانها نياز به برنامه اي منسجم و دقيق دارند که روابط اجتماعي آنها را سامان داده و سعادت و آرامش را براي جامعه به ارمغان آورد.
قوانين و مقررات انساني به دليل نقص قانونگذارش هميشه ناقص و خدشه پذير است پس بايد به قوانيني توسل جست و مقرراتي را پياده نمود که از هر گونه نقص و کاستي به دور بوده و اجتماع را در نهايت صلابت و سربلندي به سر منزل مقصود برساند.
توسل به کلام امام معصوم و آنرا سرلوحه عمل قرار دادن تنها راهي است که بي شک انسان را به اين هدف بزرگ مي رساند.
در اين مقاله به طور خاص به بيان احاديث امام رضا (ع) در مورد بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي مي پردازيم.
کليدواژه ها: اجتماع، فرهنگ، رضوي، اخلاق
کليدواژه ها:
اجتماع: گرد آمدن، تجمع، اجماع، جمع يا گروهي از انسانها که به نوعي با يکديگر در ارتباط هستند.
فرهنگ: ادب، تربيت، دانش، علم، معرفت
رضوي: منسوب به امام رضا (ع).
اخلاق: ج خلق، خويها، طبيعت باطني، سرشت دروني، سجيه.
مقدمه:
انسان در زندگي دنيايي خود همواره با سه نوع ارتباط رو به روست: ارتباط با خداوند، ارتباط با خود و ارتباط با اجتماع و ديگر انسانها
انسان با اصلاح اين سه رابطه به صورت عالي در دنيا و آخرت زندگي شاد و سعادتمندي خواهد داشت.
وظيفه انسان در هر يک از اين روابط در آيات قران و روايات معصومين (ع) به خوبي بيان شده.
براساس آموزه هاي ديني هر يک از انسانهايي که در طول زندگي با آنها برخورد مي کنيم راهي هستند که مي توانند ما را به خدا نزديک و يا دور کنند، در واقع راه رسيدن به خدا و رشد و تعالي انسان از ميان ساير انسانها مي گذرد.
چگونگي روابط اجتماعي انسان به طور حتم در ديگر روابط او نيز تاثيرگذار است.
بنابراين يکي از مهمترين ابعاد زندگي انسانها بعد اجتماعي آن است. انسان موجودي منزوي و بريده از ديگران نيست بلکه سرتا پاي وجود او را پيوندها، علاقه ها و ارتباطها تشکيل مي دهد، که همين ارتباطات اساس شکل گيري اجتماع و تشکيل جوامع انساني مي گردد. به همين دليل فردي که در اجتماع زندگي مي کند بايد بتواند به خوبي با ديگران ارتباط برقرار نمايد و با آنها همکاري کند. به همين دليل به قوانين، اصول و مقرراتي نياز دارد که سلامت روابط او را تضمين نمايد. اصول و ضوابطي که اجتماع را با مصالحي محکم و استوار بنا نهد.
از طرفي ما مسلمانان معتقديم که تمامي احتياجات و نيازهاي مردم از اول تا روز قيامت در همه حيطه ها و بخشهاي زندگي را خداوند توسط پيامبرش براي انسانها فرستاده و چيزي نيست مگر آنکه درباره آن آيه و حديثي وجود دارد که تکليف عملي انسانها را تعيين نموده و بايدها و نبايدهاي زندگي او را معلوم مي کند.
در اين مقاله به طور خاص به بيان بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي انسان در کلام سراسر مهر امام رضا (ع) مي پردازيم، بايدهايي چون خيرخواهي، مودت و دوستي، عدل و احسان، حسن خلق، عفو و صفح، احساس مسئوليت در برابر ديگران، راستگوئي و امانتداري و مداراي با مردم و نبايدهايي از قبيل آزار و اذيت، بغض و حسد، ظلم و ستم، مکر و حيله، مشاجره با مردم و دشمني با آنها که بايد از آنها پرهيز نمود.
عمل به اين اصول و ضوابط روابط اجتماعي انسانها را سامان داده و راه را بر بسياري از مشکلات اجتماعي مي بندد.
بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي در فرهنگ رضوي
دانشمندان انسان را موجودي اجتماعي مي دانند که خصلتاً و به طور طبيعي به سمت اجتماع ميل و کشش دارد و از تنهايي و عزلت گريزان است. از نظر آنها تمايل به زندگي اجتماعي و آمادگي براي ساخت اجتماع در خمير مايه انسانهاست و آنها به طور فطري به سمت زندگي اجتماعي کشيده مي شوند.
قران کريم نيز اين نظر را تائيد فرموده و در آياتي بدان اشاره نموده است.
پس انسان اصالتاً موجودي اجتماعي است و ميل و کشش به سوي اجتماع امري است که خداوند در سرشت انسانها نهاده و ذات انسان را به آن ملهم نموده است.
نيازها و خواسته ها و ناتواني انسان در براوردن آنها نيز دليل ديگري است که اين امر فطري را قوت و قدرت مي بخشد.
حال که اجتماعي بودن زندگي انسان و لزوم برقراري روابط اجتماعي براي انسان ثابت شد، براي برقراري نظم و انضباط در اجتماع و نيز رعايت حقوق انسانها نياز به قوانين و مقرراتي هست که روابط اجتماعي انسانها را سامان داده و آنرا به بهترين شکل پيش ببرد. قوانين و مقرراتي که تحت عنوان بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي از آن ياد مي شود و رعايت آنها باعث سرزندگي، پويايي و نشاط جامعه شده و انسانها را از فوايد عظيم زندگي در اجتماع بهره مند مي سازد.
بايدها و نبايدهايي که لازمه زندگي اجتماعي است و عدم توجه به آنها راحتي و آسايش را از اجتماع سلب نموده و آرامش آنرا به خطر مي اندازد.
در اين مختصر به بيان مهمترين بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي در کلام امام رضا (ع) مي پردازيم.
1ـ بايدهاي زندگي اجتماعي
بايدها مجموعه اموري هستند که افراد براي ساخت اجتماعي سالم و راقي موظف به انجام آنها هستند. هر کس در هر جايگاه و مقام اجتماعي وظيفه دارد براي نشاط و سلامت جامعه خود بکوشد، بايدهاي زندگي اجتماعي مسير اين تلاش و کوشش را نشان مي دهد.
اموري که انجام آنها روابط بين افراد را نيکو ساخته و باعث بهبود و اقتدار روابط بين انسانها مي شود. عبارتند از:
1ـ1. هر چه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند.
در حقيقت بهترين و کاملترين معيار براي سنجش درستي و نادرستي روابط اجتماعي همين معيار است که مبتني بر يک بينش انسان شناسانه کامل و دقيق است.
همه انسانها در انسانيت و شرافت و کرامت انساني برابرند و همه انسانها از يکديگر توقعات انساني متقابل دارند و بهترين راه شناخت توقع ديگران از ما اين است که ما خود را جاي آنها قرار داده و در موقعيت آنها تصور کنيم که از ما چه انتظاراتي دارند؟ و همين بينش را ملاک روابط اجتماعي خود قرار دهيم.
پس همانگونه که ما از ديگران توقعاتي داريم و دوست داريم ديگران آنها را برآورده سازند ديگران نيز از ما توقعاتي دارند و دوست دارند که برآورده شود و وظيفه ما برآوردن توقعات صحيح آنهاست.
امام رضا (ع) از قول پدر بزرگوار خود امير مومنان (ع) و آن بزرگوار از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: و اَحِبَّ لِاَخيکَ ما تُحبُ لِنَفسک[1]: و دوست داشته باش براي برادرت آنچه براي خود دوست داري.
و در جاي ديگري از قول پيامبر اکرم (ص) فرمودند: و ارضِ للناسِ ما تَرضي لِنَفسک[2]: راضي شو براي مردم به آنچه راضي مي شوي براي خودت.
تمامي مشکلات اجتماعي، حق کشيها و حق خوريها از آنجا سرچشمه مي گيرد که يک طرف رابطه براي خود حقي قائل است و ديگران را فاقد آن حق مي داند، براي خود چيزي را مي خواهد و فکر مي کند ديگران بدان نيازي ندارند، بر ديگران چيزهايي را واجب مي داند که بر خود واجب نمي شمارد و درباره مردم چيزهايي مي گويد که دوست ندارد درباره او بگويد و همه آنها در يک جمله خلاصه مي شود که آنها خود را ميزان بين خود و ديگران قرار نداده اند و اين جمله را آويزه گوش خود نکرده اند که: هر چه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند.
اينگونه رفتار و عملکرد سبب مي شود همه افراد در جامعه بدون هيچگونه دغدغه و نگراني با يکديگر ارتباط برقرار ساخته و از امور ناخوشايند و نامطلوب در امان باشند.
1ـ2. مودّت و دوستي
مودت و دوستي يکي از لوازم اساسي زندگي اجتماعي است. افراد در اجتماع در کنار هم و با هم بايد به گونه اي زندگي کنند که از زندگي خود و بودن در اجتماع نهايت استفاده را ببرند.
امام رضا (ع) فرمودند: رَاسُ العقلِ بَعد الدينِ التّودُدُ الي النّاس[3]: راس عقل بعد از دين مهرورزي با مردم است.
و فرمودند : التَّودُد نِصفُ الدّين[4]: مهرورزي نيمي از دين است.
بنابراين مهرورزي با مردم و دوست داشتن آنها نه تنها امري عقلي است که سلامت روحي افراد و نيز سلامت اجتماع را تامين مي نمايد داراي ريشه اي عميق در اعتقادات و مذهب دارد به اندازه اي که قسمتي از دينداري انسان در اين زمينه معنا مي شود و حقيقت مي يابد.
از طرفي دوستي با مردم و مهرورزي با آنان خير و صلاح اجتماع را به ارمغان آورده و سبب سرزندگي، شادي و نشاط در ميان افراد مي شود.
امام رضا (ع) از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: لا تزال امتي بخير ما تحابوا ...[5] : امت من تا به هم مهر بورزند و همديگر را دوست داشته باشند همواره در خير خواهند بود.
بنابراين افراد در روابط خود بايد محبت و دوستي را سرلوحه عمل خود قرار داده و از خشم و کدورت و دشمني با هم بپرهيزند.
دشمني با مردم نه تنها عرصه را بر آدمي تلخ نموده و سبب نارضايتي او مي شود، اجتماع را نيز تحت تأثير قرار داده و جوي سنگين، خشن و نامساعد را بر جامعه حاکم مي سازد که زندگي در آنرا براي افراد عذاب آور مي سازد.
1ـ3. خيرخواهي.
خيرخواهي يعني با نهايت خلوص و صداقت و از روي محبت و شفقت طلب خير و نعمت براي ديگران کردن. خيرخواهي از بالاترين صفات انساني است و چون نيت نيک خود داراي ثواب و ارزش است هر که طالب خير و خوبي براي ديگران باشد در هر خيري که به آنها برسد شريک است و در حقيقت طالب نيکيها مثل فاعل آنها است و خداوند دوست دارد نيت انسان براي مردم نيک و خير باشد[6].
به علاوه اراده و خواست خداوند بر خير و صلاح بندگان تعلق دارد و خيرخواهي در حق ديگران قرار گرفتن در مسير اراده و خواست خداوند است که فطرت هر انساني به سمت آن ميل دارد.
امام رضا (ع) فرمودند: حَقُ المومنِ عَلَي المومنِ اَن يمحِضَهُ النَّصيحَةَ في المَشهَدِ وَ المَغيب کَنَصيحتِهِ لِنَفسه[7]: حق مومن بر مومن آن است که در حضور و غيابش خير او را بخواهد همانگونه که براي خود خيرخواهي مي کند.
همانطور که انسان جز خير و نيکي براي خود نمي پسندد در حق ساير افراد اجتماع نيز بايد چنين باشد.
بنابراين همه افراد در اجتماع و در روابط خود با ديگران، بايد به حد توان در خيرخواهي و خير رساني به سايرين تلاش نموده و بدين وسيله روحيه محبت و مهرورزي را در اجتماع گسترش دهند.
1ـ4. عدل و احسان
در دين اسلام پس از حق الله، حق الناس از مهمترين اموري است که از آن بازخواست مي شود و در صورت تعدي و تجاوز تا از جانب صاحب حق بخشوده نشود آمرزيده نخواهد شد.
عدل آن است که به هر کس حقش داده شود و احسان يعني به کسي بيشتر از آنکه حق اوست داده شود.
عدالت رعايت انصاف در کارها و برخوردهاست و احسان تفضلي فراتر از حق افراد است. احسان زيادي در مکارم و کارهاي پسنديده است.
خداي مهربان در قران به عدل و احسان فرمان مي دهد[8] و از انسانها مي خواهد که به يکديگر نفع برسانند[9].
زندگي در اجتماع و رابطه با ديگران خواه ناخواه حقوقي را بر انسان واجب مي سازد که انسان را موظف به انجام آن مي کند. اجتماع سالم اجتماعي است که در آن حقوق هر کس از جانب ساير افراد محترم شمرده شود و هر کس به راحتي به تمامي حقوق مادي و معنوي خود برسد.
فطرت انساني نيز اقتضا مي کند که حقوق و وظايف همه انسانها با هم برابر باشد چرا که همه در اصل خلقت با هم برابرند و هيچيک بر ديگري برتري ندارند.
در اجتماع بايد هر کس به آنچه شايسته و سزاوار آن است برسد بدون اينکه حق کسي مزاحم حق ديگري شود.
امام رضا (ع) فرمودند: اِستعمالُ العدلِ و الاحسانِ مُؤَذِنٌ بِدَوامِ النِّعمه[10]: به کار بردن عدل و احسان تداوم نعمتها را فرا مي خواند.
با عدالت هر کس در اجتماع به حق خود مي رسد و با احسان محبت و نيکي در ميان مردم منتشر مي شود. دلهاي مردم با احسان به هم نزديک شده و صفا و صميميت اجتماع را فرا مي گيرد و تحولي عميق ايجاد مي کند که رضاي خدا را جلب نموده و از خشم او جلوگيري مي کند.
امام رضا (ع) فرمودند : ثلاث منجيات: ... و العدل في الرضا و الغضب ...[11]: سه چيز سبب نجات است که يکي از آنها رعايت عدالت در حالت خشنودي و خشم است.
بنابراين براي داشتن اجتماعي سالم و بانشاط هر يک از افراد در روابط خود بايد به عدالت رفتار نموده و از ظلم و ستم در حق ديگران بپرهيزند.
1ـ5. معاشرت نيکو
يکي از لوازم اصلي زندگي اجتماعي معاشرت نيکو با ديگران است.
امام رضا (ع) فرمودند: وَ اَجمِل مُعاَشَرتک مَع الصَّغيرِ و الکَبير[12]: با کوچک و بزرگ نيکو معاشرت کن.
معاشرت نيکو تمامي محاسن اخلاقي را شامل مي شود: حسن قول، حسن خلق، حسن ظن، صداقت، تواضع، تکريم، رعايت ادب و احترام و ... همگي مصاديقي از حسن معاشرت هستند.
حسن معاشرت هم دستوري ديني و عقلي است که به خودي خود ارزشمند است و هم سبب ايجاد روابط سالم و سازنده و ايمن در اجتماع مي شود که صفا و صميميت اجتماع را تامين نموده و سبب ايجاد روحيه همدلي و مهر و محبت در جامعه مي شود.
1ـ6. حسن خلق
حسن خلق يعني برخورد با روي شاد و چهره گشاده و پرهيز از خشونت، گرفته روئي و درشت خويي با مردم.
حسن خلق يکي از صفات مومنين واقعي است[13]:
حسن خلق نه تنها در جنبه فردي به انسان نشاط و شادي مي بخشد بلکه به اجتماع نيز نشاط و شادماني بخشيده و سبب جلب قلوب افراد مي شود.
امام رضا (ع) از قول اميرالمومنين (ع) و آن بزرگوار از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند که: اِنَّکُم لَن تَسَعوا النّاسَ بِاَموالِکُم فَسَعُوهُم بِاَخلاقِکُم[14]: شما نمي توانيد با اموالتان به مردم گشايش دهيد پس با اخلاقتان آنها را بهره مند سازيد.
آري سرمايه مالي انسان هر قدر هم زياد باشد با بخشش زياد از بين مي رود و اصولاً سرمايه انسان به اندازه اي نيست که بتوان با آن همه مردم را راضي نمود و دل آنها را به دست آورد، اما خلق نيکو سرمايه اي است که در آن محدوديتي وجود ندارد.
با اخلاق نيک مي توان به همه گشايش داد و با همه روابطي نيکو برقرار کرد.
خلق نيکو به دليل ظهور آن در اولين لحظات ارتباط هميشه در ذهن طرف مقابل ثابت و ماندگار خواهد بود و پوششي بر تمام بديها، کاستيها و نقاط ضعف انسان مي اندازد و ديگران را تحت تاثير قرار مي دهد.
فرد خوش اخلاق به واسطه اخلاق نيکويش در ميان انسانها داراي جايگاه ويژه اي ميگردد و زندگي زيبا، سعادتمند و همراه با آرامشي خواهد داشت.
چنين شرايطي خير و سعادت دنيا و آخرت را براي انسان به ارمغان خواهد آورد.
امام رضا (ع) فرمودند: لا عَيشَ اَهنَأُ مِن حُسنِ الخُلق[15]: هيچ لذتي گواراتر از حسن خلق نيست.
حسن خلق به اجتماع نشاط، شادابي و سرزندگي مي بخشد و روابط را نيکو و مفيد مي سازد.
بنابراين هر يک از افراد در زندگي اجتماعي خود وظيفه دارند با اخلاقي نيک و زيبا مهر و محبت و عطوفت را در ميان خود منتشر سازند و از آن پلي بسازند براي رسيدن به خير دنيا و آخرت خود.
1ـ7. عفو و صفح
عفو يعني گذشت و بخشيدن گناه کسي که مستحق عقوبت و انتقام است و صفح به معناي اغماض و ناديده گرفتن گناه و اشتباه ديگران است و در مرتبه اي بالاتر از عفو قرار دارد.
عفو و صفح نوعي احسان و نيکي در حق ديگران است و خداي مهربان در قران کريم انسانها را بدان فرمان مي دهد.
امام رضا (ع) در تفسير آيه فاصفح الصفح الجميل فرمودند: منظور بخشش بدون سرزنش است[16].
بخشش ديگران بدون سرزنش و عقاب داراي اثر تسکيني بسيار عميق و گسترده اي است که قلبها را به هم نزديک نموده و بر عزت و عظمت افراد مي افزايد. و اجتماعي سالم و راقي مي سازد که در آن هيچ کينه و کدورتي راه نداشته و هر چه هست سلم و صفا و مهر و دوستي است.
حال که يک عمل کوچک داراي چنان اثرات عميق و ارزشمندي است بر تک تک افراد لازم است خود را به چنين رفتاري آراسته ساخته و خود و اجتماع را از اثرات آن بهره مند سازند.
1ـ8. احساس مسئوليت
زندگي در اجتماع و برقرار کردن رابطه با ديگران وظيفه ي احساس مسئوليت در برابر ديگران را بر عهده انسان مي گذارد.
انسان وقتي در اجتماع و در ميان مردم زندگي مي کند نمي تواند نسبت به آينده و سرنوشت آنها بي تفاوت باشد.
بنابراين انسان همانگونه که براي سعادت و خوشبختي خود تلاش مي کند. بايد براي سعادت و خوشبختي اطرافيانش نيز تلاش کند.
يکي از مصاديق احساس مسئوليت در برابر اجتماع امر به معروف و نهي از منکر است.
هر يک از افراد در اجتماع بايد نگران آينده و سعادت جامعه خود باشند. پس انسان نمي تواند گناهي را ببيند و چيزي نگويد زيرا گناه و نافرماني سبب هلاکت فرد و اجتماع است.
پس انسان در اجتماع نه تنها بايد خود را به نيکيها عادت داده و از بديها بازدارد بلکه بايد ديگران را نيز به نيکي دعوت نموده و از بديها و زشتيها بازدارد.
امر به معروف و نهي از منکر اين نقش را به خوبي در اجتماع ايفا مي کند.
امام رضا (ع) فرمودند: لَتَامُرُنَّ بِالمعروفِ وَ لَتَنهُنَّ عَن المنکَرِ او لَيستَعمِلُنَّ عَليکُم شِرارکُم فَيدعُوا خِيارکم فَلا يستجاب لَهم[17]: بايد امر به معروف و نهي از منکر کنيد يا بدهايتان بر شما حاکم شده آنگاه خوبهايتان دعا مي کنند ولي مستجاب نمي شود.
امر به معروف و نهي از منکر باعث ريشه کن شدن بديها و پديد آمدن زمينه براي رشد خوبيها مي شود.
1ـ9. راستگويي و امانتداري
حداقل انتظاري که هر فرد مي تواند از اطرافيانش داشته باشد اين است که به او راست بگويند.
گفتن همه چيز ضرورت ندارد اما وقتي بنا شد گفته شود بايد حقيقت گفته شود. نه اينکه واقعيت به گونه اي وارونه شود و چيزهائي گفته شود که هيچ اصل و واقعيتي ندارد.
امانتداري نيز خصلتي نيکو و پسنديده است که لازمه زندگي اجتماعي است و حس اعتماد را در بين افراد بالا مي برد.
امام رضا (ع) در سفارش به دوستانشان به عبدالعظيم فرمودند: يا عَبدالعظيم اَبلِغ عَني اَوليائي السَّلام و قُل لَهم لايجعَلوا لِلشيطانِ عَلي اَنفُسِهِم سَبيلاً وَ مُرهُم بِالصّدقِ في الحديثِ وَ اَداءِ الاَمانه ...[18]: اي عبدالعظيم به دوستانم سلام مرا برسان و به آنها بگو شيطان را در ميان خود راه ندهيد و با راستگوئي و امانتداري با هم رفتار کنيد.
اگر اين دو صفت در اجتماع فراگير و همگاني شود روحيه راستي و درستي در اجتماع بالا رفته و محبت و اعتماد متقابل را در ميان افراد حاکم مي سازد.
پس براي ايجاد روح اعتماد و ارتباط نيکو، همه افراد اجتماع بايد خود را به اين دو صفت ارزشمند آراسته سازند تا از فوايد آن بهره برده و در اجتماع با اطمينان و آرامش خاطر زندگي کنند.
1ـ10. مدارا با مردم
زندگي در اجتماع و برقراري روابط اجتماعي با ديگران سبب برخورد انسان با اخلاقها، رفتارها و برخوردهاي متفاوت مي گردد.
هيچ دو انسان در کره خاکي کاملاً شبيه هم نيستند، گاهي رفتارها و برخوردها دلنشين و پسنديده است و گاهي انسان با کساني رو به رو مي شود که داراي اخلاق و رفتاري ناپسند و غير قابل قبول هستند.
در اينگونه موارد و در برخورد با چنين افرادي بهترين روش مدارا و سازش است.
امام رضا (ع) از قول پيامبر اکــرم (ص) نقل فرمودند: اَمَر رَبي بِمُداراهِ الناسِ کَما اَمَرَني بِاقامَهِ الفرائض[19]:پروردگارم
مرا به مداراي با مردم فرمان داد همانگونه که به اقامه واجبات فرمان داده است.
پيامبر اکرم (ص) با همين خصلت نيکو و پسنديده بود که توانست قلوب مردم جاهلي عصر خود را جلب نموده و از اعراب تندخو و سرسخت انسانهايي شجاع و رئوف بسازد.
مداراي با مردم باعث از بين رفتن اختلافات و تفاوتهاي فکري شده و سلم و صفا را براي جامعه به ارمغان مي آورد.
اينکه انسان اين قدرت را در خود ايجاد کند که بتواند همه افکار و آراء را با سعه صدر شنيده و براي هر يک از آنها احترام قائل باشد و حتي بتواند رفتارهاي ناپسند را تحمل نمايد دوستي را در بين افراد گسترش داده و سلامت جامعه را تضمين کرده و از هر گونه دشمني و نزاع پيشگيري مي نمايد.
پس مداراي با مردم و احترام به خواستها، نظرات و اعتقادات آنها لازمه زندگي در اجتماع و برقراري روابط اجتماعي نيکو و پر ثمر است.
2. نبايدهاي زندگي اجتماعي
آنچه در روابط ميان انسانها خلل ايجاد نموده و روابط آنها را از حالت سودمند و لذت بخش خارج نموده و در ميان آنها ايجاد اختلاف و شکاف مي نمايد و در نهايت روابط مفيد و ارزشمند را تبديل به روابطي خشک و ناخوشايند مي سازد و انسانها بايد از آن پرهيز نمايند، نبايدهاي زندگي اجتماعي را تشکيل مي دهند.
اموري که براي اجتماع و روابط اجتماعي انسانها مضر است و آن را دچار رکود و شکست مي سازد. به طور کلي هر آنچه در آيات و روايات از آن نهي شده به نوعي بر روابط اجتماعي انسان تاثير منفي گذاشته و خلوص و صفاي آن را مکدر مي سازد در اين بخش جاي مي گيرد.
2ـ1. بغض و حسد
خطاها و اشتباهات ديگران را به دل گرفتن و آنرا در دل بزرگ کردن و بدي ديگران را خواستن و آرزوي از بين رفتن نعمت ديگران را داشتن، نه تنها بذر بدي و شرارت را در دل کاشته و دل را جايگاه دشمني و بدخواهي مي کند، آتش خشم و غضب را شعله ور ساخته و سبب از بين رفتن دوستيها و نابودي روابط مي گردد.
وجود چنين خصوصياتي انسان را از برقراري روابطي گرم و صميمي باز مي دارد و کينه و کدورت را بر دلها حاکم مي کند و سبب جدايي افراد از يکديگر و ايجاد اختلاف و تفرقه مي گردد.
امام رضا (ع) در حديثي به اين آفت بزرگ اشاره نموده و فرمودند: دَبّ اِلَيکُم داءُ الاُمَمِ قَبلَکُم البَغضاءُ و الحَسَد[20]: بيماري امتهاي گذشته آرام آرام به سوي شما مي آيد، بغض و حسد.
در اين حديث شريف بغض و حسد به عنوان دو بيماري مهلک معرفي شده اند که گريبانگير جوامع گذشته بوده و سبب هلاک و نابودي آنها شده است.
امام هشدار مي دهند که اين دو بيماري به ميان شما هم راه پيدا مي کند.
بنابراين افراد در اجتماع در معرض اين دو بيماري قرار دارند، که اگر خود را از شر آن خلاص نکنند و با تلاش و مجاهده آنرا از وجود خود ريشه کن نکنند، آنها را از پاي درآورده و همانند امتهاي گذشته به هلاک و نابودي مي کشاند. بنابراين براي داشتن اجتماعي سالم و موفق بايد کينه و کدورتها را کنار گذاشت و راه هر گونه حسادت را بر دلها بست تا در سايه چنين رفتاري افراد به آرامش رسيده و جامعه از هلاک و نابودي در امان بماند.
2ـ2. آزار و اذيت
آزار و اذيت ديگران در هر لباسي، به هر شکلي و توسط هر کسي در اجتماع امري زشت و ناپسند است، که قلب انسان را آزرده نموده و سبب از بين رفتن حرمتها و صميميت بين افراد مي شود.
آزار و اذيت ديگران آرامش و اطمينان افراد را سلب نموده و در اجتماع سبب ايجاد دلهره و نگراني مي شود. در کلام امام رضا (ع) پرهيز از آزار و اذيت ديگران يکي از نشانه هاي فرد مسلمان بيان شده است[21].
پرهيز از آزار و اذيت ديگران در اجتماع احساس امنيت و آرامشي ايجاد مي کند و زمينه ساز روابطي سالم و سازنده مي گردد، که هم تک تک افراد و هم کل اجتماع از پيامدهاي خوشايند آن بهره مند خواهند شد. و اين زمينه ساز رستگاري آنها خواهد شد.
به همين دليل امام رضا (ع) يکي از نشانه هاي خوشبختي افراد را بي آزاري آنها معرفي نموده و فرمودند: طوبي لِمَن سَلِم النّاس مِن لِسانِهِ وَ يده[22]: خوشا به حال کسي که مردم از دست و زبان او در امان باشند.
بنابراين زندگي در اجتماع اقتضاء مي کند که هر يک از افراد تا حد ممکن رفتار و اعمال خود را کنترل نموده و از
آزار و اذيت ديگران به هر شکلي بپرهيزند. تا همه بتوانند در اجتماعي سالم و با آرامش و امنيت زندگي کنند و از هر گونه ترس و ناامني در امان باشند.
2ـ3. ظلم
زندگي اجتماعي و ارتباط مداوم انسانها با يکديگر به دلايل مختلف بر عهده هر يک از افراد حقوق و وظايفي را واجب مي سازد که نقش مهمي را در استمرار و دوام و يا زوال و از هم پاشي روابط ميان آنها دارد.
پس از ايمان به خدا و روز رستاخيز مهمترين حقي که بر عهده انسانها است حق الناس است.
پس احترام به حقوق مادي و معنوي ديگران از مهمترين وظايف و تکاليف ديني ماست. و تضييع حقوق ديگران در هيچ شرايطي قابل قبول نيست.
امام رضا (ع) فرمود: اِياکُم وَ الظُّلم فَاِنَّهُ يُخَرِبُ قُلوبَکم[23]: از ظلم بپرهيزيد زيرا قلبهاي شما را ويران مي کند.
ظلم و ناديده گرفتن حقوق ديگران ، محبت ميان افراد را از بين برده و روابطي خشک و بي روح ايجاد مي کند که هر لحظه در حال فرو پاشيدن است.
بنابراين تک تک افراد در رابطه خود با ديگران بايد از ظلم و تجاوز به حقوق ديگران بپرهيزند و اگر ناخواسته حقي ضايع شد در صدد جبران و تلافي برآمده و از تکرار آن بپرهيزند. چرا که تکرار و ادامه آن فطرت حق جو و حقيقت خواه انسان را از مسير واقعي خود منحرف نموده و سبب وارونگي قلب انسان مي شود که در نهايت او را به هلاک و نابودي مي کشاند. و هلاک و نابودي انسانها در واقع هلاک و نابودي اجتماع است.
2ـ4. مکر و حيله
در گذشته بيان کرديم که يکي از لوازم زندگي اجتماعي خير خواهي افراد براي يکديگر است.
بدخواهي براي ديگران و فريب آنها به هر شکلي يکي از آسيبهاي بزرگ براي اجتماعات انساني است.
امام رضا (ع) فرمودند: لَيس مِنا مَن غَشَّ مُسلماً وَ لَيسَ مِنّا مَن خانَ مُسلماً[24]: از ما نيست کسي که مسلماني را بفريبد و از ما نيست کسي که به مسلماني خيانت کند.
فريب و خيانت در حق ديگران نه تنها انسان را از ولايت اهل بيت خارج نموده و ايمان او را سلب مي نمايد بلکه
حس اعتماد و اطمينان را در اجتماع از بين برده و زندگي اجتماعي انسانها را تحت تاثير قرار مي دهد.
هر يک از افراد بايد براي سعادت اجتماع خود تلاش کنند و سعادت اجتماع جز از طريق سعادت تک تک افراد تامين نمي شود بنابراين همه افراد وظيفه دارند براي خوشبختي يکديگر بکوشند و از بدي در حق ديگران و بدخواهي براي آنان بپرهيزند.
امام رضا (ع) فرمودند: لا يقبلِ اللهُ عَمَل عَبدٍ وَ هُو يُضمِرُ في قلبِهِ عَلي مُومنٍ سوءً[25]: خداوند عمل بنده اي را که در قلبش براي مومني بدي را پنهان دارد قبول نمي کند.
بدخواهي در دل، انسان را به تلاش براي ضربه زدن و آسيب رساندن به ديگران وامي دارد و چنين رفتاري اجتماع را به فساد کشانده و آرامش افراد را سلب مي نمايد.
بنابراين هيچگاه نبايد انسان در دل خود انديشه بدي و بدخواهي ديگران را راه دهد. زيرا همين انديشه بد انسان را به سوي بدي در عمل کشانده و سرانجام بدي چيزي جز زشتي و فساد نيست و اين زشتي نه تنها به اجتماع آسيب رسانده و آنرا از حالت عادي خارج مي کند، نتيجه اش به خود انسان بازگشته و سعادت و خوشبختي او را سلب مي کند.
2ـ5. مشاجره
در اجتماع افراد مختلفي زندگي مي کنند که داراي افکار، آراء، نظرات و سلايق متفاوتي هستند. اما هيچيک از اين امور نبايد وسيله اي براي اختلاف و تفرقه باشد.
همه مشکلات و اختلاف سليقه ها ميان مردم اجتماع بايد بر اساس مهر و محبت و گفتگوي صميمانه برطرف شود و هر يک از افراد بايد خالصانه براي هدايت و راهنمايي ديگران بکوشند.
در اين صورت جايي براي مشاجره و جدال بين مردم باقي نمي ماند و همه اختلافات و تفاوتها با محبت و دلسوزي برطرف مي شود.
مشاجره با مردم نه تنها اختلافات را دامن مي زند، بلکه عزت و احترام بين افراد را از بين برده و سبب ظاهر شدن عيوب و زشتيهاي اخلاقي افراد مي گردد.
امام رضــا (ع) فرمودند: اِياکُم و مُشاجَرَهَ النّاسِ فَاِنَّها تُظهِرُ الغِرَّه وَ تُدفِنُ العِزّه[26]: از مشــاجره با مردم بپرهيزيد زيرا
عيوب را آشکار و عزت را پنهان مي کند.
منازعه و مشاجره با مردم و تندي و خشونت در روابط اجتماعي جز دشمني و کدورت نتيجه اي به دنبال ندارد و کرامت ذاتي افراد، انسان را از چنين رفتاري باز مي دارد.
مشاجره با مردم نه تنها اصلاحگر نيست بلکه حس لجاجت و خودخواهي افراد را برانگيخته و باعث تکرار عامدانه رفتار مي شود، که اين عمل يکي از آسيبهاي مهم در ميان اجتماعات انساني است که بايد به شدت از آن پرهيز نمود.
2ـ6. خصومت
امام رضا (ع) فرمودند: اِياکَ و الخُصومَه فَاِنَّها تورثُ الشَّکَ و تَحبِطُ العَمَلَ وَ تردي بِصاحِبِها وَ عَسي اَن يتَکَلَّمَ بِشَي لا يغفِرُ لَه[27]: از دشمني بپرهيزيد زيرا شک را به دنبال مي آورد و عمل را از بين مي برد و به صاحبش باز مي گردد و چه بسا چيزي بگويد که بخشيده نشود.
مهرورزي و دوستي در زندگي اجتماعي امري لازم و غير قابل انکار است، که نه تنها ريشه ديني و مذهبي دارد بلکه امري عقلي است که سلامت افراد و اجتماع را تامين مي نمايد.
در مقابل دشمني و خصومت ميان افراد امري زشت و ناپسند است که وحدت و هماهنگي اجتماع را از بين برده و سبب ايجاد اختلاف و دو دستگي عميق در بين افراد جامعه مي شود. و در نهايت آسيبهاي حاصل از آن دامن تک تک افراد را خواهد گرفت.
بنابراين افراد براي استفاده حداکثري از نيروي اجتماع و نيز بهره بردن از مزاياي زندگي اجتماعي بايد از هر گونه دشمني پرهيز نموده و با حفظ روابط نيکو و پسنديده در بهبود زندگي فردي و اجتماعي خود بکوشند.
نتيجه:
انسان موجودي اجتماعي است و براي اينکه تمام استعدادها و تونائيهايش به طور درست شکوفا شوند نياز به زندگي در اجتماعي و برقراري روابط اجتماعي دارد.
در قران کريم و نيز روايات معصومين (ع) اصول و ضوابطي براي برقراري رابطه درست و مفيد با ديگران وضع شده که عمل به آنها سلامت روابط انسان را تامين نموده و زمينه رشد و توسعه اخلاقي را در وجود انسان فراهم مي سازد.
دسته اي از اين اصول و ضوابط اموري است که انسانها بايد در زندگي اجتماعي خود بدان پايبند بوده و براساس آن عمل کنند.
از مهمترين بايدهايي که در کلام امام رضا (ع) بدان اشاره شده مي توان از امور زير نام برد.
ـ معيار قرار دادن خود در رابطه با ديگران
ـ خيرخواهي براي ديگران
ـ عدالت در روابط و احسان به ديگران
ـ معاشرت نيکو داشتن
ـ با حسن خلق برخورد کردن
ـ بخشيدن و چشم پوشي گناهان ديگران
ـ احساس مسئوليت در برابر جامعه
ـ راستگويي و امانتدار بودن
ـ مدارا با مردم
دسته اي نيز اموري هستند که باعث نابودي اجتماع و روابط انساني مي شود که بايد از آن پرهيز نمود.
مهمترين نبايدهايي که در کلام امام رضا (ع) بدان اشاره شده عبارتند از:
ـ بغض و حسد داشتن
ـ آزار و اذيت ديگران
ـ ظلم و ستم نمودن و تضييع حقوق افراد
ـ مکر و حيله و بدخواهي ديگران
ـ مشاجره و نزاع با ديگران
ـ خصومت و دشمني با افراد اجتماع
عمل به اين بايد ها و پرهيز از اين نبايدها باعث برقراري روابطي نيکو و پسنديده شده و اجتماعي سالم، راقي و سربلند مي سازد که زمينه رشد و پيشرفت افراد را فراهم مي آورد.
فهرست منابع:
قران کريم
تميمي آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، تبليغات، 1366.
حر عاملي، محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، قم، ال البيت، 1409 ق.
شعيري، تاج الدين، جامع الاخبار، قم، رضي، 1363.
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن، امالي، قم، دارالثقافه، 1414 ق.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404 ق.
محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرک الوسايل، قم، ال البيت، 1408 ق.
[1] ـ امالي طوسي/ 508 و بحارالانوار/ 72/ 107.
[2] ـ امالي طوسي/ 507.
[3] ـ بحارالانوار/ 71/ 392.
[4] ـ بحارالانوار/ 7/ 392.
[5] ـ بحارالانوار/ 16/ 394 و جامع الاخبار/ 136.
[6] ـ غررالحکم و دررالکلم/ 27.
[7] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 336.
[8] ـ نحل/ 90.
[9] ـ قصص/ 76.
[10] ـ بحارالانوار/ 72/ 26.
[11] ـ وسايل الشيعه/ 1/ 105.
[12] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 354.
[13] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 159.
[14] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 161.
[15] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 444.
[16] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 170.
[17] ـ وسايل الشيعه/ 16/ 118.
[18] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 102 و اختصاص/ 147.
[19] ـ امالي طوسي/ 481.
[20] ـ وسايل الشيعه/ 15/ 367 و بحارالانوار/ 71/ 292.
[21] ـ وسايل الشيعه/12/127.
[22] ـ مستدرک الوسايل/ 11/ 184.
[23] ـ مستدرک الوسايل/ 12/ 103.
[24] ـ بحارالانوار/ 68/ 387.
[25] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 140 و بحارالانوار/ 71/ 230.
[26] ـ بحارالانوار/ 72/ 210.
[27] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 77.