بایدها ونبایدهای زندگی اجتماعی در احادیث امام رضا علیه السلام


چکيده:
انسان موجودي اجتماعي است و تنها در جمع و اجتماع است که تمام قوا و استعدادهاي او شکفته شده و به مقام والاي خليفه اللهي دست پيدا مي کند.
براي رسيدن به چنين مقامي انسانها نياز به برنامه اي منسجم و دقيق دارند که روابط اجتماعي آنها را سامان داده و سعادت و آرامش را براي جامعه به ارمغان آورد.
قوانين و مقررات انساني به دليل نقص قانونگذارش هميشه ناقص و خدشه پذير است پس بايد به قوانيني توسل جست و مقرراتي را پياده نمود که از هر گونه نقص و کاستي به دور بوده و اجتماع را در نهايت صلابت و سربلندي به سر منزل مقصود برساند.
توسل به کلام امام معصوم و آنرا سرلوحه عمل قرار دادن تنها راهي است که بي شک انسان را به اين هدف بزرگ مي رساند.
در اين مقاله به طور خاص به بيان احاديث امام رضا (ع) در مورد بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي مي پردازيم.
کليدواژه ها: اجتماع، فرهنگ، رضوي، اخلاق
کليدواژه ها:
اجتماع: گرد آمدن، تجمع، اجماع، جمع يا گروهي از انسانها که به نوعي با يکديگر در ارتباط هستند.
فرهنگ: ادب، تربيت، دانش، علم، معرفت
رضوي: منسوب به امام رضا (ع).
اخلاق: ج خلق، خويها، طبيعت باطني، سرشت دروني، سجيه.
 
 
 
 
 
مقدمه:
انسان در زندگي دنيايي خود همواره با سه نوع ارتباط رو به روست: ارتباط با خداوند، ارتباط با خود و ارتباط با اجتماع و ديگر انسانها
انسان با اصلاح اين سه رابطه به صورت عالي در دنيا و آخرت زندگي شاد و سعادتمندي خواهد داشت.
وظيفه انسان در هر يک از اين روابط در آيات قران و روايات معصومين (ع) به خوبي بيان شده.
براساس آموزه هاي ديني هر يک از انسانهايي که در طول زندگي با آنها برخورد مي کنيم راهي هستند که        مي توانند ما را به خدا نزديک و يا دور کنند، در واقع راه رسيدن به خدا و رشد و تعالي انسان از ميان ساير انسانها      مي گذرد.
چگونگي روابط اجتماعي انسان به طور حتم در ديگر روابط او نيز تاثيرگذار است.
بنابراين يکي از مهمترين ابعاد زندگي انسانها بعد اجتماعي آن است. انسان موجودي منزوي و بريده از ديگران نيست بلکه سرتا پاي وجود او را پيوندها، علاقه ها و ارتباطها تشکيل مي دهد، که همين ارتباطات اساس شکل گيري اجتماع و تشکيل جوامع انساني مي گردد. به همين دليل فردي که در اجتماع زندگي مي کند بايد بتواند به خوبي با ديگران ارتباط برقرار نمايد و با آنها همکاري کند. به همين دليل به قوانين، اصول و مقرراتي نياز دارد که سلامت روابط او را تضمين نمايد. اصول و ضوابطي که اجتماع را با مصالحي محکم و استوار بنا نهد.
از طرفي ما مسلمانان معتقديم که تمامي احتياجات و نيازهاي مردم از اول تا روز قيامت در همه حيطه ها و بخشهاي زندگي را خداوند توسط پيامبرش براي انسانها فرستاده و چيزي نيست مگر آنکه درباره آن آيه و حديثي وجود دارد که تکليف عملي انسانها را تعيين نموده و بايدها و نبايدهاي زندگي او را معلوم مي کند.
در اين مقاله به طور خاص به بيان بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي انسان در کلام سراسر مهر امام رضا (ع)  مي پردازيم، بايدهايي چون خيرخواهي، مودت و دوستي، عدل و احسان، حسن خلق، عفو و صفح، احساس مسئوليت در برابر ديگران، راستگوئي و امانتداري و مداراي با مردم و نبايدهايي از قبيل آزار و اذيت، بغض و حسد، ظلم و ستم، مکر و حيله، مشاجره با مردم و دشمني با آنها که بايد از آنها پرهيز نمود.
عمل به اين اصول و ضوابط روابط اجتماعي انسانها را سامان داده و راه را بر بسياري از مشکلات اجتماعي      مي بندد.
بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي در فرهنگ رضوي
دانشمندان انسان را موجودي اجتماعي مي دانند که خصلتاً و به طور طبيعي به سمت اجتماع ميل و کشش دارد و از تنهايي و عزلت گريزان است. از نظر آنها تمايل به زندگي اجتماعي و آمادگي براي ساخت اجتماع در خمير مايه انسانهاست و آنها به طور فطري به سمت زندگي اجتماعي کشيده مي شوند.
قران کريم نيز اين نظر را تائيد فرموده و در آياتي بدان اشاره نموده است.
پس انسان اصالتاً موجودي اجتماعي است و ميل و کشش به سوي اجتماع امري است که خداوند در سرشت انسانها نهاده و ذات انسان را به آن ملهم نموده است.
نيازها و خواسته ها و ناتواني انسان در براوردن آنها نيز دليل ديگري است که اين امر فطري را قوت و قدرت    مي بخشد.
حال که اجتماعي بودن زندگي انسان و لزوم برقراري روابط اجتماعي براي انسان ثابت شد، براي برقراري نظم و انضباط در اجتماع و نيز رعايت حقوق انسانها نياز به قوانين و مقرراتي هست که روابط اجتماعي انسانها را سامان داده و آنرا به بهترين شکل پيش ببرد. قوانين و مقرراتي که تحت عنوان بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي از آن ياد مي شود و رعايت آنها باعث سرزندگي، پويايي و نشاط جامعه شده و انسانها را از فوايد عظيم زندگي در اجتماع بهره مند مي سازد.
بايدها و نبايدهايي که لازمه زندگي اجتماعي است و عدم توجه به آنها راحتي و آسايش را از اجتماع سلب نموده و آرامش آنرا به خطر مي اندازد.
در اين مختصر به بيان مهمترين بايدها و نبايدهاي زندگي اجتماعي در کلام امام رضا (ع) مي پردازيم.
1ـ بايدهاي زندگي اجتماعي
بايدها مجموعه اموري هستند که افراد براي ساخت اجتماعي سالم و راقي موظف به انجام آنها هستند. هر کس در هر جايگاه و مقام اجتماعي وظيفه دارد براي نشاط و سلامت جامعه خود بکوشد، بايدهاي زندگي اجتماعي مسير اين تلاش و کوشش را نشان مي دهد.
اموري که انجام آنها روابط بين افراد را نيکو ساخته و باعث بهبود و اقتدار روابط بين انسانها مي شود. عبارتند از:
1ـ1. هر چه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند.
در حقيقت بهترين و کاملترين معيار براي سنجش درستي و نادرستي روابط اجتماعي همين معيار است که مبتني بر يک بينش انسان شناسانه کامل و دقيق است.
همه انسانها در انسانيت و شرافت و کرامت انساني برابرند و همه انسانها از يکديگر توقعات انساني متقابل دارند و بهترين راه شناخت توقع ديگران از ما اين است که ما خود را جاي آنها قرار داده و در موقعيت آنها تصور کنيم که از ما چه انتظاراتي دارند؟ و همين بينش را ملاک روابط اجتماعي خود قرار دهيم.
پس همانگونه که ما از ديگران توقعاتي داريم و دوست داريم ديگران آنها را برآورده سازند ديگران نيز از ما توقعاتي دارند و دوست دارند که برآورده شود و وظيفه ما برآوردن توقعات صحيح آنهاست.
امام رضا (ع) از قول پدر بزرگوار خود امير مومنان (ع) و آن بزرگوار از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: و اَحِبَّ لِاَخيکَ ما تُحبُ لِنَفسک[1]: و دوست داشته باش براي برادرت آنچه براي خود دوست داري.  
و در جاي ديگري از قول پيامبر اکرم (ص) فرمودند: و ارضِ للناسِ ما تَرضي لِنَفسک[2]: راضي شو براي مردم به آنچه راضي مي شوي براي خودت.
تمامي مشکلات اجتماعي، حق کشيها و حق خوريها از آنجا سرچشمه مي گيرد که يک طرف رابطه براي خود حقي قائل است و ديگران را فاقد آن حق مي داند، براي خود چيزي را مي خواهد و فکر مي کند ديگران بدان نيازي ندارند، بر ديگران چيزهايي را واجب مي داند که بر خود واجب نمي شمارد و درباره مردم چيزهايي مي گويد که دوست ندارد درباره او بگويد و همه آنها در يک جمله خلاصه مي شود که آنها خود را ميزان بين خود و ديگران قرار نداده اند و اين جمله را آويزه گوش خود نکرده اند که: هر چه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند.
اينگونه رفتار و عملکرد سبب مي شود همه افراد در جامعه بدون هيچگونه دغدغه و نگراني با يکديگر ارتباط برقرار ساخته و از امور ناخوشايند و نامطلوب در امان باشند.
1ـ2. مودّت و دوستي
مودت و دوستي يکي از لوازم اساسي زندگي اجتماعي است. افراد در اجتماع در کنار هم و با هم بايد به گونه اي زندگي کنند که از زندگي خود و بودن در اجتماع نهايت استفاده را ببرند.
امام رضا (ع) فرمودند: رَاسُ العقلِ بَعد الدينِ التّودُدُ الي النّاس[3]: راس عقل بعد از دين مهرورزي با مردم است.
و فرمودند : التَّودُد نِصفُ الدّين[4]: مهرورزي نيمي از دين است.
بنابراين مهرورزي با مردم و دوست داشتن آنها نه تنها امري عقلي است که سلامت روحي افراد و نيز سلامت اجتماع را تامين مي نمايد داراي ريشه اي عميق در اعتقادات و مذهب دارد به اندازه اي که قسمتي از دينداري انسان در اين زمينه معنا مي شود و حقيقت مي يابد.
از طرفي دوستي با مردم و مهرورزي با آنان خير و صلاح اجتماع را به ارمغان آورده و سبب سرزندگي، شادي و نشاط در ميان افراد مي شود.
امام رضا (ع) از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: لا تزال امتي بخير ما تحابوا ...[5] : امت من تا به هم مهر بورزند و همديگر را دوست داشته باشند همواره در خير خواهند بود.
بنابراين افراد در روابط خود بايد محبت و دوستي را سرلوحه عمل خود قرار داده و از خشم و کدورت و دشمني با هم بپرهيزند.
دشمني با مردم نه تنها عرصه را بر آدمي تلخ نموده و سبب نارضايتي او مي شود، اجتماع را نيز تحت تأثير قرار داده و جوي سنگين، خشن و نامساعد را بر جامعه حاکم مي سازد که زندگي در آنرا براي افراد عذاب آور مي سازد.
1ـ3. خيرخواهي.
خيرخواهي يعني با نهايت خلوص و صداقت و از روي محبت و شفقت طلب خير و نعمت براي ديگران کردن. خيرخواهي از بالاترين صفات انساني است و چون نيت نيک خود داراي ثواب و ارزش است هر که طالب خير و خوبي براي ديگران باشد در هر خيري که به آنها برسد شريک است و در حقيقت طالب نيکيها مثل فاعل آنها است و خداوند دوست دارد نيت انسان براي مردم نيک و خير باشد[6]. 
به علاوه اراده و خواست خداوند بر خير و صلاح بندگان تعلق دارد و خيرخواهي در حق ديگران قرار گرفتن در مسير اراده و خواست خداوند است که فطرت هر انساني به سمت آن ميل دارد.
امام رضا (ع) فرمودند: حَقُ المومنِ عَلَي المومنِ اَن يمحِضَهُ النَّصيحَةَ في المَشهَدِ وَ المَغيب کَنَصيحتِهِ لِنَفسه[7]: حق مومن بر مومن آن است که در حضور و غيابش خير او را بخواهد همانگونه که براي خود خيرخواهي مي کند.
همانطور که انسان جز خير و نيکي براي خود نمي پسندد در حق ساير افراد اجتماع نيز بايد چنين باشد.
بنابراين همه افراد در اجتماع و در روابط خود با ديگران، بايد به حد توان در خيرخواهي و خير رساني به سايرين تلاش نموده و بدين وسيله روحيه محبت و مهرورزي را در اجتماع گسترش دهند.
1ـ4. عدل و احسان
در دين اسلام پس از حق الله، حق الناس از مهمترين اموري است که از آن بازخواست مي شود و در صورت تعدي و تجاوز تا از جانب صاحب حق بخشوده نشود آمرزيده نخواهد شد.
عدل آن است که به هر کس حقش داده شود و احسان يعني به کسي بيشتر از آنکه حق اوست داده شود.
عدالت رعايت انصاف در کارها و برخوردهاست و احسان تفضلي فراتر از حق افراد است. احسان زيادي در مکارم و کارهاي پسنديده است.
خداي مهربان در قران به عدل و احسان فرمان مي دهد[8] و از انسانها مي خواهد که به يکديگر نفع برسانند[9].
زندگي در اجتماع و رابطه با ديگران خواه ناخواه حقوقي را بر انسان واجب مي سازد که انسان را موظف به انجام آن مي کند. اجتماع سالم اجتماعي است که در آن حقوق هر کس از جانب ساير افراد محترم شمرده شود و هر کس به راحتي به تمامي حقوق مادي و معنوي خود برسد.
فطرت انساني نيز اقتضا مي کند که حقوق و وظايف همه انسانها با هم برابر باشد چرا که همه در اصل خلقت با هم برابرند و هيچيک بر ديگري برتري ندارند.
در اجتماع بايد هر کس به آنچه شايسته و سزاوار آن است برسد بدون اينکه حق کسي مزاحم حق ديگري شود.
امام رضا (ع) فرمودند: اِستعمالُ العدلِ و الاحسانِ مُؤَذِنٌ بِدَوامِ النِّعمه[10]: به کار بردن عدل و احسان تداوم نعمتها را فرا مي خواند.
با عدالت هر کس در اجتماع به حق خود مي رسد و با احسان محبت و نيکي در ميان مردم منتشر مي شود. دلهاي مردم با احسان به هم نزديک شده و صفا و صميميت اجتماع را فرا مي گيرد و تحولي عميق ايجاد مي کند که رضاي خدا را جلب نموده و از خشم او جلوگيري مي کند.
امام رضا (ع) فرمودند : ثلاث منجيات: ... و العدل في الرضا و الغضب ...[11]: سه چيز سبب نجات است که يکي از آنها رعايت عدالت در حالت خشنودي و خشم است.
بنابراين براي داشتن اجتماعي سالم و بانشاط هر يک از افراد در روابط خود بايد به عدالت رفتار نموده و از ظلم و ستم در حق ديگران بپرهيزند.
1ـ5. معاشرت نيکو
يکي از لوازم اصلي زندگي اجتماعي معاشرت نيکو با ديگران است.
امام رضا (ع) فرمودند: وَ اَجمِل مُعاَشَرتک مَع الصَّغيرِ و الکَبير[12]: با کوچک و بزرگ نيکو معاشرت کن.
معاشرت نيکو تمامي محاسن اخلاقي را شامل مي شود: حسن قول، حسن خلق، حسن ظن، صداقت، تواضع، تکريم، رعايت ادب و احترام و ... همگي مصاديقي از حسن معاشرت هستند.
حسن معاشرت هم دستوري ديني و عقلي است که به خودي خود ارزشمند است و هم سبب ايجاد روابط سالم و سازنده و ايمن در اجتماع مي شود که صفا و صميميت اجتماع را تامين نموده و سبب ايجاد روحيه همدلي و مهر و محبت در جامعه مي شود.
1ـ6. حسن خلق
حسن خلق يعني برخورد با روي شاد و چهره گشاده و پرهيز از خشونت، گرفته روئي و درشت خويي با مردم.
حسن خلق يکي از صفات مومنين واقعي است[13]:
حسن خلق نه تنها در جنبه فردي به انسان نشاط و شادي مي بخشد بلکه به اجتماع نيز نشاط و شادماني بخشيده و سبب جلب قلوب افراد مي شود.
امام رضا (ع) از قول اميرالمومنين (ع) و آن بزرگوار از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند که: اِنَّکُم لَن تَسَعوا النّاسَ بِاَموالِکُم فَسَعُوهُم بِاَخلاقِکُم[14]: شما نمي توانيد با اموالتان به مردم گشايش دهيد پس با اخلاقتان آنها را بهره مند سازيد.
آري سرمايه مالي انسان هر قدر هم زياد باشد با بخشش زياد از بين مي رود و اصولاً سرمايه انسان به اندازه اي نيست که بتوان با آن همه مردم را راضي نمود و دل آنها را به دست آورد، اما خلق نيکو سرمايه اي است که در آن محدوديتي وجود ندارد.
با اخلاق نيک مي توان به همه گشايش داد و با همه روابطي نيکو برقرار کرد.
خلق نيکو به دليل ظهور آن در اولين لحظات ارتباط هميشه در ذهن طرف مقابل ثابت و ماندگار خواهد بود و پوششي بر تمام بديها، کاستيها و نقاط ضعف انسان مي اندازد و ديگران را تحت تاثير قرار مي دهد.
فرد خوش اخلاق به واسطه اخلاق نيکويش در ميان انسانها داراي جايگاه ويژه اي ميگردد و زندگي زيبا، سعادتمند و همراه با آرامشي خواهد داشت.
چنين شرايطي خير و سعادت دنيا و آخرت را براي انسان به ارمغان خواهد آورد.
امام رضا (ع) فرمودند: لا عَيشَ اَهنَأُ مِن حُسنِ الخُلق[15]: هيچ لذتي گواراتر از حسن خلق نيست.
حسن خلق به اجتماع نشاط، شادابي و سرزندگي مي بخشد و روابط را نيکو و مفيد مي سازد.
بنابراين هر يک از افراد در زندگي اجتماعي خود وظيفه دارند با اخلاقي نيک و زيبا مهر و محبت و عطوفت را در ميان خود منتشر سازند و از آن پلي بسازند براي رسيدن به خير دنيا و آخرت خود.
1ـ7. عفو و صفح
عفو يعني گذشت و بخشيدن گناه کسي که مستحق عقوبت و انتقام است و صفح به معناي اغماض و ناديده گرفتن گناه و اشتباه ديگران است و در مرتبه اي بالاتر از عفو قرار دارد.
عفو و صفح نوعي احسان و نيکي در حق ديگران است و خداي مهربان در قران کريم انسانها را بدان فرمان      مي دهد.
امام رضا (ع) در تفسير آيه فاصفح الصفح الجميل فرمودند: منظور بخشش بدون سرزنش است[16].
بخشش ديگران بدون سرزنش و عقاب داراي اثر تسکيني بسيار عميق و گسترده اي است که قلبها را به هم نزديک نموده و بر عزت و عظمت افراد مي افزايد. و اجتماعي سالم و راقي مي سازد که در آن هيچ کينه و کدورتي راه نداشته و هر چه هست سلم و صفا و مهر و دوستي است.
حال که يک عمل کوچک داراي چنان اثرات عميق و ارزشمندي است بر تک تک افراد لازم است خود را به چنين رفتاري آراسته ساخته و خود و اجتماع را از اثرات آن بهره مند سازند.
1ـ8. احساس مسئوليت
زندگي در اجتماع و برقرار کردن رابطه با ديگران وظيفه ي احساس مسئوليت در برابر ديگران را بر عهده انسان مي گذارد.
انسان وقتي در اجتماع و در ميان مردم زندگي مي کند نمي تواند نسبت به آينده و سرنوشت آنها بي تفاوت باشد.
بنابراين انسان همانگونه که براي سعادت و خوشبختي خود تلاش مي کند. بايد براي سعادت و خوشبختي اطرافيانش نيز تلاش کند.
يکي از مصاديق احساس مسئوليت در برابر اجتماع امر به معروف و نهي از منکر است.
هر يک از افراد در اجتماع بايد نگران آينده و سعادت جامعه خود باشند. پس انسان نمي تواند گناهي را ببيند و چيزي نگويد زيرا گناه و نافرماني سبب هلاکت فرد و اجتماع است.
پس انسان در اجتماع نه تنها بايد خود را به نيکيها عادت داده و از بديها بازدارد بلکه بايد ديگران را نيز به نيکي دعوت نموده و از بديها و زشتيها بازدارد.
امر به معروف و نهي از منکر اين نقش را به خوبي در اجتماع ايفا مي کند.
امام رضا (ع) فرمودند: لَتَامُرُنَّ بِالمعروفِ وَ لَتَنهُنَّ عَن المنکَرِ او لَيستَعمِلُنَّ عَليکُم شِرارکُم فَيدعُوا خِيارکم فَلا يستجاب لَهم[17]: بايد امر به معروف و نهي از منکر کنيد يا بدهايتان بر شما حاکم شده آنگاه خوبهايتان دعا مي کنند ولي مستجاب نمي شود.
امر به معروف و نهي از منکر باعث ريشه کن شدن بديها و پديد آمدن زمينه براي رشد خوبيها مي شود.
1ـ9. راستگويي و امانتداري
حداقل انتظاري که هر فرد مي تواند از اطرافيانش داشته باشد اين است که به او راست بگويند.
گفتن همه چيز ضرورت ندارد اما وقتي بنا شد گفته شود بايد حقيقت گفته شود. نه اينکه واقعيت به گونه اي وارونه شود و چيزهائي گفته شود که هيچ اصل و واقعيتي ندارد.
امانتداري نيز خصلتي نيکو و پسنديده است که لازمه زندگي اجتماعي است و حس اعتماد را در بين افراد بالا    مي برد.
امام رضا (ع) در سفارش به دوستانشان به عبدالعظيم فرمودند: يا عَبدالعظيم اَبلِغ عَني اَوليائي السَّلام و قُل لَهم لايجعَلوا لِلشيطانِ عَلي اَنفُسِهِم سَبيلاً وَ مُرهُم بِالصّدقِ في الحديثِ وَ اَداءِ الاَمانه ...[18]: اي عبدالعظيم به دوستانم سلام مرا برسان و به آنها بگو شيطان را در ميان خود راه ندهيد و با راستگوئي و امانتداري با هم رفتار کنيد.
اگر اين دو صفت در اجتماع فراگير و همگاني شود روحيه راستي و درستي در اجتماع بالا رفته و محبت و اعتماد متقابل را در ميان افراد حاکم مي سازد.
پس براي ايجاد روح اعتماد و ارتباط نيکو، همه افراد اجتماع بايد خود را به اين دو صفت ارزشمند آراسته سازند تا از فوايد آن بهره برده و در اجتماع با اطمينان و آرامش خاطر زندگي کنند.
1ـ10. مدارا با مردم
زندگي در اجتماع و برقراري روابط اجتماعي با ديگران سبب برخورد انسان با اخلاقها، رفتارها و برخوردهاي متفاوت مي گردد.
هيچ دو انسان در کره خاکي کاملاً شبيه هم نيستند، گاهي رفتارها و برخوردها دلنشين و پسنديده است و گاهي انسان با کساني رو به رو مي شود که داراي اخلاق و رفتاري ناپسند و غير قابل قبول هستند.
در اينگونه موارد و در برخورد با چنين افرادي بهترين روش مدارا و سازش است.
امام رضا (ع) از قول پيامبر اکــرم (ص) نقل فرمودند: اَمَر رَبي بِمُداراهِ الناسِ کَما اَمَرَني بِاقامَهِ الفرائض[19]:پروردگارم
مرا به مداراي با مردم فرمان داد همانگونه که به اقامه واجبات فرمان داده است.
پيامبر اکرم (ص) با همين خصلت نيکو و پسنديده بود که توانست قلوب مردم جاهلي عصر خود را جلب نموده و از اعراب تندخو و سرسخت انسانهايي شجاع و رئوف بسازد.
مداراي با مردم باعث از بين رفتن اختلافات و تفاوتهاي فکري شده و سلم و صفا را براي جامعه به ارمغان      مي آورد.
اينکه انسان اين قدرت را در خود ايجاد کند که بتواند همه افکار و آراء را با سعه صدر شنيده و براي هر يک از آنها احترام قائل باشد و حتي بتواند رفتارهاي ناپسند را تحمل نمايد دوستي را در بين افراد گسترش داده و سلامت جامعه را تضمين کرده و از هر گونه دشمني و نزاع پيشگيري مي نمايد.
پس مداراي با مردم و احترام به خواستها، نظرات و اعتقادات آنها لازمه زندگي در اجتماع و برقراري روابط اجتماعي نيکو و پر ثمر است.
2. نبايدهاي زندگي اجتماعي
آنچه در روابط ميان انسانها خلل ايجاد نموده و روابط آنها را از حالت سودمند و لذت بخش خارج نموده و در ميان آنها ايجاد اختلاف و شکاف مي نمايد و در نهايت روابط مفيد و ارزشمند را تبديل به روابطي خشک و ناخوشايند مي سازد و انسانها بايد از آن پرهيز نمايند، نبايدهاي زندگي اجتماعي را تشکيل مي دهند.
اموري که براي اجتماع و روابط اجتماعي انسانها مضر است و آن را دچار رکود و شکست مي سازد. به طور کلي هر آنچه در آيات و روايات از آن نهي شده به نوعي بر روابط اجتماعي انسان تاثير منفي گذاشته و خلوص و صفاي آن را مکدر مي سازد در اين بخش جاي مي گيرد.
2ـ1. بغض و حسد
خطاها و اشتباهات ديگران را به دل گرفتن و آنرا در دل بزرگ کردن و بدي ديگران را خواستن و آرزوي از بين رفتن نعمت ديگران را داشتن، نه تنها بذر بدي و شرارت را در دل کاشته و دل را جايگاه دشمني و بدخواهي مي کند، آتش خشم و غضب را شعله ور ساخته و سبب از بين رفتن دوستيها و نابودي روابط مي گردد.
وجود چنين خصوصياتي انسان را از برقراري روابطي گرم و صميمي باز مي دارد و کينه و کدورت را بر دلها حاکم مي کند و سبب جدايي افراد از يکديگر و ايجاد اختلاف و تفرقه مي گردد.
امام رضا (ع) در حديثي به اين آفت بزرگ اشاره نموده و فرمودند: دَبّ اِلَيکُم داءُ الاُمَمِ قَبلَکُم البَغضاءُ و الحَسَد[20]: بيماري امتهاي گذشته آرام آرام به سوي شما مي آيد، بغض و حسد.
در اين حديث شريف بغض و حسد به عنوان دو بيماري مهلک معرفي شده اند که گريبانگير جوامع گذشته بوده و سبب هلاک و نابودي آنها شده است.
امام هشدار مي دهند که اين دو بيماري به ميان شما هم راه پيدا مي کند.
بنابراين افراد در اجتماع در معرض اين دو بيماري قرار دارند، که اگر خود را از شر آن خلاص نکنند و با تلاش و مجاهده آنرا از وجود خود ريشه کن نکنند، آنها را از پاي درآورده و همانند امتهاي گذشته به هلاک و نابودي مي کشاند. بنابراين براي داشتن اجتماعي سالم و موفق بايد کينه و کدورتها را کنار گذاشت و راه هر گونه حسادت را بر دلها بست تا در سايه چنين رفتاري افراد به آرامش رسيده و جامعه از هلاک و نابودي در امان بماند.
2ـ2. آزار و اذيت
آزار و اذيت ديگران در هر لباسي، به هر شکلي و توسط هر کسي در اجتماع امري زشت و ناپسند است، که قلب انسان را آزرده نموده و سبب از بين رفتن حرمتها و صميميت بين افراد مي شود.
آزار و اذيت ديگران آرامش و اطمينان افراد را سلب نموده و در اجتماع سبب ايجاد دلهره و نگراني مي شود. در کلام امام رضا (ع) پرهيز از آزار و اذيت ديگران يکي از نشانه هاي فرد مسلمان بيان شده است[21].
پرهيز از آزار و اذيت ديگران در اجتماع احساس امنيت و آرامشي ايجاد مي کند و زمينه ساز روابطي سالم و سازنده مي گردد، که هم تک تک افراد و هم کل اجتماع از پيامدهاي خوشايند آن بهره مند خواهند شد. و اين زمينه ساز رستگاري آنها خواهد شد.
به همين دليل امام رضا (ع) يکي از نشانه هاي خوشبختي افراد را بي آزاري آنها معرفي نموده و فرمودند: طوبي لِمَن سَلِم النّاس مِن لِسانِهِ وَ يده[22]: خوشا به حال کسي که مردم از دست و زبان او در امان باشند.
بنابراين زندگي در اجتماع اقتضاء مي کند که هر يک از افراد تا حد ممکن رفتار و اعمال خود را کنترل نموده و از
آزار و اذيت ديگران به هر شکلي بپرهيزند. تا همه بتوانند در اجتماعي سالم و با آرامش و امنيت زندگي کنند و از هر گونه ترس و ناامني در امان باشند.
2ـ3. ظلم
زندگي اجتماعي و ارتباط مداوم انسانها با يکديگر به دلايل مختلف بر عهده هر يک از افراد حقوق و وظايفي را واجب مي سازد که نقش مهمي را در استمرار و دوام و يا زوال و از هم پاشي روابط ميان آنها دارد.
پس از ايمان به خدا و روز رستاخيز مهمترين حقي که بر عهده انسانها است حق الناس است.
پس احترام به حقوق مادي و معنوي ديگران از مهمترين وظايف و تکاليف ديني ماست. و تضييع حقوق ديگران در هيچ شرايطي قابل قبول نيست.        
امام رضا (ع) فرمود: اِياکُم وَ الظُّلم فَاِنَّهُ يُخَرِبُ قُلوبَکم[23]: از ظلم بپرهيزيد زيرا قلبهاي شما را ويران مي کند.
ظلم و ناديده گرفتن حقوق ديگران ، محبت ميان افراد را از بين برده و روابطي خشک و بي روح ايجاد مي کند که هر لحظه در حال فرو پاشيدن است.
بنابراين تک تک افراد در رابطه خود با ديگران بايد از ظلم و تجاوز به حقوق ديگران بپرهيزند و اگر ناخواسته حقي ضايع شد در صدد جبران و تلافي برآمده و از تکرار آن بپرهيزند. چرا که تکرار و ادامه آن فطرت حق جو و حقيقت خواه انسان را از مسير واقعي خود منحرف نموده و سبب وارونگي قلب انسان مي شود که در نهايت او را به هلاک و نابودي مي کشاند. و هلاک و نابودي انسانها در واقع هلاک و نابودي اجتماع است.
2ـ4. مکر و حيله
در گذشته بيان کرديم که يکي از لوازم زندگي اجتماعي خير خواهي افراد براي يکديگر است.
بدخواهي براي ديگران و فريب آنها به هر شکلي يکي از آسيبهاي بزرگ براي اجتماعات انساني است.
امام رضا (ع) فرمودند: لَيس مِنا مَن غَشَّ مُسلماً وَ لَيسَ مِنّا مَن خانَ مُسلماً[24]: از ما نيست کسي که مسلماني را بفريبد و از ما نيست کسي که به مسلماني خيانت کند.
فريب و خيانت در حق ديگران نه تنها انسان را از ولايت اهل بيت خارج نموده و ايمان او را سلب مي نمايد بلکه
حس اعتماد و اطمينان را در اجتماع از بين برده و زندگي اجتماعي انسانها را تحت تاثير قرار مي دهد.
هر يک از افراد بايد براي سعادت اجتماع خود تلاش کنند و سعادت اجتماع جز از طريق سعادت تک تک افراد تامين نمي شود بنابراين همه افراد وظيفه دارند براي خوشبختي يکديگر بکوشند و از بدي در حق ديگران و بدخواهي براي آنان بپرهيزند.
امام رضا (ع) فرمودند: لا يقبلِ اللهُ عَمَل عَبدٍ وَ هُو يُضمِرُ في قلبِهِ عَلي مُومنٍ سوءً[25]: خداوند عمل بنده اي را که در قلبش براي مومني بدي را پنهان دارد قبول نمي کند.
بدخواهي در دل، انسان را به تلاش براي ضربه زدن و آسيب رساندن به ديگران وامي دارد و چنين رفتاري اجتماع را به فساد کشانده و آرامش افراد را سلب مي نمايد.
بنابراين هيچگاه نبايد انسان در دل خود انديشه بدي و بدخواهي ديگران را راه دهد. زيرا همين انديشه بد انسان را به سوي بدي در عمل کشانده و سرانجام بدي چيزي جز زشتي و فساد نيست و اين زشتي نه تنها به اجتماع آسيب رسانده و آنرا از حالت عادي خارج مي کند، نتيجه اش به خود انسان بازگشته و سعادت و خوشبختي او را سلب مي کند.
2ـ5. مشاجره
در اجتماع افراد مختلفي زندگي مي کنند که داراي افکار، آراء، نظرات و سلايق متفاوتي هستند. اما هيچيک از اين امور نبايد وسيله اي براي اختلاف و تفرقه باشد.
همه مشکلات و اختلاف سليقه ها ميان مردم اجتماع بايد بر اساس مهر و محبت و گفتگوي صميمانه برطرف شود و هر يک از افراد بايد خالصانه براي هدايت و راهنمايي ديگران بکوشند.
در اين صورت جايي براي مشاجره و جدال بين مردم باقي نمي ماند و همه اختلافات و تفاوتها با محبت و دلسوزي برطرف مي شود.
مشاجره با مردم نه تنها اختلافات را دامن مي زند، بلکه عزت و احترام بين افراد را از بين برده و سبب ظاهر شدن عيوب و زشتيهاي اخلاقي افراد مي گردد.
امام رضــا (ع) فرمودند: اِياکُم و مُشاجَرَهَ النّاسِ فَاِنَّها تُظهِرُ الغِرَّه وَ تُدفِنُ العِزّه[26]: از مشــاجره با مردم بپرهيزيد زيرا
عيوب را آشکار و عزت را پنهان مي کند.
منازعه و مشاجره با مردم و تندي و خشونت در روابط اجتماعي جز دشمني و کدورت نتيجه اي به دنبال ندارد و کرامت ذاتي افراد، انسان را از چنين رفتاري باز مي دارد.
مشاجره با مردم نه تنها اصلاحگر نيست بلکه حس لجاجت و خودخواهي افراد را برانگيخته و باعث تکرار عامدانه رفتار مي شود، که اين عمل يکي از آسيبهاي مهم در ميان اجتماعات انساني است که بايد به شدت از آن پرهيز نمود.
2ـ6. خصومت
امام رضا (ع) فرمودند: اِياکَ و الخُصومَه فَاِنَّها تورثُ الشَّکَ و تَحبِطُ العَمَلَ وَ تردي بِصاحِبِها وَ عَسي اَن يتَکَلَّمَ بِشَي لا يغفِرُ لَه[27]: از دشمني بپرهيزيد زيرا شک را به دنبال مي آورد و عمل را از بين مي برد و به صاحبش باز مي گردد و چه بسا چيزي بگويد که بخشيده نشود.
مهرورزي و دوستي در زندگي اجتماعي امري لازم و غير قابل انکار است، که نه تنها ريشه ديني و مذهبي دارد بلکه امري عقلي است که سلامت افراد و اجتماع را تامين مي نمايد.
در مقابل دشمني و خصومت ميان افراد امري زشت و ناپسند است که وحدت و هماهنگي اجتماع را از بين برده و سبب ايجاد اختلاف و دو دستگي عميق در بين افراد جامعه مي شود. و در نهايت آسيبهاي حاصل از آن دامن تک تک افراد را خواهد گرفت.
بنابراين افراد براي استفاده حداکثري از نيروي اجتماع و نيز بهره بردن از مزاياي زندگي اجتماعي بايد از هر گونه دشمني پرهيز نموده و با حفظ روابط نيکو و پسنديده در بهبود زندگي فردي و اجتماعي خود بکوشند.
 
 
 
 
نتيجه:
انسان موجودي اجتماعي است و براي اينکه تمام استعدادها و تونائيهايش به طور درست شکوفا شوند نياز به زندگي در اجتماعي و برقراري روابط اجتماعي دارد.
در قران کريم و نيز روايات معصومين (ع) اصول و ضوابطي براي برقراري رابطه درست و مفيد با ديگران وضع شده که عمل به آنها سلامت روابط انسان را تامين نموده و زمينه رشد و توسعه اخلاقي را در وجود انسان فراهم         مي سازد.
دسته اي از اين اصول و ضوابط اموري است که انسانها بايد در زندگي اجتماعي خود بدان پايبند بوده و براساس آن عمل کنند.
از مهمترين بايدهايي که در کلام امام رضا (ع) بدان اشاره شده مي توان از امور زير نام برد.
ـ معيار قرار دادن خود در رابطه با ديگران
ـ خيرخواهي براي ديگران
ـ عدالت در روابط و احسان به ديگران
ـ معاشرت نيکو داشتن
ـ با حسن خلق برخورد کردن
ـ بخشيدن و چشم پوشي گناهان ديگران
ـ احساس مسئوليت در برابر جامعه
ـ راستگويي و امانتدار بودن
ـ مدارا با مردم
دسته اي نيز اموري هستند که باعث نابودي اجتماع و روابط انساني مي شود که بايد از آن پرهيز نمود.
مهمترين نبايدهايي که در کلام امام رضا (ع) بدان اشاره شده عبارتند از:
ـ بغض و حسد داشتن
ـ آزار و اذيت ديگران
ـ ظلم و ستم نمودن و تضييع حقوق افراد
ـ مکر و حيله و بدخواهي ديگران
ـ مشاجره و نزاع با ديگران
ـ خصومت و دشمني با افراد اجتماع
عمل به اين بايد ها و پرهيز از اين نبايدها باعث برقراري روابطي نيکو و پسنديده شده و اجتماعي سالم، راقي و سربلند مي سازد که زمينه رشد و پيشرفت افراد را فراهم مي آورد.
 
 
 
فهرست منابع:
قران کريم
تميمي آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، تبليغات، 1366.
حر عاملي، محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، قم، ال البيت، 1409 ق.
شعيري، تاج الدين، جامع الاخبار، قم، رضي، 1363.
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن، امالي، قم، دارالثقافه، 1414 ق.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404 ق.
محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرک الوسايل، قم، ال البيت، 1408 ق.
 
 
[1] ـ امالي طوسي/ 508 و بحارالانوار/ 72/ 107.
[2] ـ امالي طوسي/ 507.
[3] ـ بحارالانوار/ 71/ 392.
[4] ـ بحارالانوار/ 7/ 392.
[5] ـ بحارالانوار/ 16/ 394 و جامع الاخبار/ 136.
[6] ـ غررالحکم و دررالکلم/ 27.
[7] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 336.
[8] ـ نحل/ 90.
[9] ـ قصص/ 76.
[10] ـ بحارالانوار/ 72/ 26.
[11] ـ وسايل الشيعه/ 1/ 105.
[12] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 354.
[13] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 159.
[14] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 161.
[15] ـ مستدرک الوسايل/ 8/ 444.
[16] ـ وسايل الشيعه/ 12/ 170.
[17] ـ وسايل الشيعه/ 16/ 118.
[18] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 102 و اختصاص/ 147.
[19] ـ امالي طوسي/ 481.
[20] ـ وسايل الشيعه/ 15/ 367 و بحارالانوار/ 71/ 292.
[21] ـ وسايل الشيعه/12/127.
[22] ـ مستدرک الوسايل/ 11/ 184.
[23] ـ مستدرک الوسايل/ 12/ 103.
[24] ـ بحارالانوار/ 68/ 387.
[25] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 140 و بحارالانوار/ 71/ 230.
[26] ـ بحارالانوار/ 72/ 210.
[27] ـ مستدرک الوسايل/ 9/ 77.

مهارتهای زندگی در حدیث رضوی

چکيده

وجود مهارتهايي در زندگي براي استفاده حداکثري از دوران کوتاه عمر يکي از الزامات اساسي زندگي انسان است.

حال اگر اين مهم با عقايد انسان پيوند خورده باشد اهميتي دوچندان مي يابد که علاوه بر شادي و نشاط ظاهري درجات و مقامات باطني را براي انسان به ارمغان مي آورد.

گوش جان سپردن به احاديث والاي معصومين و عمل بر اساس آن در شرايط مختلف زندگي از انسان موجودي کامل، ماهر و با شخصيتي منسجم مي سازد که خير دنيا و عقباي خود را رقم مي زند.

با اين هدف در اين مقاله به بيان مهمترين مهارتهاي زندگي در احاديث امام رضا (ع) مي پردازيم و احاديثي را که شايد تا کنون به دست فراموشي سپرده شده بيان مي داريم. بدان اميد که با عمل به فرامين ارزشمند امام مهربانيها زندگي سالم و بانشاطي داشته و از آسيبهاي حاصل از پيشرفتهاي دنياي مدرن در امان باشيم.

کليدواژه ها: مهارت، زندگي، حديث، رضوي، سازگاري

کليدواژه ها:

مهارت: ماهر بودن در کاري، زبردست بودن، استادي، زبردستي

حديث: تازه، جديد، نو، خبر، سخن، خبري که از پيامبر و ائمه (ع) نقل شده.

رضوي: منسوب به امام رضا (ع)

سازگاري: مقابل ناسازگاري، موافقت، هماهنگي، گوارايي، خرسندي، سازش، مؤالفت.

 

 

مقدمه

انسان موجودي اجتماعي است که در زندگي خود همواره با سه نوع ارتباط روبه روست : ارتباط با خدا، ارتباط با خود و ارتباط با جامعه

براي موفقيت در هر يک از اين روابط انسان به برنامه اي کامل و منسجم نياز دارد که نه تنها آن رابطه را سامان بخشد بلکه شرايط را براي امنيت و سلامت روابط ديگر فراهم آورد.

مهارتهاي زندگي و توصيه هاي لازم براي داشتن يک زندگي سالم، بانشاط و رضايتمندانه يکي از ارکان مهم قران و سخنان معصومين (ع) است که مطالعه آنها نظامي کامل و منسجم در ذهن آدمي ايجاد مي کند که با عمل به آنها نه تنها انسان مي تواند در روابط خود موفق عمل کند بلکه اين توانايي در انسان ايجاد مي شود که گامهاي بلندي در راه رشد و اعتلاي معنوي خود بردارد.

در اين مقاله تلاش شده با توجه به مطالعات روانشناسي مهمترين و اساسي ترين مهارتهاي زندگي را بيان نموده و رهنمودهاي ارزشمند امام رضا (ع) را درباره آن بيان نمائيم. تا با اعتقادي راسخ و علاقه اي دوچندان اين مهارتها را آموخته و در زندگي خود به کار گيريم.

بدان اميد که آنچه مي نويسيم مرضي رضاي آل محمد افتد.

مهارتهاي زندگي

انسان موجودي الهي است که براي هدفي والا و ارزشمند خلق شده است.

مقصود نهايي خداوند از خلقت انسان رسيدن به مقام والاي عبوديت و بندگي است.

خداي مهربان با حکمت والا و قدرت بي نهايت خود اين موجود والا و ارزشمند را به گونه اي خلق کرده و به او توانائيها و استعدادهايي بخشيده که با کمي تلاش و کوشش دستيابي به اين هدف براي او امکانپذير باشد. براي دستيابي به اين هدف و موفقيت در زندگي، انسان به مهارتها و توانائيهايي نياز دارد که امروزه به آن مهارتهاي زندگي مي گويند. مهارتهاي زندگي توانائيها، دانشها، نگرشها و رفتارهايي هستند که فرد را قادر مي سازند تا با موقعيتهاي مختلف زندگي سازگاري يافته و بر آنها مسلط شود. از طريق اين مهارتها افراد مي توانند در مقابل اتفاقات زندگي مثبت عمل کرده بهترين         عکس العمل را نشان داده و در مقابل فشارهاي رواني و بحرانهاي زندگي اجتماعي در کوتاهترين زمان سازگاري ايجاد نموده و از آسيبهاي فردي و اجتماعي حاصل از آنها جلوگيري نمايد.

مهارتهاي زندگي خودآگاهي ، عزت نفس و اعتماد به نفس افراد را بالا برده و از اين طريق امکان استفاده حداکثري از شرايط و موقعيتها را فراهم آورده و به افراد کمک مي کنند تا با کمترين آسيب در مقابل چالشها و مشکلات زندگي ايستاده، بهترين راه حل را انتخاب نموده و به بهترين شکل با آنها سازگاري يابند. در سايه مهارتهاي زندگي توانائيهاي رواني و اجتماعي افراد افزايش يافته و زمينه بالا بردن کيفيت زندگي آنها فراهم مي شود. مهارتهاي زندگي به افراد کمک مي کنند که خود کارآمدتر شوند و استوار و مقاوم در مقابل مشکلات ايستادگي نموده و رضايت بيشتري از زندگي خود داشته باشند.

مهارتهاي زندگي بسيار متعددندو ماهيت آنها متناسب با موقعيتها، بينشها، فرهنگها و جوامع گوناگون متفاوت است اما مي توان در ميان همه آنها نقاط مشترکي يافت که از اهميت بيشتري برخوردارند و عمومي تر بوده و نقش بيشتري را در زندگي افراد ايفا مي نمايند. مهارتهايي همچون تصميم گيري، حل مسئله، تفکر نقاد و خلاق، خودآگاهي، روابط بين فردي و اجتماعي، همدلي، مقابله با استرس و هيجانات، هسته مرکزي تمام مطالعات در اين زمينه را تشکيل مي دهد که در اين مقاله به توضيح و تبيين اين نقاط مشترک در کلام امام رضا (ع) مي پردازيم.

 

تاريخچه بحث درباره مهارتهاي زندگي

بحث درباره مهارتهاي زندگي و روشهاي بهتر زندگي کردن و سازگاري با شرايط مختلف زندگي در کشورهاي متمدن به قرن بيستم باز مي گردد.

آموزش مهارتهاي زندگي ابتدا در سال 1979 با آموزش رفتار جراتمندانه، تصميم گيري، تفکر نقاد در مقابل وسوسه يا پيشنهاد سوء مصرف مواد مخدر آغاز شد و در سال 1993 بحث مهارتهاي زندگي و آموزش آن از سوي سازمان جهاني بهداشت به عنوان نيازي اساسي براي زندگي افراد در جامعه و سلامت مطرح شد.

اما آنچه نظر انسان را به خود جلب مي کند توصيه ها و جملات ارزشمند و بسيار پرمفهومي است که در کلام پيامبر اکرم (ص) و سپس اهل بيت آن بزرگوار وجود دارد که در مجموع يک نظام ارزشي و يک ساختار کامل براي شکل گيري، ثبات و انسجام شخصيت آدمي محسوب مي شود و عمل بر اساس آنها انساني والا، ارزشمند و کامل باشخصيتي منسجم و خودساخته مي سازد که نه تنها در روابط فردي و اجتماعي با انگيزه اي ارزشمند موفق عمل مي کند، بلکه در برابر ساير مشکلات و گرفتاريها نيز خم به ابرو نياورده و در نهايت استقامت و صلابت، زندگي سالم، شاد و مفرحي را خواهد داشت.

بنابراين زادگاه بحث درباره مهارتهاي زندگي را بايد در کلام پيام آوران الهي جست که نمونه کامل و تمام آن در کلام پيامبر رحمت و جانشينان بزرگوار او تجلي يافته است.

اهميت بحث درباره مهارتهاي زندگي

هدف از خلقت انسان در جهان آفرينش رسيدن به مقام والاي عبوديت و بندگي است، و فرصت رسيدن به اين هدف ايام عمر کوتاه آدمي و زندگي او بر روي کره خاکي است.

اين مسئله انسان را به اهميت زندگي دنيوي خود آگاه مي کند. و اينکه انسان بيهوده آفـريده نشده

و بايد تلاش کند به هدفي که براي آن خلق شده نزديک شود. حال سوال اين است که در اين مدت کوتاه چگونه مي توان به چنين هدف والايی دست يافت؟ پاسخ روشن است.

اگر انسان ساختمان زندگي خود را بر اساس اتفاقات و تصادفات بنا نهد هيچگاه نمي تواند به چنين هدفي دست يابد تنها راه چاره دست يافتن به توانائيها و مهارتهايي است که نه تنها انسان را از اشتباهات و بيراهه ها مصون دارد بلکه او را در نهايت اعتدال و انسجام به سرمنزل مقصود برساند.

در اين راستا به دست آوردن مهارتهايي براي زندگي که در سايه آنها بتوان از لغزشها مصونيت يافته و بتوان در مسيري هموار و روشن براي رسيدن به هدف گام برداشت يکي از الزامات زندگي بشر به حساب مي آيد که در سايه آن علاوه بر آنکه سلامت روح و روان افراد تامين مي گردد بلکه از بسياري از مفاسد و آسيبها نيز پيشگيري شده و جامعه اي سالم و راقي ساخته خواهد شد که راه را براي رسيدن افراد به هدف مورد نظر هموارتر و مسير را روشن تر خواهد نمود.

اکتسابي بودن مهارتهاي زندگي

اگر چه انسان به حسب فطرت خدادادي اش در بدو تولد داراي توانائيها و مهارتهايي است که حيات او را تأمين مي نمايد اما بحث مهارتهاي زندگي نيز مانند ساير مهارتها و توانائيها براي انسان نياز به آموزش و يادگيري دارد.

بنابراين مهارتهاي زندگي اکتسابي هستند و انسان براي ايجاد و ارتقاء آنها در خود نياز به آموزش و کسب اطلاعات دارد. و انسانها براي دستيابي به يک زندگي سازگار و موفق نياز به کسب اطلاعاتي دارند که با استفاده ماهرانه و توانمند از آنها بتوانند در موقعيتهاي مختلف زندگي بهترين عکس العمل را نشان داده و به يک زندگي سالم و پيروز و رضايت مندانه دست يابند.

 

انواع مهارتهاي زندگي

مهارتهاي زندگي را بر اساس زادگاه و شرايطي که مورد استفاده قرار مي گيرند مي توان به سه دسته تقسيم کرد: دسته اول مهارتهاي زيربنايي و اصلي روانشناختي و عقيدتي هستند که متناسب با فرهنگ و ارزشهاي اجتماعي هر جامعه بوده و تحت تاثير افکار و عقايد خاص حاکم بر فرد و جامعه قرار دارد. مهارتهايي مانند خودآگاهي و همدلي در اين دسته قرار مي گيرند.

دسته دوم: مهارتهايي هستند که در شرايط خاص روحي و رواني مورد استفاده قرار مي گيرند کسب مهارت در اين زمينه موفقيتهاي چشمگيري را براي انسان به ارمغان خواهد آورد. مهارتهايي نظير مقابله با هيجان و استرس در اين دسته قرار مي گيرند.

دسته سوم که پر کاربردترين و اساسي ترين مهارتها محسوب مي شوند مهارتهايي هستند که انسانها به دفعات در زندگي روزمره خود به آن نياز دارند و ناتواني در اين زمينه آسيبهاي جدي و جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت. مهارتهايي نظير تصميم گيري و تفکر در اين دسته قرار مي گيرند.

1ـ مهارت خودآگاهي

خودآگاهي عبارت است از شناخت ويژگي هاي شخصيتي و رفتاري، نقاط ضعف و قوت، نيازها، اهداف، حقوق و مسئوليتهاي خود. خودآگاهي انسان را به سوي ارزشهاي واقعي نيل مي دهد و ميزان رضايت او را از زندگي بالا مي برد. اينکه انسان چگونه به خود نگاه مي کند و بر اساس اين نگاه چه احساسي پيدا مي کند تاثير بسيار زيادي در زندگي فردي و اجتماعي او دارد. خودآگاهي، شناختي دقيق و کامل از خود، توانائيها، محدوديتها و حد و مرزها به دست مي دهد که باعث مي شود انسان در ساير مراحل زندگي مطابق با قدر و منزلت خود موفق عمل کند.

امام رضا (ع) فرمودند: اَفضلُ العقلِ معرفهُ الانسان نَفسه[1]: بهترين عقل آن است که انسان خود را بشناسد.

انسان عاقل پيش از هر کاري به توانائيها، علائق و سلائق خود مي انديشد و براي جلوگيري از خطا و اشتباه مطابق با توانائيها و خواسته هاي خود عمل مي کند. بنابراين انسان خودآگاه انساني خردمند است که براي تمام امور زندگي خود بر اساس شناختي صحيح از خود برنامه ريزي مي کند.

امام رضا (ع) فرمودند: ما هَلَکَ امرؤٌ عَرَفَ قَدرُه[2] : کسي که قدر خود را بشناسد هيچگاه هلاک نمي شود.

عدم شناخت و آگاهي از خود انسان را به تصميمهاي اشتباه و شکستهاي پياپي مي کشاند و باعث سقوط و هلاکت انسان مي شود.

در کلام ديگري امام رضا (ع) فرمودند: ايّاکَ اَن تَتَّبِعَ النَّفسَ هَواها فَاِنَّ في هَواها رَداها[3]: بپرهيز از پيروی نفس.

عدم آگاهي از خود، انسان را سرمست و مغرور ساخته و به پيروي از هواي نفس مي کشاند و پيروي از هواهاي نفساني جز خسارت و اندوه نتيجه اي نخواهد داشت. دقيقاً به همين دليل است که پيشوايان معصوم، يکي پس از ديگري همگي به محاسبه نفس دستور فرموده و آنرا لازمه قرار گرفتن در زمره ولايت اهل بيت (ع) مي دانند. امام رضا (ع) از قول پدران بزرگوار خود از پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند که: لَيس مِنّا مَن لَم يُحاسَب نَفسَه في کلِ يَومٍ[4]: از ما نيست کسي که هر روز به حساب خود رسيدگي نکند.

محاسبه هر روز از اعمال و رفتار شناختي دقيق از خود در انسان ايجاد مي کند که همه مراحل زندگيش را تحت تاثير قرار مي دهد.

بنابراين خودآگاهي مهارت ارزشمندي است که انسان را از محدوديتها و توانائيهاي خود مطلع ساخته و باعث مي شود هدفها، تصميمها و تفکرات خود را بر پايه آن بنيان نهد که در نهايت نشاط، شادماني و رضايتمندي را براي او به ارمغان خواهد آورد.

تفکر خلاق و نقّاد

تفکر درست يک مهارت سازنده و اساسي براي يک زندگي سالم و متعالي است.

در تفکر خلاق افراد ياد مي گيرند که فراتر از تجربيات و امور روزمره بينديشند و راه حلهاي متفاوت و برتر بيابند. و در تفکر نقّاد افراد با ديدي متفاوت و با نگاهي انتقادي به مسائل مي انديشند و امور را با ديدي وسيعتر و نگاهي بازتر مي بينند، امور را تجزيه و تحليل نموده و با توجه به تجربيات و ارزشهاي خود به بهترين نتيجه دست مي يابند. تفکر درست يکي از امور ارزشمند در دين اسلام به شمار مي آيد. اهميت تفکر به اندازه اي است که در بعضي از روايات از 70 سال عبادت برتر و ارزشمندتر است.

امام رضا (ع) فرمودند: لَيسَ العِبادهُ کَثرهُ الصلاهِ و الصومِ وَ انَّما العِباده التَّفَکُر في امرِالله عزوجل[5].

تفکر در امور و اتفاقات انسان را به گوشه اي از حکمت و قدرت والاي الهي آگاه مي سازد و از اين طريق روح عبوديت و بندگي را در انسان تقويت مي نمايد.

آگاهي از قدرت و حکمت والاي الهي درکي درست از جهان هستي در انسان ايجاد مي نمايد که بر همه زندگي او سايه مي افکند و تمام امور او را به بهترين شکل و مقاومترين حالت سامان مي دهد.

به همين دليل امام رضا (ع) دوست داشتند که مومنين در امور مختلف زندگي بينديشند و به بهترين روش زندگي دست يابند[6].

مهارت حل مسئله

وجود مشکلات و سختيها در زندگي انسان امري اجتناب ناپذير است.مهم چگونگي برخورد با اين مسائل و انتخاب راه حل مناسب براي عبور از آنهاست.

مشکلات و سختيها اگر در زندگي حل نشوند ايجاد تعارض، استرس و فساد نموده و علاوه بر فشار روحي آسيبهاي جبران ناپذير جسمي را به دنبال خواهند داشت.

مهارت حل مسئله از نظر علمي داراي مراحلي است که با تعريف دقيقي از مشکل شروع شده و با شناسايي و ارزيابي راه حلهاي موجود و انتخاب بهترين راه حل به پايان مي رسد، به طوري که فرد دچار دغدغه و اضطراب نشده و از راه حلهاي عجولانه و غيرمنطقي مصون باشد.

اين مهارت فرد را قادر مي سازد تا به طور موثرتري درباره مسائل و مشکلات زندگي بينديشد و به راه حلهاي مناسبي دست يابد. با داشتن اين مهارت فرد براي حل مشکلات و مسائل خود از راه حل درست و عاقلانه استفاده مي کند و از افتادن در مسيرهاي گمراه کننده در امان مي ماند.

امام رضا (ع) از قول اميرالمومنين (ع) نقل فرمودند: التَّدبيرُ قَبلَ العَمَلِ يُؤمِنُکَ مِنَ النَّدَم[7]: تدبير قبل از عمل تو را از پشيمانی در امان می دارد. 

تدبير در امور سبب مي شود انسان هر کاري را به اهلش بسپارد و هر عملي را از راهش انجام دهد و از اين طريق از تبعات ناخوشايند عجله و پشيماني در امان بماند.

 

به همين جهت در کلام امام رضا (ع) فوت حاجت آسانتر از طلب آن از غير اهلش بيان شده[8]. 

بنابراين بدست آوردن مهارت و توانايي براي حل مسائل نه تنها انسان را از افتادن در بيراهه هاي ناداني و بي فکري نجات مي دهد، بلکه با موفقيتهاي پي در پي و شناسايي حد و حدود حس اعتماد به نفس را در انسان بالا برده و در ساير مراحل زندگي نيز ياريگر انسان خواهد بود.

مهارت تصميم گيري:

زندگي روزمره انسان پر از تصميمات ريز و درشتي است که در موقعيتهاي مختلف رخ مي دهد.

گاهي تصميم گيري امري ساده و بي اهميت است همچنان که گاهي از اهميت ويژه اي برخوردار است و در همه زندگي انسان تاثير مي گذارد. گاهي تصميمات احساسي و تحت شرايط ويژه است همچنانکه گاهي براي تصميم گيري نياز به تفکر و تعمق داريم. در شرايط پيش بيني نشده مجبوريم سريع و آني عمل کنيم همچنانکه گاهي براي بعضي تصميمات مدتها وقت مي گذاريم. در همه اين موارد مهم درست انديشيدن و درست تصميم گرفتن است.

اينکه انسان موقعيت را دقيقاً ارزيابي نموده و بر اساس اهداف واقع بينانه و برنامه ريزي دقيق تصميم بگيرد مهارتي است که ساير مهارتهاي زندگي را تحت تاثير قرار مي دهد. و زمينه ساز يک زندگي سالم و موفقيت آميز همراه با رضايتمندي مي گردد. پيش نياز اصلي در يک تصميم گيري درست استفاده از قواي عقلاني و نيروي تشخيص دهنده الهي است.

امام رضا (ع) فرمودند: صَديقُ کُلُّ امرءٍ عَقلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهلُه[9]: دوست هر کس عقل اوست و دشمنش جهل او.

همانگونه که يک دوست خوب انسان را به سوي خير و صلاح دعوت مي کند، عقـل انسان نيز او

را به سوي خير و صلاح رهنمون مي کند و همانگونه که دشمن آدمي خواهان هلاک و نابودي اوست، جهل و ناداني و عدم استفاده از قواي عقلاني، انسان را به سوي هلاکت و گمراهي مي کشاند. بنابراين استفاده از قواي عقلاني در تصميم گيريها و کنار گذاشتن احساسات و عواطف زودگذر يکي از مهارتهاي ارزشمند زندگي است و عدم استفاده از اين نيروي خدادادي انسان را به سوي جهل و گمراهي مي کشاند. امام رضا(ع) در اين باره فرمودند: العَقلُ حِباء مِنّ الله ... وَ مَن تَکَلَّفَ العَقلَ لَم يَزدِد بذالکَ اِلّا جَهلاً[10].

مهارت مقابله با هيجانات:

وجود غم، شادي، خشم، ترس و هيجاناتي از اين قبيل در زندگي انسان امري اجتناب ناپذير است. مهم شناخت درست اين امور و درست عمل کردن در اين شرايط است.

از آنجا که هيجانات معمولاً بر رفتار انسان تاثير گذاشته و آنرا از حالت عادي خارج مي نمايند واکنش مناسب در مقابل هيجان مي تواند انسان را از بسياري از آسيبهاي ناشي از رفتار نادرست باز دارد.

در ميان انواع هيجان خشم و غضب مخربترين و مشکل آفرين ترين هيجانات هستند.

عدم مقابله با اين رفتار مخرب و اقدام نمودن در حالت خشم نتيجه اي جز حسرت و پشيماني نخواهد داشت. امام رضا (ع) فرمودند: الغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍ[11]: غضب کليد هر شری است.

انسان در حالت خشم بي اختيار و بدون در نظر گرفتن شرايط و به دور از هر گونه تفکر و تعقل و تنها از روي احساس عمل مي کند و معلوم است چنين اقدامي هيچگاه نتيجه مثبت نخواهد داشت به همين دليل امام رضا (ع) از قول پيامبر اکرم (ص) به مومنين توصيه مي کنند که از غضب بپرهيزند[12].

و در جاي ديگر ثمره عمل به اين توصيه را چنين بيان مي فرمايند: مَن کَفَّ غَضَبَهُ کَفَّ اللهُ عَنهُ عذابه[13]: کسی که خشمش را باز دارد خداوند عذابش را از او باز می دارد.

پيشگيري از خشم و خود کنترلي در زمان خشم انسان را از بدي باز مي دارد و همين اجتناب از بدي مانع رسيدن عذاب به انسان مي شود. چرا که بدي خود نوعي عذاب روحي ايجاد مي کند که      نه تنها در زندگي دنيوي انسان موثر است، بلکه در آخرت نيز دامنگير افراد شرور مي شود چرا که خشم کليد انواع شرارت است.

مهارت مقابله با استرس:

هر تغييري که نظم زندگي معمولي انسان را به هم زده و در مسير آرام زندگي تنش ايجاد نمايد در انسان باعث ايجاد استرس مي شود. گاهي نيز عدم هماهنگي بين انتظارات ما از زندگي و توانائيها و امکانات ماست که سبب ايجاد استرس مي شود. مقابله با چنين شرايطي بدون توسل به امور غير منطقي مهارتي ارزشمند است که انسان را در مقابل شرايط استرس زا مقاوم نموده و بهترين موضع گيري و در نهايت بهترين نتيجه را براي او به ارمغان مي آورد. توکل بر خدا و دعا در شرايط استرس زا دو راه حل مفيد و چاره ساز براي جلوگيري از تبعات ناخوشايند آن است. توکل بر خداي توانا در شرايط اضطراب و استرس انسان را به نيروي الهي وصل نموده و قدرت مقاومت انسان را در شرايط سخت بالا مي برد.

امام رضا (ع) فرمودند: مَن اَرادَ اَن يَکونَ اَقوي الناسِ فَليَتَوَکَل عَلي اللهِ[14]: کسی که می خواهد قويترين مردم باشد بايد بر خداوند توکل کند.

دعا نيز به عنوان راه ارتباطي انسان با منبع علم و قدرت و حکمت، پشتوانه اي قوي در هنگام استرس است. امام رضا (ع) فرمودند: عَلَيکُم بِسِلاحِ الاَنبياء: بر شما باد سلاح انبياء. از حضـرت پرسيدند:

سلاح انبياء چيست؟ امام فرمودند: دعا[15].

دعا مدد گرفتن از نيرويي مافوق بشر است و در انسان نيرويي ايجاد مي کند که مقابله با شرايط سخت و فشارآور را براي انسان سهل و آسان مي نمايد.

مهارت همدلي:

اين مهارت به درک احساسات افراد ديگر در شرايط مختلف گفته مي شود، اگر انسان با درک درستي از تفاوتهاي فردي بتواند مسائل و احساسات ديگران را حتي زماني که در شرايط آنها قرار ندارد از دريچه چشم آنها ديده و درک کند ، به علايق و سلايق ديگران احترام گذاشته و بتواند افراد مختلف را تحمل کند، و از زواياي مختلف به مسائل بنگرد و براي هر يک از آن زوايا احترام قائل باشد داراي حس همدلي است. همدلي روابط اجتماعي انسان را بهبود بخشيده و به بروز رفتارهاي پذيرنده و حمايت کننده نسبت به ساير انسانها مي انجامد.

همدلي با ديگران به قلب صفا مي بخشد و ظرف وجود آدمي را ارزشمند مي سازد.

امام رضا (ع) فرمودند: اِنَّ لله في عبادِهِ آنيهٌ وَ هُو القَلبُ، فَاَحَبَّها اليهِ اَصفاها و ... وَاَرَقَّها عَلي الاخوانِ[16]: همانا برای خدا در وجود بندگانش جايگاهی است و آن قلب است، پس محبوبترين آنها نزد خداوند با صفاترين و دلسوزترين آنها نسبت به برادران دينی است.

قلب مهربان و دلسوز محبوب خداست و هر چه قوت و قدرت همدلي و لطافت و شفقت در وجود انسان بيشتر باشد بيشتر مورد لطف و عنايت حضرت حق قرار مي گيرد.

به همين دليل در حديثي از امام رضــا (ع) مومن اينچنين معــرفي شده : المُومِنُ هَيِنٌ لَينٌ سَمحٌ[17]:

مومن لطيف، نرم و بزرگوار است.

همدلي مهر و محبت بين انسانها را افزايش مي دهد، آنها را يکدل و يکصدا مي سازد و به آنها قدرتي مضاعف مي بخشد و از اين طريق خير و برکات بسياري را به دنبال خواهد داشت.

امام رضا (ع) از قول پيامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: لا تَزال امتي بِخَير ما تحابوا[18]: امت من تا هنگامی که به هم مهر می ورزند در خير خواهند بود.

مهرورزي و همدلي با بندگان خداي مهربان باعث از بين رفتن غمها و غصه ها شده و از اين طريق نوعي گشايش در امور ايجاد مي نمايد، سختيها را آسان نموده و جاده هاي سخت و ناهموار را صاف و هموار مي سازد. وجود اين مهارت در افراد دلها را به يکديگر نزديک نموده، روابط را بهبود بخشيده، نگرانيها را کاهش داده، بسياري از اختلافات را حل نموده و در نهايت سلامت جسم و روان را به همراه خواهد داشت.

مهارت ايجاد و حفظ روابط بين فردي:

انسان موجودي اجتماعي است، حضور در ميان مردم است که نياز به بقاء، عزت نفس، خودشکوفايي و احترام را در انسان ارضاء مي نمايد.

قسمت عمده اي از استعدادها و توانائيهاي انسان نيز تنها در جمع و ميان مردم است که ظهور و بروز مي يابد. اخلاق که قسمت عمده اي از وجود و شخصيت آدمي را تشکيل مي دهد تنها در ميان اجتماع قابل درک است و ايجاد روابط سالم، گرم و صميمي است که انسان را به مراتب و درجات بالاي اخلاقي مي رساند. دوستيابي و برقراري روابط گرم دوستانه و استفاده از مزاياي بي شمار آن نيز تنها در سايه اين مهارت امکانپذير است.

امام رضــا (ع) فرمودند: وَ اَجمِل مُعاشَرَتَکَ مَعَ الصَّغيرِ و الکَبيــــر[19]: و با کوچک و بزرگ نيکــو

معاشرت کن.

معاشرت نيکو با اقشار مختلف اجتماع انسان را به نيروي اجتماع وصل نموده و به همان اندازه اعتماد به نفس، عزت و اقتدار آدمي را بالا مي برد.

به همين دليل در کلام ائمه معصومين همواره به معاشرت نيکو و برقراري روابط سالم و سازنده با ساير انسانها توصيه شده و براي بهبود و سلامتي اين روابط دستورات اخلاقي بيان فرموده اند.

يکي از راههاي برقراري ارتباط پسنديده حسن خلق و برخورد نيکو است.

امام رضا (ع) از قول پدر بزرگوار خود اميرمومنان (ع) فرمودند: اِنَّکُم لَن تسعوا الناسَ بِاَموالِکُم فَسَعو هُم بِطِلاقَهِ الوَجه و حُسنِ اللّقاءِ[20]: شما نمی توانيد با اموال و دارايی خود به مردم گشايش دهيد، پس با چهره باز و گشاده رويی به آنها گشايش دهيد.

خوش خلقي و برخورد نيکو با مردم همان اندازه در برقراري و حفظ روابط تاثير گذار است که بخشش و عطاي مالي.

همانگونه که بخشش و هديه دادن قلب انسانها را نرم نموده و پايه گذار روابطي پايدار مي شود حسن خلق و برخورد نيکونيز قلب انسانها را نرم نموده و ثبات و دوام روابط را تضمين مي نمايد.

اما چنين نيست که انسان با همه افراد اجتماع بتواند رابطه نيکو برقرار کند ، گاهي در اخلاق و رفتار انسانها تضادهايي وجود دارد که مانع برقراري روابط گرم و صميمي مي شود. در اينگونه موارد انسان مي تواند راه کينه و دشمني را در پيش گرفته و با کدورت و بد دلي زندگي را بر خود و ديگران تلخ کند و نيز مي تواند قدرت روحي خود را بالا برده و انسانهاي مختلف را با افکار و رفتار مختلف پذيرفته و يا حداقل تحمل نمايد. توصيه امام رضا (ع) در اينگونه موارد مداراي با مردم و وارد شدن از در سلم و صفاست و همين برخورد منطقي و عاقلانه است که انسان را در زمره مومنين واقعي و متخلقين به اخلاق پيامبر رحمت وارد مي کند. امام رضا (ع) فرمودند: لا يَکونُ المومنُ مومِناً حتي يَکونَ فيه ثَلاثُ خصالٍ، سُنهٌ مِن رَبِّهِ وَ سُنَّهٌ مِن نَبِيِهِ وَ سُنَّهٌ مِن وَلِيِه، ... فَسُنهٌ مِن نبيهِ فمداراه الناسِ فَاِنّ الله عزوجلَ اَمَرَ نَبيهُ بِمُداراهِ الناسِ[21]: مومن مومن نمی شود تا آنکه در او سه خصلت باشد، سنتی از پروردگارش و سنتی از پيامبرش و سنتی از وليش ... پس سنت پيامبر مدارا با مردم است زيرا خداوند پيامبرش را به مدارا با مردم فرمان داده است.

بنابراين هر چه انسان براي به دست آوردن و ملکه نمودن اين مهارت در وجود خود تلاش کند در واقع به ايمان و فرمان پذيري خود از خداي متعال افزوده و علاوه بر آن از قدرت و برکات عظيم اين رابطه برخوردار خواهد شد.

ساير مهارتهاي زندگي

علاوه بر مهارتهاي فوق، در کلام امام رضا (ع) از مهارتهاي ديگري سخن گفته شده که هر يک در جايگاه خود از اهميت ويژه اي برخوردارند. مهارتهايي همچون فهم و انديشه درست، صبر و استقامت، حلم، سکوت، کنترل زبان، سپاسگزاري، احسان به ديگران، عفو و گذشت، مديريت زمان، امانتداري، ژرف نگري، ميانه روي، انتخاب همسر، انتخاب دوست، ابراز محبت، همسايه داري، تواضع، نظم و ترتيب، پاکي و پاکيزگي، انتخاب هدف، نشاط و شادماني، همت و تلاش، ملايمت و انعطاف پذيري، ايثار و گذشت، قناعت، مشورت کردن، احترام به ديگران و... که هر يک در جاي خود مي تواند اثر گذار بوده و زندگي انسان را با سرعت هر چه بيشتر به سوي هدف سوق دهد. و بحث درباره تک تک اين مهارتها به نوشتن کتابها مي انجامد که اميد است مسئولان فرهنگي آن را در برنامه کاري خود قرار دهند.

نتيجه:

مهارتهاي زندگي، گروهي از دانشها، ارزشها و گرايشها هستند که استفاده توانمندانه از آنها به ارتقاي سطح سلامت رواني ـ اجتماعي افراد منجر مي شود. تعداد و ماهيت اين مهارتها متناسب با فرهنگها، ارزشها و اعتقادات افراد متفاوت است.

به کارگيري اين مهارت و استفاده به موقع از آنها افراد را در برابر مشکلات و سختيهاي زندگي فردي و اجتماعي مقاوم نموده و آنها را به سازگاري بهتر و بيشتر با شرايط زندگي سوق مي دهد.

تاريخچه بحث درباره مهارتهاي زندگي توسط سازمانهاي جهاني به اواخر قرن بيستم باز         مي گردد، اما زادگاه واقعي اين مهارتها به شرايع آسماني و به طور کامل آخرين دين و پيشوايان آسماني باز مي گردد. سخنان و کلمات گهربار معصومين (ع) سرشار از علوم و دانشهايي است که استفاده صحيح و به موقع از آنها مهارتهايي همه جانبه در انسان ايجاد مي نمايد که او را از مراجعه به هر گونه کتاب روانشناسي و مهارتي بي نياز مي سازد.

خودآگاهي، تفکر خلاق و نقاد، حل مسئله، تصميم گيري، مقابله با هيجان و استرس، همدلي و ايجاد و حفظ روابط بين فردي از جمله مهمترين مهارتهايي هستند که امروزه تقريباً در همه کتب مربوط به اين رشته به چشم مي خورد.

امام رضا (ع) به عنوان هشتمين پيشوا و هشتمين سرچشمه مهر و عطوفت و علم و معرفت در هر يک از اين موارد توصيه هايي فرموده اند که مطالعه همه جانبه و عمل بر اساس آنها، انساني خودآگاه توانا، مقاوم، عزتمند، متفکر، مهربان و صميمي مي سازد که موفق و سربلند زندگي نموده و علاوه بر اينکه مشکلات و سختيها او را از پاي در نمي آورد، بلکه از تک تک مشکلات پلي مي سازد براي موفقيت و تعالي روح و جان خود.

از سوي ديگر عمل به دستورات پيشوايان دين به انسان ايمان و اعتقاد و اعتمادي مي بخشد که نه تنها زندگي دنيوي او را سامان مي بخشد بلکه سعادت اخروي انسان را نيز تضمين مي نمايد.

بدان اميد که با عمل به اين دستورات در مسير رسيدن به سرمنزل مقصود سرعتي مضاعف يابيم.

 

 

 

منابع:

1. ابن ابی فراس، مجموعه ورام، قم، مکتبه الفقه

2. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، قم، موسسه ال البیت، 1409 ق.

3. صدوق، ابو جعفر محمد بن علی، امالی الصدوق

4. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، انتشارات شریف رضی، 1412 ق.

5. طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الانوار، نجف، کتابخانه حیدریه، 1385 ق.

6. طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، امالی الطوسی، قم، دارالنقافه، 1414 ق.

7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، انتشارات وفا، 1382.

8. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404 ق.

9. محدث نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل، قم، موسسه ال البیت، 1408 ق.

 

 



[1] ـ بحارالانوار/ 75/ 352

[2] ـ بحارالانوار/ 72 / 66

[3] ـ مشکاه الانوار /260

[4] ـ مشکاه الانوار/247

[5] ـ کافی/ 2/ 55 .و بحار/ 68/ 322 و مجموعه ورام /2 / 183

[6] ـ بحارالانوار /1 / 161

[7] ـ مستدرک الوسایل/ 11/ 306.

[8] ـ مستدرک الوسایل/ 13 / 57.

[9] ـ کافی/ 1/11 و بحار/ 1/ 87.

[10] ـ کافی/ 1/ 23.

[11] ـ مشکاه الانوار/ 219.

[12] ـ امالی طوسی/ 507.

[13] ـ بحار/ 68/ 388.

[14] ـ بحار/ 68/ 143.

[15] ـ مکارم الاخلاق/ 270.

[16] ـ بحار/ 67/ 56.

[17] ـ بحار/ 68/ 398.

[18] ـ وسایل الشیعه/ 15/ 193.

[19] ـ مستدرک الوسایل/ 8/ 354.

[20] ـ وسایل الشیعه / 12/ 116.

[21] ـ کافی/ 2/ 241 و امالی صدوق/ 329.

تشکیل وتداوم زندگی در فرهنگ رضوی


چکيده
خداي مهربان با تدبير فوق العاده و حکمت بي نهايت خود همه موجودات و از جمله انسانها را به صورت جفت آفريده و خلق ازواج را يکي از نشانه هاي خود بيان فرموده. از اينرو ازدواج امري در فطرت آدمي نهادينه شده و تشکيل خانواده گامي در مسير فطرت است.
پس از ازدواج و تشکيل خانواده بايد براي حفظ و سلامت اين بنا کوشيد، حفظ و تداوم خانواده نيازمند اراده و تلاش ارکان مهم خانواده يعني زن و مرد است.
در کلام معصومين (ع) و از جمله امام رضا (ع) توصيه ها و سفارشات مفيد و ارزشمندي در راه تشکيل و تداوم خانواده وجود دارد که توجه به آن مانند ساير مراحل و قسمتهاي زندگي ضامن سعادت و سربلندي آدمي است.
در اين مقاله تلاش شده به حد توان به اين موضوع پرداخته و نکات ارزشمند و کليدي فرهنگ رضوي براي عمل در اختيار جوانان دوست دار و گوش به فرمان اهل بيت (ع) قرار گيرد.
واژه هاي کليدي: تشکيل، تداوم، فرهنگ، خانواده، رضوي
واژه هاي کليدي:
تشکيل: شکل و صورت دادن به چيزي، درست کردن، به پا کردن، بر پاي کردن، ساختن.
تداوم: بقاء، ثبات، ماندگاري، ادامه داشتن، هميشگي بودن.
خانواده: خاندان، اهل خانه، اهل بيت، دودمان.
فرهنگ: ادب، تربيت، دانش، علم، معرفت.
رضوي: منسوب به امام رضا (ع) ، امام رضايي.
 
 
مقدمه
خانواده مهمترين و اساسي ترين رکن در هر جامعه است چرا که در خانه و خانواده است که افراد اجتماع پا به عرصه وجود گذاشته، رشد نموده و براي ورود به جامعه تربيت مي شوند.
در خانواده است که پايه هاي اساسي و بنيانهاي اوليه شخصيت افراد شکل گرفته و پي ريزي       مي شود. اگر اين مهم به درستي و با موفقيت انجام شود. اجتماعي که از اين قطرات کوچک ايجاد       مي شود اجتماعي سالم، سربلند و روبه رشد خواهد بود و بالعکس اگر پايه هاي اوليه شخصيت افراد با مشکل و اشتباه شکل گيرد جامعه حاصل از تک تک اين افراد جامعه اي ناسالم و پر از مشکلات خرد و کلان خواهد بود.
بنابراين براي اصلاح جامعه انساني لازم است از خانواده شروع کرد، پي ريزي آن را صحيح و اصولي انجام داد و براي تداوم آن به شکل صحيح و منطقي تلاش نمود.
براي دستيابي به چنين شرايطي افراد جامعه نيازمند دانش و اطلاعات کافي هستند تا از تصميم ـ گيريهاي احساسي و عجولانه پرهيز نموده و ارکان زندگي خود را بر پايه هاي محکم و استوار بنا نهند.
ائمه معصومين (ع) به عنوان راهنمايان بشر به سوي سعادت و رستگاري از اين نکته نيز غفلت نورزيده و تلاش نموده اند با بيان توصيه هاي لازم و کاربردي در اين مورد نيز راهگشا بوده و افراد را از سردرگمي و جهالت برهانند.
در اين مقاله مي کوشيم که با استفاده از کلمات والا و ارزشمند امام رضا (ع) و تکيه بر احاديث آن بزرگوار مهمترين مسائل مربوط به ازدواج و داشتن يک زندگي سالم و موفق را بيان کنيم. بدان اميد که با گوش جان سپردن و عمل به اين احاديث گهربار علاوه بر آنکه به آبادي زندگي دنيوي خود مي پردازيم قدمي بر داريم در راه محبت و مودت به خاندان پاک پيامبر اکرم (ص) و از اين طريق محبت خداي رحمان را جلب نموده و از تفضل ويژه او در زندگي بهره مند گرديم.                              انشاالله
تشکيل و تداوم خانواده در فرهنگ رضوي
بحث درباره خانواده و زندگي خانوادگي از آنچنان توسعه و گستردگي برخوردار است که در اکثر علوم انساني و حتي علوم تجربي مي توان از آن صحبت نمود.
و از سوي ديگر داراي آنچنان اهميتي است که کمتر کسي مي تواند از آن غافل بوده و به آن نينديشد.
دين به عنوان راهنما و برنامه زندگي انسان همانگونه که براي تک تک مراحل زندگي انسان برنامه دارد، در اين مرحله نيز با نگاهي عميق، گسترده و همه جانبه برنامه اي کامل و بي عيب در اختيار همگان قرار مي دهد که توجه به آن و عمل بر اساس آن خير دنيا و آخرت را براي آدمي به ارمغان مي آورد.
در اين مجال با اصل قرار دادن احاديث ارزشمند امام رضا (ع) به بيان مباحث شکل گيري و تداوم خانواده در فرهنگ والاي امام رضا (ع) مي پردازيم.
1. تشکيل خانواده
قدم اول براي داشتن يک زندگي سالم، تشکيل خانواده بر اساس موازين دقيق، عاقلانه، منطقي و کاملاً اصولي است.
درست گام برداشتن در قدم اول علاوه بر اينکه استواري قدمهاي بعدي را در پي دارد، به انسان اعتماد به نفسي مي بخشد که قدمهاي بعدي را براي او آسان نموده و اشتياق او را دو چندان مي نمايد و بالعکس اگر در اين قدم اول سستي نموده و يا اشتباه گام بردارد نه تنها جبران آن در مراحل بعدي دشوار است، بلکه انسان را خسته و افسرده نموده و برداشتن گامهاي بعدي را براي او سخت و دشوار مي نمايد.
1ـ1. اهميت ازدواج
در اهميت ازدواج همين بس که خداوند در کتاب کريمش از آن به عنوان يکي از نشانه هاي قدرت و حکمت خود ياد نموده. پس ازدواج گامي است در مسير فطرت سرشته شده آدمي.
ازدواج نه تنها زندگي فردي انسان را تحت تاثير قرار مي دهد، بلکه بنيان جامعه انساني نيز بر آن استوار بوده و از آن شکل مي پذيرد.
ازدواج صحيح براي انسان آرامش رواني را به دنبال داشته و انسان را از خطرات و حوادث روزگار مصون مي دارد. و به تعبير قران لباسي متناسب و اندازه بر قامت انسان مي پوشاند که او را در برابر گرما و سرماي زندگي حفظ مي کند.
ازدواج علاوه بر آنکه به حفظ نسل مي انجامد به حفظ دين انسان نيز کمک مي کند.
طبق روايات پيشوايان ديني ازدواج سبب افزايش رزق و روزي مي شود و به انسان چنان آرامش فکري و روحي مي بخشد که 2 رکعت نماز فرد متاهل با 70 رکعت نماز مجرد برابري مي کند.
در منطق دين بدترين افراد جامعه افراد مجردي هستند که به بزرگسالي رسيده و هنوز ازدواج  نکرده اند.
با ازدواج، بنايي ساخته مي شود که نزد خداوند محبوبترين بناست.
از نظر روانشناسي ازدواج سبب تکميل و تکامل شخصيت فرد شده و او را در برابر بسياري از بيماريهاي رواني حفظ مي نمايد.
از نظر جامعه شناسي سالمترين افراد جامعه کساني هستند که در يک خانواده سالم پرورش يافته و به موقع اقدام به تشکيل خانواده بر اساس موازين عقلي نموده اند.
بنابراين يکي از واجبات اساسي زندگي جوانان ازدواج و تشکيل خانواده است.
با ازدواج است که انسان همگام با سير طبيعي آفرينش به سوي مقصد و هدف نهايي خلقت گام برمي دارد.
امام رضا (ع) فرمودند: لَولَم يَکُن في المُناکحهِ و المُصاهرهِ ايهٌ منزلهٌ و لا سنهٌ متبعه و اَثَرٌ مستفيض لَکان فيما جَعَل الله مِن بِرِ القريبِ و تَقريبِ البعيدِ وَ تَاليفِ القلوبِ و تَشبيکِ الحقوقِ وَ تَکثيرِ العَدَدِ وَ تَوفيرِ الوَلَدِ لِنَوائِبِ الدَّهرِ و حوادِثِ الاُمورِ مايَرغبا في دونِه العاقل اللبيب و يُسارع اليه الموفق المصيب و يَحرص عليه الاديب الاريب[1]: اگر درباره ازدواج آيه اي نازل نشده ود و سنتي نرسيده بود به خاطر همان فوايدي که خداوند در آن قرار داده مانند نيکي به نزديکان و پيوند با بيگانگان و نزديکي قلوب و نظام مندي حقوق و زياد شدن تعداد و زياد شدن فرزند براي سختيهاي روزگار و حوادث امور انسان خردمند و عاقل از آن سرپيچي نمي کرد و شخص کامروا و پرهيزگار بدان پيشي مي گرفت و شخص دانا و مودب به آن ميل پيدا مي کرد.
امام رضا (ع) فرمودند: اِنَّما النِکاحُ رِقٌ فَاذا اَنکَحَ اَحَدکم وَليدهً فَقَد اَرَقّها فَلينظُر اَحَدُکم لِمَن يَرِقُ کَريمَتُه[2]: ازدواج نوعي فرمانبري است، پس هر گاه دختري را شوهر مي دهيد دقت کنيد که او را به اطاعت چه کسي وامي داريد.
1ـ2. انتخاب همسر
انتخاب همسر اگر با شرايط و ضوابط عاقلانه و درست صورت گيرد زمينه ساز رشد و تعالي روح و جان آدمي خواهد بود.
اما اينکه چگونه بايد انتخاب کرد و انتخاب درست چه ملاکها و معيارهايي دارد سخني است که مطابق با فرهنگها و ارزشهاي جوامع با هم متفاوت است.
آنچه پيشوايان ديني ما و از جمله امام رضا (ع) در اين زمينه بدان توصيه نموده اند ملاک قرار دادن دين و ايمان و اخلاق است. پرهيز از ظاهر بيني و توجه به امور مادي نيز يکي از شرايط انتخاب همسر است.
 
1ـ2ـ1. دين و اخلاق
امام رضا (ع) فرمودند: اِن خطب اليک رَجلٌ رضيتَ دينُه و خُلقه فَزَوِّجُه و لا يَمنَعک فَقرُهُ و فاَقُته[3]: اگر مردي به خواستگاري آمد که دين و اخلاقش را پسنديدي با او موافقت کن و فقر و نداري او مانع ازدواج با او نشود.
به همين دليل امام رضا (ع) از ازدواج با شارب الخمر و افراد بد اخلاق منع مي نمودند[4].
1ـ2ـ2. اصالت خانوادگي
از آنجا که هسته اوليه و پايه هاي اساسي شخصيت افراد در خانواده شکي مي گيرد و طرز فکر و رفتار و اخلاق خانواده به طور مستقيم در فرد تاثير مي گذارد توجه به اصالت خانوادگي و شرايط فرهنگي خانواده ملاکي مهم در انتخاب همسر است.
امام رضا (ع) در ضمن سخناني پس از برشمردن صفات انواع زنان به بيان اين امر مهم از قول جد بزرگوار خود پرداخته و فرمودند:قال رسول الله صلي الله عليه و اله اِيّاکُم و خَضرَاءُ الدمن[5]:پيامبر اکرم(ص) فرمودند: از خضراء الدمن بپرهيزيد.
با مراجعه به اين سخن پيامبر (ص) و مطالعه ادامه حديث منظور امام از خضراء الدمن روشن     مي شود، پيامبر اکرم (ص) افراد را از ازدواج با کساني بر حذر داشته اند که به رغم زيبائي ظاهري، در خانواده اي بد رشد و نمو يافته اند.
بنابراين يکي از ملاکهاي مهم در انتخاب همسر برخورداري از خانواده اي سالم و اصيل است که بايد بدان توجه داشت.
 
1ـ3. مقدمات تشکيل خانواده
پس از انتخاب همسر مناسب و شايسته، براي ازدواج و تشکيل خانواده بايد مقدماتي را طي نمود که اين مقدمات بسته به فرهنگ و رسوم جوامع مختلف متفاوت است.
آنچه در دين اسلام بدان توصيه و بر آن تاکيد شده رعايت سادگي و پرهيز از تجمل و سخت گيري در مقدمات اوليه ازدواج است.
1ـ3ـ1. تعيين مهريه
در دين اسلام واجب است که در ازدواج دائم از اموال، دارائي و يا توانائيهاي مرد براي زن چيزي
در نظر گرفته شود که نشان دهنده صداقت و بي ريايي مرد در مورد همسر و تصميم جدي و مصمم او براي تشکيل يک زندگي سالم و پايدار است.
1ـ3ـ1ـ1. علت وجوب مهريه
اگر چه مهريه امري فراگير است و تقريباً در تمامي آئينها و سنن وجود دارد اما از آنجا که هر جا خداوند مهربان امري را واجب نموده داراي فلسفه اي عميق و مستحکم است، وجوب مهريه نيز بي دليل نبوده و داراي پشتوانه اي عميق و پر حکمت است. امام رضا (ع) علت وجوب مهريه را چنين بيان  فرموده اند: لِاَنَّ علي الرجال مئونهَ المراهُ بائعهً نَفسها و الرَجل مُشترٍ و لا يَکون البَيعُ بِلاثَمَنٍ و لا الشّراءُ بِغير اِعطاء الثَّمَنِ مَعَ اَن النِساء محظوراتٌ عن التعاملِ و المتجَرِ مَعَ عِلَلٍ کَثيره[6].
در کلام امام رضا (ع) ازدواج نوعي معامله است که در آن زن وجود خود را به مرد مي فروشد، در اين معامله مرد خريدار است و طبيعتاً معامله بدون قيمت انجام نمي شود و تا قيمت پرداخت نشود خريد و فروش صورت نگرفته به علاوه توان اقتصادي مرد به طور طبيعي بالاتر از زن است، زن منبع مهر و لطافت است و براي کار و تجارت ساخته نشده پس طبيعتاً زنان بايد از پرداخت مهريه معاف باشند.
1ـ3ـ1ـ2. مقدار مهريه
کميت و کيفيت مهريه به شأن و خصوصيات شخصي، خانوادگي و اجتماعي دو طرف بستگي دارد، به همين دليل متناسب با شرايط و ميزان توانايي افراد با هم متفاوت است.
اما در دين مبين اسلام و همچنين در کلام ارزشمند امام رضا (ع) از زياده روي در مقدار مهريه منع شده.
امام رضا (ع) فرمودند: اذا تَزَوَّجتَ فَاجَهد ان لا يُجاوز مَهرُها مهر السُّنه وَ هُو خَمس مِائهَ دِرهمٍ[7]: هنگام ازدواج تلاش کن که مهريه زن از مهرالسنه تجاوز نکند که آن 500 درهم است.
زياده روي در مقدار مهريه ايجاد اضطراب و استرس نموده، ميزان اعتماد طرفين به يکديگر را کم نموده و صفا، محبت و مودت را در رابطه زناشويي کمرنگ مي سازد. به همين دليل توصيه شده در تعيين مهريه عاقلانه رفتار نموده و علاوه بر شرايط، عواقب بعدي آن را در نظر بگيرند.
1ـ3ـ2. مراسم ازدواج
در فرهنگها و آئينهاي مختلف و در عرف عاميانه مردم معمولاً رسم و رسومي براي آغاز زندگي مشترک جوانان وجود دارد که هر يک بنا به موقعيت و شرايط خاص خود به شرط اينکه از جاده اعتدال خارج نشده و اصول در آن رعايت گردد، از ارزش و اهميت خاصي برخوردارند.
در دين مبين اسلام و سخنان پيشوايان دين نيز در اين مورد نکاتي بيان شده.
1ـ3ـ2ـ1. ازدواج در شب و احکام طعام
شب يکي از مظاهر قدرت الهي و زمان استراحت و نيرو گرفتن براي روز و سبب آرامش و آسودگي است. همين خصوصيت شب را به زماني مناسب براي ازدواج و آغاز زندگي مشترک تبديل نموده.
اطعام طعام نيز سنتي نيکو در شرايط خاص و ويژه است که در مراسم ازدواج اهميت دارد.
امام رضا (ع) فرمودند: مِن السُّنه التّزويجُ بِالليلِ وَ اِطعامُ الطَّعامِ[8]: ازدواج در شب و اطعام طعام سنت است.  
1ـ3ـ2ـ2. پرهيز از ازدواج در ساعات قمر در عقرب
چرخش اجرام آسماني و قرار گفتن آن در حالات مختلف همگي نشان دهنده قدرت، علم و حکمت بي نهايت الهي است. قرار گرفتن اين اجرام در شرايط خاص مي تواند داراي منافع و يا مضراتي باشد که خداي مهربان به عنوان خالق اين دستگاه عظيم به خوبي از آن آگاه است و هر گاه شرايطي براي اتفاق خاصي داراي مضراتي باشد از در لطف و رحمت بي کران خود آنرا توسط پيام آورانش به گوش انسانها رسانده. يکي از اين موارد قمر در عقرب و ازدواج در آن ساعات است.
امام رضا (ع) فرمودند: وَ اتّقِ التّزويج اِذا کانَ القَمَر في عقرَب فَان اباعبدالله قال: مَن تزوج و القمرُ في العقرب لَم يَرَ خيراً ابداً [9]: از ازدواج در هنگامي که قمر در عقرب است بپرهيزيد زيرا حضرت اباعبدالله فرمودند: کسي که ازدواج مي کند در حالي که قمر در عقرب است هرگز خير نمي بيند.
2. تداوم زندگي
پس از انجام رسم و رسوم مربوط به ازدواج و تشکيل زندگي، رسماً زندگي مشترک آغاز مي شود. از اينجاست که دو نفر بايد با هم سکّان زندگي خود را به دست گيرند و علاوه بر نگهداري آن از انواع آسيبها و مشکلات به تلاش براي رشد و پيشرفت و تعالي آن بپردازند و آنرا تا بالاترين درجات ممکن ارتقاء دهند.
براي ايجــاد فضايي سالم در خانواده و روابطي نيکو، سالم و سازنده در محيط خـــانواده توجه به
نکاتي که از زبان عالم آل محمد (ع) صادر شده هم دل و جان را صيقل مي بخشد و هم افقي روشن در برابر ديد آدمي مي گشايد که پيمودن مسير را با کيفيت بهتر تضمين مي نمايد.
2ـ1. همسر امانت است.
تک تک نعمتهايي که خداوند به بندگانش مرحمت نموده امانتهايي هستند در دست ما براي استفاده صحيح از آنها جهت رسيدن به هدف و مقصد نهايي.
تشکيل زندگي مشترک و قرار دادن زوج براي آدمي نمونه اي از اين نعمتهاست.
در يکي از دعاهاي وارده از جانب امام رضا (ع) آمده: اللّهم بِاَمانَتي اَخَذتُها ...[10]: خدايا امانت تو را دريافت کردم ...
امام در اين دعا در واقع به طور غير مستقيم مردان را به اين نکته مهم توجه داده اند که همسر به عنوان نعمتي از نعمتهاي خداوند در زندگي آنها امانت است و بايد از اين امانت به خوبي نگهداري نموده تمام تلاش خود را براي حفظ و حراست از آن بنمايند. و از آنجا که رابطه زناشويي رابطه اي دو طرفه و دو سويه است زن را نيز به اين نکته توجه مي دهند که همانگونه که او امانت الهي است مرد نيز نعمتي الهي است و زن نيز موظف است با رفتار درست و کردار مناسب شکر اين نعمت الهي را به جاي آورد.
البته در اين مورد خطاب اصلي متوجه مردان است، زيرا آنکه از قدرت و توانايي بيشتري برخوردار است و سکاندار اصلي زندگي زناشويي است مرد است.
همسر مايه آرامش است.
خداوند متعال در قران کريم شب را و زن را و دعاي پيغمبر (ص) را مايه آرامش انسانها معرفي نموده. و اينها را از نشانه هاي خود بيان فرموده.
امام رضـا (ع) نيز به اين نکته اشاره فرموده، در حديثي زن را مايه آرامش معرفي نموده و انسانها را
به اين نکته متوجه نموده اند که همانگونه که شب سبب آرامش و تجديد قوا و کسب نيرو و نشاط براي روزي جديد و فعاليتي تازه است زن نيز از چنان قدرتي برخوردار است که مي تواند همه اين وظايف را به عهده گرفته و سبب آرامش و نشاط و سرزندگي مرد باشد.
توجه به اين نکته شايد انسان را به اين نتيجه سوق دهد که همانگونه که کسب آرامش و نيرو و نشاط در شب نياز به فرصت و برنامه ريزي براي خواب و استراحت دارد، بهره بردن از نيروي آرامش دهنده زن نيز نياز به تخصيص وقت، برنامه ريزي و ايجاد رابطه اي منطقي، گرم و صميمي دارد.
2ـ3. همسر صالح ضامن سعادت
در منابع مختلف روايي يکي از عوامل سعادت و خوشبختي مردان همسر صالح معرفي شده است.
امام رضا (ع) نيز در ضمن بيان انواع زنان به اين نکته مهم اشاره نموده و فرمودند: فَمَن ظَفَرَ بِصالِحَتِهِنَّ يَسعد[11]: کسي که زني صالح داشته باشد سعادتمند مي شود.
زن صالح نه تنها آرامش همسرش را دو چندان مي کند، بلکه همراهي هميشگي در راه سعادت و خوشبختي همسرش خواهد بود. و وجود چنين همراهي در شرايط سخت ابتلا و آزمايش، عروج انسان به مراتب والاي معنوي را با سرعتي دو چندان ميسر مي سازد.
2ـ4. وظايف همسران براي تداوم زندگي
زن و مرد دو رکن اساسي و ستونهاي اصلي خانواده هستند.
براي برپايي هر چه بهتر و استواري هر چه بيشتر اين بنا هر يک از زن و مرد در قبال يکديگر داراي وظايف و تعهداتي هستند که موظف به انجام آن در برابر ديگري مي باشند. و گاهي اين وظايف مسئوليتي متقابل و وظيفه اي دو جانبه است که انجام آن از طرف هر يک از زن و شوهر مي تواند گامي استوار در نگهداري و تداوم اين بنا باشد.
2ـ4ـ1. وظايف مرد
وظايفي که تنها بر عهده مرد است و در کلام نوراني امام رضا (ع) بدان اشاره شده عبارتند از: تلاش براي کسب حلال، و توسعه بر خانواده، ميانه روي و اقتصاد در امور زندگي.
2ـ4ـ1ـ1. تلاش براي کسب حلال و تامين نفقه
تلاش براي کسب حلال در همه شرايط و در همه زمانها براي مردان امري پسنديده و ستوده است، اما با ازدواج و تشکيل خانواده اين امر اهميتي مضاعف مي يابد، چرا که علاوه بر مرد فرد ديگري پا به عرصه زندگي او گذاشته، که نيازمند درآمد مرد و امکاناتي است که از اينطريق حاصل مي گردد. و       هر گونه سستي در اين زمينه صدمات جبران ناپذيري بر اساس خانواده وارد مي سازد.
امام رضا (ع) فرمودند: اِعلَم اَن نَفَقَتُکَ عَلي نفسِک و عِيالکَ صَدَقهٌ و الکادُّ علي عِياله مِن حِلٍ کالمُجاهد في سبيل الله[12]: بدان که تامين مخارج خودت و همسرت صدقه است و کسي که براي     خانواده اش از راه حلال تلاش مي کند مانند جهاد کننده در راه خداست.
بنابراين مرد براي تامين و رفاه خانواده اش موظف است تلاش نموده و امکانات زندگي      خانواده اش را فراهم آورد، البته رعايت اقتصاد و ميانه روي در اين مورد نيز امري کاملاً ضروري است.
امام رضا (ع) فرمودند: وَ لتَکُن نَفَقَتُکَ علي نفسک و عيالک قصداً[13]: بايد مخارج خودت و همسرت متعادل باشد.   
رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط نه تنها حرص و طمع را از بين مي برد، بلکه مانع اسراف و زياده روي شده و خانواده اي مي سازد که اعضاي آن به داشته هاي خود قانع بوده و از آنها نهايت استفاده را مي کنند. البته هر گاه توانايي مالي افزايش يافت مرد موظف است خانواده خود را از اين توانايي
بهره مند نموده و از آن براي بالا بردن سطح مادي و رفاهي خانواده خود استفاده نمايد.
امام رضا (ع) فرمودند: صاحِبُ النّعمهِ يَجِبُ عَليها حقوقٌ ... مِنها ... التوسعه لِعياله[14]: بر صاحب نعمت حقوقي واجب است که يکي از آنها توسعه بر خانواده است.
افزايش رزق و روزي نعمتي است از جانب خدا که حقوقي را بر عهده انسان واجب مي سازد يکي از اين حقوق حق خانواده است که با توسعه امکانات رفاهي خانواده ادا مي گردد.
2ـ4ـ1ـ2. مراعات حقوق همسر
در خانواده مرد از موضع قدرت و سرپرستي برخوردار است و زن نه آنچنان قدرتي دارد و نه چنان تواني! به همين دليل مرد بايد مراقب رفتار و کردار خود باشد، مبادا از موضع خود سوء استفاده نموده و به همسر خود ظلم کند.
امام رضا (ع) فرمودند: اِتقوا الله في الضَعيفين: النِساء و اليتيم[15]: درباره دو گروه از افراد ضعيف تقواي الهي پيشه کنيد: زنان و يتيم.
قوي بودن مرد در خانواده نبايد سبب پرخاشگري، بي رحمي، تندي و زور گويي او شود، بلکه بايد از قدرت خود براي حفظ و حراست از خانواده خود استفاده نمايد.
2ـ4ـ1ـ3. توجه به همسر
يکي از وظايف مهم مرد پس از ازدواج توجه به امور خانواده است.
مرد موظف است به همسر خود توجه ويژه نمايد، به نيازهاي او رسيدگي کند، خواسته هاي او را در نظر بگيرد، حرفهاي او را بشنود و به درد دل او توجه نمايد. روحيه لطيف و حساس او را ارج نهاده و بدان احترام گذارد.
بي توجهي به اين امور و غفلت از همسر علاوه بر اينکه صدمات جبران ناپذيري را بر بنيان خانواده وارد مي کند، خشم خداوند را نيز در پي خواهد داشت چرا که زن به عنوان امانت به مرد سپرده شده و غفلت از اين امانت چيزي جز خسارت در پي نخواهد داشت.
امام رضا (ع) فرمودند: قَد لَعَن رسولُ الله سبعهٌ ... اِلي ان قال: المُتَغافِلُ عَن زوجه[16]: رسول خدا هفت گروه را لعن فرمودند که يکي از آنها کسي است که از همسر خود غافل باشد.
2ـ4ـ2. وظايف زن
همانطور که مرد در خانواده داراي وظايف خاصي است که بايد بدان توجه داشته باشد، زن نيز به دليل موقعيت خاصي که در خانواده دارد، داراي وظايفي است که در احاديث مختلف بدان اشاره شده است.
زن کانون احساس و مهرورزي است و وظيفه دارد که از اين قدرت خدادادي براي سعادت و خوشبختي خانواده خود نهايت استفاده را ببرد.
در حديثي امام رضا (ع) از قول پدر بزرگوارش اميرمومنان (ع) نقل فرمودند: خيرُ نسائِکم الخَمس: الهَيّنه، الليّنه، المؤاتيه التي اِذا غَضِب زَوجها لَم تَکتحِل بَغمضٍ حَتي يَرضي وَ الَّتي اِذا خابَ زَوجها حَفِظَتهُ في غيبته فَتِلکَ عامِلهٌ مِن عُمال الله لا تخيب[17]: بهترين زنان شما پنج گروهند: لطيف، نرم، سازگار، آنکه هنگامي که شوهرش خشمگين مي شود خواب به چشمش نمي رود تا او را راضي کند و آنکه هنگامي که شوهرش غايب است محافظ اوست، چنين کسي کارکني از کارکنان خداست که خيانت نمي کند.
2ـ4ـ3. وظايف متقابل همسران
هر يک از زن و مرد وظيفه دارند براي سعادت و خوشبختي يکديگر تلاش کنند، از هر کاري که به
خانواده آنها لطمه وارد مي کند، خودداري نموده و براي رسيدن به يک زندگي سالم و موفق از هيچ تلاشي دريغ نکنند.
از جمله وظايف متقابل همسران که در کلام نوراني امام رضا (ع) بيان شده عبارتند از: آراستگي به فضايل، احسان و نيکي، رعايت نظافت و پاکيزگي و هديه دادن.
2ـ4ـ3ـ1. آراستگي به فضايل
زن و مرد در منطق قران لباس يکديگرند. هر چه ايندو بيشتر به فضايل آراسته گردند لباسي مناسبتر، زيباتر و آراسته تر بر تن ديگري خواهند بود.
لباس آراسته و زيبا به انسان اعتماد به نفس مي بخشد و جسارت او را براي انجام کارهاي بزرگتر قدرت مي بخشد. و جرأت او را براي موفقيت در کارها بيشتر مي کند.
2ـ4ـ3ـ1ـ1. تدبير
انديشه در عاقبت امور قبل از انجام عمل يکي از فضايلي است که آراستگي بدان در هر زمان و هر جايگاهي زيباست.
زيبايي اين امر وقتي روشنتر مي شود که خوشبختي و سعادت خانواده را در پي داشته باشد.
رفتار عجولانه و بدون تفکر مخصوصاً در امور مربوط به خانواده، چيزي جز خسارت و پشيماني به دنبال نخواهد داشت. امام رضا (ع) فرمودند: التَّدبير قبلَ العملِ يُومُنِک من الندم[18]: تدبير از انجام عمل تو را از پشيماني مصون مي دارد.
پس چه زيباست که زن و مرد قبل از انجام هر کاري و بيان هر حرفي ابتدا به عواقب و نتيجه کار خود بينديشند و اگر حتي ذره اي احتمال آسيب و پشيماني در آن بود از انجام آن خودداري کنند.
 
2ـ4ـ3ـ1ـ2. کنترل زبان
زبان يکي از اعضاي بسيار حساس و حياتي در زندگي خانوادگي است، با زبان است که مي توان مهر و محبت و عطوفت را در خانواده به راه انداخت و با همين زبان است که گاهي کينه ها و کدورتها و دعواها به راه مي افتد.
امام رضا (ع) فرمودند: المَرء مخبوءٌ تحتَ لِسانه[19]: شخصيت انسان در زبان خود مخفي است.
و فرمودند: نَجاهُ المومن في حفظِ لسانه[20]: نجات مومن در حفظ زبان اوست.
کنترل به موقع زبان در هنگام ناراحتيها و خستگيها نه تنها به آدمي وقار مي بخشد و او را ارزشمند مي کند، بلکه سکوت و حفظ زبان در اينگونه موارد باعث ايجاد و کسب محبت مي شود.
امام رضا (ع) فرمودند: اِنّ الصَّمَتَ يَکسِبُ المَحبه وَ هُو دليلٌ علي الخير[21]: سکوت محبت را جلب مي کند و دليل هر خيري است.
سکوت به هنگام عصبانيت و خشم، به انسان آنچنان ابهتي مي بخشد که خيرات و برکات بسياري را به دنيال مي آورد. کمترين ميزان آن حفظ خانواده و نجات آن در شرايط سخت و دشوار است.
2ـ4ـ3ـ1ـ3. پرهيز از خشم
از امام رضا (ع) درباره چيزي پرسيدند که به وسيله آن خير دنيا و آخرت حاصل گردد؛ امام فرمودند: لا تَغضِب[22]: خشمگين نشو.
خشم و غضب همانگونه که فرد را از درون مي سوزاند، شعله هاي حاصل از آن اطرافيان را نيز سوزانده و حاصلي جز پشيماني، نگراني، کدورت و ناراحتي ندارد.
خشم و غضب آدمي را از راه عدالت خارج کرده و آثار سوء حاصل از آن حتي با گذشت سالها همچنان باقي مي ماند.
مرد و زن در خانواده موظفند که تا حد ممکن خشم خود را فرو برند و اگر جايي ناخواسته به اين بلاي خانمان سوز دچار شدند بلافاصله خود را کنترل نموده و چيزي نگويند يا کاري نکنند که حرمتها را از بين برده، پرده ها را دريده و سبب پشيماني گردد.
2ـ4ـ3ـ1ـ4. عدل و احسان
عدالت قرار دادن هر چيزي در جاي خويش و احسان به معناي نيکي کردن و انتشار رحمت و ايجاد محبت است.
احسان بالاتر از عدل است، عدل آن است که به هر کس حقش داده شود و احسان يعني به کسي بيشتر از آنچه حق اوست بدهي.
احسان قلوب ديگران را مسخ انسان مي سازد. چرا که انسان بنده احسان است.
با احسان مي توان انسانهاي سرسخت و لجوج را به افرادي با محبت و مهربان تبديل کرد و از آنها افرادي سالم و صالح ساخت.
زن و مرد در ارتباط با يکديگر و در محيط خانواده وظيفه دارند که عدالت را رعايت نموده و حقوق يکديگر را مراعات کنند اما آنچه زندگي را زيباتر، محبت را افزونتر و دلها را به هم نزديکتر      مي کند احسان است.
امام رضا (ع) فرمودند: اِستعمال العَدلِ و الاحسانِ مُؤذِنٌ بِدوام النعمه[23]: به کار بردن عدل و احسان دوام نعمتها را فرا مي خواند.
پرهيز از ظلم و سرلوحه قرار دادن احسان در روابط خانوادگي، به استحکام، شيريني و لذت خانواده
مي افزايد و از اختلافات و درگيريها جلوگيري مي کند.
2ـ4ـ3ـ2. رعايت نظافت و پاکيزگي
نظافت و پاکيزگي و رعايت بهداشت امري فردي است که نشانه ايمان فرد است.
اما اين مسئله در زندگي خانوادگي اهميت ويژه اي مي يابد و دقت بيشتري مي طلبد.
هر يک از زن و مرد وظيفه دارند در مرحله اول در نظافت و پاکيزگي خود و در مرحله بعد در نظافت و پاکيزگي محل زندگي خود بکوشند.
امام رضا (ع) فرمودند: ثَلاثٌ مِن سنن المُرسلين، العِطر و اخذُ الشّعر و ...[24]: سه چيز از سنتهاي پيامبران است: عطر و کوتاه کردن مو و ...
استعمال عطر و کوتاه کردن موها علاوه بر اينکه نشاط و شادماني را به ارمغان مي آورد، انسان را محبوب خدا و خلق مي سازد و ايندو سعادت و خوشبختي خانواده را به دنبال دارد.
2ـ4ـ3ـ3. هديه دادن
گاهي در زندگي خانوادگي با مراعات تمامي شرايط و وظايف باز هم اتفاقاتي رخ مي دهد که ممکن است سبب رنجش خاطر يکي از اعضا شود.
گاهي نيز روزمره بودن و تکراري شدن زندگي حالت رنجش و نگراني در انسان ايجاد مي نمايد.
در اينگونه موارد هديه دادن و هديه گرفتن تحولي عميق در فرد ايجاد مي کند و نيرويي مضاعف در او مي دمد.
امام رضا (ع) فرمودند: نِعمَ الشّئُ الهديه، مِفتاح الحوائج[25]: هديه چيز خوبي است، کليد         خواسته هاست.
هديه دادن و هديه گرفتن دل آدمي را نرم و لطيف مي کند و شرايط را براي رابطه اي گرم و صميمي فراهم مي سازد. بر زن و شوهر فهيم و داناست که از اين عمل نيکو براي بهبود روابط و ارتقاي سلامت خانواده بهره بگيرند.
نتيجه:
ازدواج و تشکيل خانواده يکي از سفارشات دين مبين اسلام و سنت پيامبر (ص) است و به دليل اهميت فوق العاده اي که داراست علاوه بر آنکه همواره در زبان ائمه (ع) بدان توصيه و تاکيد شده، شرايط، ضوابط و خصوصيات آنرا نيز بيان داشته اند.
امام رضا (ع) نيز به عنوان عالم آل محمد، در مواقع و شرايط گوناگون به بيان توصيه ها و سفارشاتي در اين زمينه پرداخته اند که توجه و عمل بر اساس آنها سعادت دنيا و عقباي آدمي را در پي خواهد داشت.
در تشکيل خانواده مهمترين امور در کلام امام رضا (ع) توجه به جنبه اعتقادي و ديني و اخلاقي همسر است، که اين خصوصيات با تربيت در خانواده خوب تکميل شده و انتخابي شايسته را رقم مي زند. استفاده از قوه عقلاني قبل از ازدواج و به هنگام انتخاب يکي از اصول اساسي براي تشکيل خانواده است. در ضمن ازدواج و برگزاري مراسم توصيه امام رضا (ع) مهريه مناسب، ازدواج در شب، اطعام طعام در شب ازدواج و اجتناب از ازدواج در زمانهايي است که قمر در عقرب قرار دارد.
پس از ازدواج امام بيشتر به جنبه عاطفي آن توجه نموده اند، از جمله اينکه همسر را امانتي از جانب خدا معرفي نموده، آنرا مايه آرامش دانسته و صالح بودنش را ضامن سعادت معرفي فرموده اند.
توجه به اين نکات و وظايفي که بر عهده زوجين است تداوم خانواده را به بهترين شکل تضمين  مي نمايد. از جمله وظايفي که بر عهده مرد است. تلاش براي کسب حلال، تقوي و مراعات حقوق همسر و توجه به همسر و احساسات او مي باشد . زن نيز موظف است آرامش خانواده را تامين نموده، همسر خود را درک نموده و توقعات خود را متناسب با اوضاع همسرش تنظيم نمايد، ناراحتي همسرش را به بهترين شکل تحمل نموده و در غياب او محافظ اموال او باشد. به علاوه زن و مرد هر دو موظفند که خود را به فضايلي چون تدبير قبل از عمل، کنترل زبان، پرهيز از خشم و عدل و احسان آراسته نموده و با رعايت پاکيزگي و نظافت پوششي مناسب براي همسر خود باشند. و به هنگام مشکل و سختي؛ با      هديه اي مناسب رضايت و شادي را براي خانواده خود به ارمغان آورند.
به اميد روزي که با عمل به دستورات اين امام همام همه مردم جهان را غرق در سعادت و خوشبختي ببينيم.
 
 
 
فهرست منابع:
قران کريم
حرعاملي، محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، قم، ال البيت، 1409ق.
طبرسي، علي بن حسن، مشکاه الانوار، نجف، حيدريه، 1385ق.
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن، امالي، قم، دارالثقافه، 1414 ق.
کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران، وفا، 1382.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404 ق.
محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرک الوسايل، قم، ال البيت، 1408 ق.
 
 
[1] ـ کلینی، 1382، ج 5، ص373.
[2] ـ طوسی، 1414، ص519.
[3] ـ مجلسی، 1404، ج100 ، ص372 و محدث نوری، 1408، ج14 ، ص188.
[4] ـ حرعاملی، 1409، ج14، ص 54.
[5] ـ محدث نوری، 1408، ج14، ص 964.
[6] ـ مجلسی، 1404، ج100، ص349.
[7] ـ محدث نوری، 1408، ج15، ص 62.
[8] ـ محدث نوری، 1408، ج14، ص196.
[9] ـ محدث نوری، 1408، ج14، ص 218.
[10] ـ محدث نوری، 1408، ج14، ص 22.
[11] ـ محدث نوری، 1408، ج14، ص 161.
[12] ـ محدث نوری، 1408، ج 13 ،ص54.
[13] ـ محدث نوری، 1408، ج 13،ص 37.
[14] ـ کلینی،1382، ج4، ص11 و طبرسی، 1385، ص273.
[15] ـ مجلسی، 1404، ج100، ص 226.
[16] ـ محدث نوری، 1408، ج 14، ص291.
[17] ـ مجلسی، 1404، ج100، ص233.
[18] ـ مجلسی، 1404، ج68، ص338.
[19] ـ مجلسی، 1404، ج68، ص276.
[20] ـ مجلسی، 1404، ج68، ص283.
[21] ـ مجلسی، 1404، ج68، ص276.
[22] ـ محدث نوری، 1408، ج12، ص7.
[23] ـ مجلسی، 1404، ج72، ص26.
[24] ـ کلینی، 1382، ج5، ص320.
[25] ـ محدث نوری، 1408، ج13، ص206.

وجود رضایتمندی در زندگی در احادیث امام رضا علیه السلام


وجود رضايتمندی در زندگی 

            چكيده :
نظام خلقت داراي شكوه و عظمتي غير قابل تصور است كه بر اساس تدبر و حكمت و مصلحت انديشي دقيق خداي دانا و توانا شكل گرفته و هيچ موجودي قادر نيست در آن دست برده و يا تغييري ايجاد كند .
زندگي انسان نيز به عنوان گل سر سبد عالم خلقت ، سرشار از اين خيرانديشي و مصلحت بيني است كه ذهن با هوشترين انسانها نيز نمي تواند به طور كامل به آن احاطه يابد .
آنچه در زندگي انسانها مهم است و سرنوشت آنها را رقم مي زند ؛ نوع نگاه به اين مقدرات در زندگي است .
كساني كه خداي خويش را شناخته و به او ايمان دارند و از عجز و ناتواني خويش آگاهند ، امور زندگي خود را تحت سلطه خاص خداوند دانسته و تلاش مي كنند خود را در مسير اين سلطه و هماهنگ با آن قرار دهند . به همين دليل همواره از شرايط خويش راضي بوده و با خشكاندن ريشه طمع و زياده طلبي ، روحيه اي قانع و ثروتمند پيدا    مي كنند و در اثر آن سبب جلب رضا و خشنودي خدا شده و رحمت او را به سمت خود فرا مي خوانند . خداوند نيز اين روحيه آنها را ارج نهاده و به اعمال كم آنها راضي شده و آنها را در جوار رحمت خويش جاي مي دهد .
نگاه به پائين دست ، پرهيز از مقايسه ، یادآوري نعمتهاي الهي و شگر گزاري آنها ، خيرخواهي براي ديگران و گره گشايي از مشكلات آنان از مهمترين اموري است كه مي تواند رضايتمندي را در زندگي افراد افزايش دهد و درهاي خوشبختي را به سوي آنها بگشايد ؛ زيرا انسانهاي خوشبخت در زندگي خود همواره از درجات بالاي رضايتمندي برخوردار بوده و با بالا رفتن سطح رضايتمندي در زندگي ؛ احساس خوشبختي نيز افزايش مي يابد .
اين مقاله در نوع خود از معدود مقالاتي است كه به طور موضوعي و خاص به بررسي ابعاد مختلف رضايتمندي در زندگي در سيره و فرهنگ رضوي پرداخته ؛ و از اين جهت داراي اهميت است كه بر كلام امام معصومي تكيه دارد كه خود سرچشمه رضا و خشنودي به امر پروردگار است .
اميد كه مقبول بارگاه مقدس رضاي آل محمد افتد .
 
 
 
 
 
 
 
 
كليدواژه ها :
رضــايتمندي : رضايتمندي به معــناي داشتن حس رضـايت و خشنودي است[1] ؛ كه برگرفته از دو واژه رضايت + مند است . رضايت در اصل برگرفته از رضا و رضا در اصل واژه اي عربي به معناي خشنودي است و به موافقت ميل به آنچه با آن مواجه شده يا بر او وارد شده اطلاق مي شود[2] .
بنابراين رضايتمندي هنگامي ايجاد مي شود كه انسان از آنچه بر او وارد شده يا بر سر راهش قرار گرفته راضي و خشنود باشد .
احساس : احساس به معناي درك كردن و لمس كردن چيزي با قواي حاسه است[3]؛ اعم از اينكه با ديدن باشد يا شنيدن ، يا به وسيله فهم و شعور و يا علم و قدرت[4] .
وجود : وجود در لغت عربي از ريشه وجد ؛ به معناي پيدا كردن ، رسيدن و دست يافتن[5] و در فارسي به معناي هستن و بودن چيزي است[6] .
زندگي : زندگي ضد مرگ و به معناي تداوم معيشت براي انسان آنگونه كه حق اوست ؛ مي باشد و از آنجا كه انسان داراي دو جنبه جسماني و روحاني ست ؛ در معناي زندگي او بايد هر دو جنبه را لحاظ كرد . پس زندگي واقعي از آن كسي است كه بدن و جسم او در مجراي معتدل و بدون انحراف ، نيازهايش تأمين گردد و روح او نيز از ناپاكيها و ناخالصيها به دور بوده و به حد مطلوب خود برسد .
زندگي براي موجود زنده نوعي كمال و رشد يافتگي محسوب مي شود و داراي مراتب مختلفي است كه هر چه اين مرتبه بالاتر باشد داراي كمال ، استعدادها و توانائيهاي بيشتري است و حد اعلاي آن در انسان وجود دارد . بنابراين انسان زنده فقط با امكان زندگي يكي از بزرگترين نعمتهاي الهي را دريافت داشته است.
 
 
 
 
 
 
 
 
مقدمه :
يكي از مهمترين خواسته هاي انسانها در زندگي دستيابي به خوشبختي و سعادتمندي است ، تجربه نشان داده كه داشتن ثروت فراوان و امكانات رفاهي بالا ؛ عامل سعادت و خوشبختي انسانها نيست . زيرا بسيارند كساني كه از بالاترين موقعيت مالي و امكانات رفاهي برخوردارند ؛ اما هميشه افسرده و خمودند و از زمين و زمان شاكي . بالعكس در زندگي به انسانهايي برخورد مي كنيم كه هر چند زندگي معمولي داشته و يا حتي در فقر به سر مي برند ؛ اما از زنــدگي خود راضي اند و از چنان نشاط و ســـرزندگي برخوردارند كه خوشبــخت ترين انسانها به حالشـان غبطه مي خورند .
وجود چنين رضايتمندي در زندگي ست كه انسان را به سمت عوامل آن فرا مي خواند ، روانشناسان در رشته هاي مختلف علوم انساني براي ايجاد رضايتمندي در زندگي ، همواره نظرات و پيشنهاداتي داشته اند كه با توجه به نقص هميشگي علم بشري داراي نواقص و كوته نگريهايي است که نمي تواند روح حقيقت جو و تشنه انسان را سيراب نمايد .
در اين مقاله به بررسي ابعاد مختلف وجود رضايتمندي در زندگي در فرهنگ رضوي پرداخته ، دلايل وجوب ، اثرات و فوايد ، و راههاي به دست آوردن آن با تكيه بر كلام امام مهربانيها بيان گرديده .
و در پايان به ارزشمندترین نكته در مقاله يعني هماهنگي و همراهي خوشبختي و وجود رضايتمندي در زندگي اشاره شده و از اين طريق تلاش شده كه شوق و اشتياق مضاعفي براي دستيابي به احساس رضايتمندي در زندگي ايجاد گردد .
كاربرد چنين مقالاتي در زندگي افراد چون از پشتوانه اي محكم از احاديث سرچشمه رضا و كرامت ، ثامن الحجج امام رضا (عليه السلام) برخوردار است ؛ مي تواند سكوي پروازي براي مشتاقان و تشنگان كلام وحي براي ايجاد رضايتمندي در زندگي باشد .
به اميد روزي كه همه انسانها با پيروي از كلام نوراني ائمه (عليهم السلام) ، به بالاترين مراحل رضا و سعادتمندي در زندگي دست يابند .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وجود رضايتمندي در زندگي :
يكي از مهمترين دغدغه هاي زندگي انسان ، چگونگي گذران عمر و استفاده از لحظات آن براي رسيدن به حداكثر خوشبختي ، كما ل و سعادت است .
بلا و آزمايش نيز يكي از سنتهاي هميشگي الهي است كه همواره انسانها را در شرايطي سخت و گاه طاقت فرسا قرار مي دهد . در اين ميان چگونگي برخورد با موانع و شرايط ناگوار ؛ يكي از بزرگترين هنرهايي است كه اگر درست آموخته شود ؛ علاوه بر آنكه شرايط سخت زندگي را قابل تحمل و گذرا مي سازد ، آنچنان رضايتمندي در انسان ايجاد مي كند كه قلب انسان را آرام نموده و او را محكم و استوار در برابر حوادث بيمه مي نمايد .
بنابراين وجود رضايتمندي در زندگي ، نشانه عدم رنج و شرايط دشوار نيست ؛  بلكه قدرتي است كه با وجود همه تلخيها و ناگواريها ، مي تواند تحمل آنها را سهل و آسان ساخته و انساني قوي و نيرومند بسازد كه به راحتي در مقابل سختيها مقاومت نموده و با وجود سخت ترين طوفانها ، هيچگاه خم به ابرو نياورده و همچنان ثابت و استوار ، سكان زندگي خويش را در دست داشته و با تمام قدرت پيش مي رود .
بدون ترديد داشتن چنين حالتي در زندگي،  عنايتي ويژه از سوي خداوند مي طلبد و يقيني استوار در دل انسان .
در اين مجال به ابعاد مختلف وجود رضايتمندي در زندگي مي پردازيم و دلايل وجوب ، فوايد ، اثرات و راههاي كسب آن را با تكيه بر تعاليم رضوي بررسي مي كنيم .
1 . دلايل وجوب رضايتمندي در زندگي :
در دين اسلام و سخنان معصومين عليهم السلام ، رضاي به قضاي الهي يكي از واجبات شمرده شده و از آنجا كه هيچيك از دستورات الهي بيهوده نبوده و همه واجبات و محرمات از علم و حكمت سرشار الهي نشأت گرفته و داراي فلسفه اي عميق و دقيق هستند ؛ براي اين وجوب نيز دلايلي محكم و استدلالاتي دقيق و ظريف بيان شده ؛ كه با دقت در آنها فطرت حق خواه آدمي را قانع ساخته و به سوي آن سوق مي دهد . دلايلي كه اگر با ديده عبرت به آنها بنگريم هر يك به نوبه خود كامل و متقن بوده و راه را بر هر گونه اما و اگر خواهد بست . و آنچنان يقيني در انسان ايجاد خواهد نمود كه ديگر با هيچ طوفاني نخواهد لرزيد . و آنچنان تسليمي در وجود انسان خواهد كاشت كه راه هر گونه اعتراض را خواهد بست .
1 ـ 1 . فعل خدا همه خير محض است :
بدون ترديد خداوند مهربان با علم و حكمت بيكران خود و با قدرت و احاطه اي كه بر بندگان خود دارد ؛ خير و صلاح آنها را بهتر از هركس ديگر مي داند . او خالق انسان است و از گذشته او به خوبي خبر دارد ؛ آينده انسان نيز به روشني گذشته اش براي خداوند متعال مشخص و معلوم است . تنها اوست كه با علم بيكران خود از همه ريزه كاريهاي زندگي انسان باخبر بوده و از تمام كاستيها و توانائيهاي او مطلع است . و هم اوست كه داراي قدرتي بيكران بوده و هر چه اراده كند ؛ بدون اندك زحمتي برايش فراهم مي گردد . او با اين علم و قدرت و با هدفي كه براي خلقت انسان در نظر داشته ؛ همواره به دنبال راهي است كه انسانها را به سعادت و كمال واقعي هدايت كند . همه اتفاقات و حوادث در زندگي انسان نيز براي رسيدن به همين كمال و سعادت واقعي است ، كه با حكمت خاص الهي برنامه ريزي شده و مسير زندگي انسانها را تعيين مي كند .
امام رضــا عليه السلام با اشاره به اين حكمت عالي در افعال الــهي ، وجوب رضايت از آنها را بيان نموده و مي فرمايند :
ان الله تعالي منزه عن الفعل القبيح و الفواحش و انه لايفعل الا ما هو حكمة و عدل و صواب و لا شك في وجوب الرضا بهذه الاشياء[7] .
خداي تعالي برتر و بالاتر از آن است كه كار زشت و ناپسند انجام دهد ، او كاري نمي كند مگر اينكه در آن حكمت و عدل و صوابي وجود دارد و شكي نيست كه به اين امور بايد رضايت داشت .
رضايت به كارهاي الهي در واقع رضايت به حكمت و عدل الهي است ، حكمتي كه در نهايت كمال است و عدلي كه هيچگاه ظلمي در آن راه ندارد ، و هر جا ذره اي حكمت و عدالت وجود دارد ؛ از آن نشأت گرفته است .
1 ـ 2 . تدبير خير و صلاح :
امام رضا عليه السلام از قول خداي مهربان در اين باره مي فرمايد : اني اُدَبِّرُ عبادي بما يُصلحهم و انا بهم لطيف خبير[8] :من امور بندگانم را آنگونه که صلاح آنهاست تدبیر می کنم و من در احوال آنها دقیق و ریزبین هستم .
تدبير در امور يعني نگاه كردن به پشت پرده امور و با توجه به آن عمل كردن .
خداوند امور انسانها را با توجه به آينده اي كه از آن آگاه است و ساير انسانها از آن بي خبرند تدبير مي كند و سرنوشت آنها را بر اساس آن رقم می زند و شكي نيست كه تدبيري كه از جانب خداي ريز بين و داناي به نهان و ظاهر انسانها است ، عين صلاح و خير محض است . و نارضايتي از آن جز جهل و بي خردي چيز ديگري نيست .
خداوند نيز براي آرامش دل انسانها آنرا به زيباترين شكل بيان نموده و امام رضا عليه السلام ما را از آن آگاه نموده اند . در اين حديث شريف به وضوح مي توان مهر و شفقت الهي به بندگانش را حس نمود . خداوند در اين حديث بندگان را به خود مسنوب نموده و از آنها به عنوان « عبادي : بندگان من » ياد نموده اند و اين نشانه قرب و نزديکي ويژه خداوند به انسانهاست. در پايان نيز فرموده : انا بهم لطيف خبير : من نسبت به آنها هم لطيف هستم هم خبير .
من ، هم بسيار ريزبين و دقيق هستم ، و هم از همه ابعاد وجودي آنها آگاهم . بنابراين تدبير من در باره   بندگانم ،  به آن چيزي تعلق مي گيرد كه صلاح واقعي آنهاست . و روشن است كه عاقلانه ترين كار در برابر اين تدبير فوق العاده الهی ؛ رضايت و تسليم واقعي است .
امام رضا عليه السلام در جاي ديگري مي فرمايند : ما قضي الله علي عبده قضاءً فرضي به ؛ الا جعل الخير فيه[9] .
خداوند بر بنده اش قضائي نمي كند ، مگر آنكه خيري در آن نهفته است . و از آنجا كه داناي به خير و شر و ظاهر و باطن امور تنها اوست و تنها او مي داند كه چه چيزي به صلاح بنده است و آنچه ما مي بينيم چيزي جز ظاهر و قشر سطحي امور نيست ؛ بهترين عكس العمل در برابر چنين اراده اي رضايت و خشنودي نسبت به آن است ، كه اين خشنودي ، اگر چه ظاهراً خشنودي از امور زندگي است ؛ اما در واقع خشنودي از قضا و صلاحديد خداي حكيم   است .
1 ـ 3 . جز رضا چه مي توان كرد ؟
همه عالم از كوچكترين موجودات سلولي گرفته تا بزرگترين و قويترين موجودات عالم همه تحت سيطره خداوند عظيم قرار دارد و هيچ ذره اي حتي براي لحظه اي قدرت سرپيچي از فرمان الهي را ندارد . همه موجودات يكدل و يكصدا ، گوش به فرمان قدرت نافذ و اوامر حاكم الهي هستند .
زمين و زمان طبق نظم مرتب ، دقيق و از پيش تعيين شده خالق خود در حال حركت هستند و هيچيك حتي  ذره اي از اين نظم دقيق و حساب شده ؛ سرپيچي نكرده و همه مو به مو اجرا كننده حكم الهي هستند .
در اين ميان انسان با قدرت اختيار و انتخابي كه به او داده شده ، قادر است هر گونه كه ميخواهد زندگي كند . مي تواند اختيار خود را در پسِ اراده الهي قرار داده و بنده مطيع حق و راضي به قضاي الهي باشد ، يا آنكه از دستورات حق سرپيچي نموده ، راه عناد و لجبازي و نارضايتي در پيش گيرد .
هر يك از اين دو راه انتخاب شود ؛ بالاخره مرگ انسان را فرا گرفته و سرانجام بازگشت همه به سوي اوست . آنجا ديگر اختيار و انتخابي در كار نبوده و انسان بايد در برابر دادگاه عدل الهي پاسخگوي كرده هاي خويش باشد .
آنجاست كه خداي مهربان نيكيها را ده برابر پاسخ داده و انسان جزاي بديهاي اعمالش را خواهد ديد .
سرنوشت انسان در آن دنيا ، تنها بر اساس اعما ل و رفتار او كه در اين جهان با اختيار خويش انتخاب نموده تعيين مي شود . اگر در دنيا ره طاعت و بندگي سپرده باشد ، آنجا داراي حياتي جاودانه و متنعم خواهد گشت و اگر سرپيچي نموده و بيراهه رفته باشد ، هميشه معذب خواهد بود . آنجا سلطه واقعي از آن پروردگار جهانيان بوده و هيچكس قادر به تغيير آن نخواهد بود .
بنابراين هم در دنيا و هم در آخرت ، تنها حاكم و مقتدر ، خداي مهربان است و خدا تدبير خود را پيش برده و كار خود را تمام مي كند . و رضايت و عدم رضايت احدي در تدابير و فرمانروايي او ذره اي تأثير نخواهد داشت ، اگر همه عالم از زندگي خود ناراضي باشند ، ذره اي در فرمانروايي الهي تأثير بد نخواهد داشت ؛ همچنانكه اگر همه راضي باشند ، ذره اي در تدابير دقيق الهي تأثيري ندارد .
رضايت و عدم رضايت انسان در زندگي و از خواست و تقدير الهي تنها در زندگي خود او موثر بوده و باعث خوشبختي و سعادت و يا بدبختي و شقاوت او خواهد شد .
بنابراين اگر انسان به قضاي الهي راضي شود ، اين رضايت در زندگي او تاثير گذاشته ؛ سختيها را بر او آسان نموده و قلب و جان او را آرام ، و قدرت او را در زندگي بالا مي برد و سبب جلب رضا و رحمت الهي مي گردد .
و بالعكس نارضايتي در زندگي و عدم رضايت به قضاي الهي ، نه تنها تاثيري در تدبير حتمي الهي ندارد ؛ بلكه باعث مكدّر شدن زندگي و تيرگي قلب و ناآرامي دل و جان آدمي گشته و زندگي را بر او سخت و طاقت فرسا       مي سازد .
پس : 
    بنده همان به كه به تدبير حق      رو به ره سلم و رضا آورد
و گرنه ، نه تنها كاري از او ساخته نيست و هر چه تلاش كند ، راه به جائي نمي برد ؛ بلكه زندگي خود را نيز به نارضايتي و كدورت گذرانده و شقاوت و عذاب را براي خويش رقم مي زند .
امام رضا عليه السلام ، از قول خداي مهربان حديثي را نقل مي كنند به همين مضمون كه خداوند فرمود : من لم يرض بقضائي و لم يؤمن بقدري فليلتمس الهاً غيري[10] : هر كس راضي نمي شود به قضاي من و ايمان نمي آورد به مقدرات من،  بايد پروردگار ديگري بجويد . و معلوم است كه خدايي جز خداي مهربان نيست ، پس تلاش آنها نيز بيهوده است .
بنابراين بهترين و عاقلانه ترين كار رضا به قضاي الهي ، ايمان به مقدرات پروردگار عالم و تقويت حس رضايتمندي در زندگي است .
2 ـ فوايد رضايتمندي در زندگي :
يكي از فلسفه هاي وجوبي همه احكام فوايد بسياري است كه بر آن حكم مترتب است و سبب شده كه خداي مهربان با رحمت و شفقتي كه نسبت به بندگانش دارد ، آنرا بر آنها واجب نمايد . رضا در زندگي نيز از جمله اين واجبات است كه داراي فوايد زيادي است .
1 ـ 2 . قدم نهادن در حريم امن الهي :
در احاديث از وجود رضايتمندي در زندگي ، به عنوان يكي از پايه هاي ايمان ياد شده است و امام رضا       عليه السلام ، رضا به قضاي الهي را ، پس از توكل بر خدا ، به همراه تسليم در برابر اوامر خدا و سپردن امور به دست پر قدرت او ، به عنوان چهار پايه اصلي ساختمان ايمان معرفي فرموده و انسانها را به سمت آن سوق داده و از خلاف آن بر حذر داشته اند[11] .
همين حديث شريف ، اهميت والاي موضوع رضايتمندي در زندگي را بيان مي كند ، چرا كه ساختمان ايمان انسان بر پايه آن استوار بوده و بدون آن حتي اگر ساير پايه ها برقرار باشد ؛ ساختمان بر پا نشده و ايمان انسان لنگ خواهد ماند . هر چند بدون رضايتمندي از قضاي الهي تسليم در برابر اوامر او و تفويض امور به دست خداوند نيز ، تقريباً غير ممكن است . چرا كه انسان تا به چيزي راضي نشود ؛ نمي تواند قلباً در برابر آن تسليم شود و به همين ترتيب بدون رضايت از مقدرات الهي نمي تواند اداره امورش را به او بسپارد .
اما همينكه انسان با دلايل پيشين در برابر مقدرات الهي ابراز رضايت و خشنودي نمود ؛ بلافاصله حس تسليم در او حاصل شده و خود را خلع سلاح نموده و به ناتواني خود اعتراف و امورش را به قادر متعال مي سپارد و با اين كار خود را در امان پروردگار قرار داده ، قلبش آرام مي گردد و خود را به بارگاه امن الهي سپرده و روح و جانش را از فشارها و استرسهاي زندگي رهانده و طعم ايمان واقعي را خواهد چشيد . و اين نقطه آغازين و اولين فايده از فوايد وجود رضايتمندي در زندگي است .
2 ـ 2 . ورود به مقام اعلم الناس :
انسانهاي دانا همواره امور زندگي خود را بر اساس علم و انديشه بنا نهاده و از ظن و گمان و عمل بر طبق آن اجتناب مي كنند .
رضا به قضاي الهي و وجود رضايتمندي در زندگي از اموري است كه جز با انديشه در افعال و صفات جمال الهي و پي بردن به عجز و ناتواني انسان در عالم هستي امكانپذير نيست . به همين دليل است كه كساني كه اين احساس را در خود پرورش داده و به اين حالت در زندگي دست يافته اند ؛ در مقام داناترين مردم از آنها ياد مي شود .
امام رضــا عليه السلام فرمودند : اعلم الناس بالله ارضاهم بقضاء الله[12] : داناترين انسانها نسبت به خداوند     راضی ترين آنها نسبت به قضای اوست.
هر چه علم انسان نسبت به آفريده هاي الهي و افعال و صفات او بيشتر شود ، بيشتر به عظمت او پي برده و او را نسبت به تمام امور زندگي خود به تصميم گيري سزاوارتر ديده و رضايت بيشتري از مقدرات زندگي خود خواهد داشت . چنين كسي خوب مي داند كه هيچ چيز در عالم بدون اذن پروردگار قادر متعال ، قدرت عرض اندام نداشته و هيچ چيز جز به قدرت او توان تغيير ندارد و اگر همه موجودات جمع شوند و بخواهند كاري خلاف اراده او انجام دهند نخواهند توانست و بالعكس اگر همه موجودات جمع شوند و بخواهند مانع اراده نافذ او شوند باز هم نخواهند توانست و با اين طرز فكر و ايمان به حكمت و قدرت و خيرخواهي خداوند رضايت خود را اعلام داشته و سراپا تسليم حكمت واسعه او مي گردند و هر چه اين علم و ايمان نسبت به پروردگار عالم در انسان فزوني يابد ، رضا و خشنودي از كردار او نيز در انسان افزايش خواهد يافت .
اين حديث ضمناً يكي از راههاي افزايش حس رضايتمندي در زندگي را نيز بيان مي دارد كه بايد انسان علم و آگاهي خود را نسبت به خداوند و اعمال و كردار او بالا برد تا با نگاه به زاويه الهي امور و حوادث ؛ احساس رضايتمندي نيز در او افزايش يابد .
2 ـ 3 . ورود به زمره ثروتمندترين مردم :
غنا در زندگي ، به داشتن پول و ثروت فروان نيست . اتفاقاً گاهي پول زياد قوه حرص و طمع را در انسان بيدار نموده و از او انساني حريص و طماع مي سازد كه به اموال ديگران چشم دوخته و نه تنها احساس ثروت نمي كند ؛ بلكه مانند فقيرترين مردم همواره به اموال ديگران مي نگرد و به دنبال كسب اموال بيشتري است .
آنچه انسان را از اموال و دارائيهاي ديگران بي نياز ساخته و روحيه انسان را ثروتمند و دارا مي سازد ؛ وجود حس رضايتمندي و خشنودي از داشته هايي است كه خداوند از سر فضل و رحمت بيكران خود بر انسان ارزاني    داشته . به همين دليل خداي تعالي مي فرمايد : ارض بما اتيتك تكن اغني الناس[13] : به آنچه كه به تو عطا كرده ام راضي باش تا ثروتمندترين مردم باشي .
كسي كه به داشته هاي خود راضي و خشنود است ، هيچگاه چشم طمع به مال ديگران ندوخته و از اين جهت ، مانند كسي كه هيچ نيازي نداشته و تمام امور زندگيش در حد كمال تامين شده ، رفتار نموده و روحيه اي توانگر خواهد يافت كه همه توانگران دنيا مانند آنرا درك نكرده و نفهميده اند .
و بالعكس عدم رضايت در زندگي ثروتمندترين انسانها را تا حد فقيرترين آنها پائين آورده و آنها را همواره تشنه و گرسنه ماديات قرار مي دهد . چرا كه طمع عين فقر و بدبختي است و انساني كه به وضع موجود خود راضي نيست ، همواره طمع مال و ثروت بيشتر را داشته و اين طمع باعث مي شود هيچگاه خود را بي نياز از اموال ديگران ندارد و اين راز فقر و بدبختي اوست .
2 ـ 4 . عزت و سربلندي :
امام رضا عليه السلام فرمودند : عز المؤمن استغناؤه عن الناس : عزت مومن در بي نيازي او از انسانها است[14] .
كسي كه داراي ايماني استوار و ثابت بوده و پايه هاي ايمانش مستحكم و مقاوم است و با وجود رضايتمندي در زندگي ، در زمره ثروتمندترين مردم در آمده و خود را از همه انسانها بي نياز مي داند و هيچگاه چشم طمع به اموال و داشته هاي مردم نمي دوزد و تنها چشم اميد به درگاه با شكوه الهي دارد ؛ داراي چنان عزتي خواهد شد كه هيچگاه ثروتمندترين مردم آن را تجربه نكرده و حتي به ذهنشان خطور نكرده است . عزتي كه تنها مخصوص خداوند و رسول او و مومنين راستيني است كه چشم به بارگاه عظمت او دوخته و به همين دليل از ديگران احساس بي نيازي نموده و هيچگاه خود را به ذلت طمع نمي آلايند . عزتي كه با اتصال به منبع عظيم قدرت و عظمت به وجود آمده و از عزت  بي نظير او سرچشمه مي گيرد .
3 . اثرات رضايتمندي در زندگي :
نظام عالم براساس نظم و ترتيب دقيقي پيش مي رود كه حاصل تدبير خاص الهي و وضع قوانين دقيق علت و معلولي است  .هر چيزي در عالم داراي اثر خاص خود بوده و براساس همين نظام دقيق و هوشمند است كه مي توان براي هر يك از دستگاههاي آن قوانين و مقرراتي را در نظر گرفت .
از کوچکترين ذرات سلولی ومولکولی گرفته ، تا آسمانهاي پهناور و كهكشانهاي غول پيكر ؛ هر يك به طور دقيق و با ظرافت تمام در مسير تعيين شده خود در حركتند و همين ظرافت و دقت در امور آنهاست كه باعث علم و تكنولوژي هاي مدرن امروزی شده .
قانون اثر ؛ از گذشته تا كنون ، يكي از مهمترين قوانين فيزيكي به شمار مي رود كه به دنبال كشف روابط ميان موجودات و امور حاكم بر جهان است . و همين قانون است كه بر تك تك اعمال و كردار انسان نيز حاكم بوده و هر عمل و رفتاري اثر خاص خود را داشته و نتيجه خاصي را به بار مي آورد . وجود رضايتمندي در زندگي نيز به عنوان يك سيره و روش در زندگي انسان ؛ داراي اثرات وضعي و حقيقي خاص خود بوده و تمام زندگي انسان را تحت تاثير خود قرار داده و براي انسان حياتي نو مي سازد كه سرشار از شادي و نشاط و بركت بوده و با زندگي ساير انسانها متفاوت است .
3 ـ 1 . خشنودي خدا :
رابطه ميان خشنودي انسان از زندگي و خشنودي خدا رابطه اي دو طرفه است . كه در آياتي از قرآن كريم به صراحت از آن ياد شده[15] .
كسي كه در زندگي به قضاي الهي و داشته هاي خود در زندگي راضي و قانع است و از آنچه كه در زندگي برايش اتفاق افتاده خرسند است و دلخوش به حكمت والاي خداست ؛ هيچگاه براي تغيير وضعيت خويش ، دست به گناه و ظلم و ستم نمي زند .
چنين كسي زندگي را هر گونه كه باشد ؛ راحت يا سخت ، كم يا زياد ؛ از سوي خداي مهربان و تحت نظر و عنايت خاص او مي بيند و به مصلحت انديشي او ايمان دارد ؛ با كمال ميل آنرا مي پذيرد و چون اين رضايت در او شكل گرفت ، ذهن خود را از امور مادي و دنيوي رهانده و هم و غم خود را مصروف بندگي و عبادت خداي مهربان مي كند و با اين كار قدم اول خويش را ، در راه رسيدن به هدفي كه براي آن خلق شده برمی دارد . و معلوم است كسي كه هدف خود را در مسير هدف الهي قرار دهد و تلاش خود را براي رسيدن به آن انجام دهد؛ مشمول لطف و عنايت الهي شده و قدمهاي بعدي را با مددهاي غيبي الهي سريعتر و بلندتر برخواهد داشت .
چنين فردي خود را در معرض رضا و خشنودي پروردگار قرار داده و نه تنها خود از امور و مقدرات الهي در زندگي راضي است ؛ خدا نيز از اعمال و كردار او راضي و خشنود بوده و شايسته ترين پاداشها را براي او در نظر خواهد گرفت و چه پاداشي برتر از رضای الهي .
3 ـ 2 . پذيرش عمل كم بنده :
وجود رضايتمندي در زندگي ؛ علاوه بر اينكه انسان را از حرص و طمع و حق كشي باز داشته و به سوي طاعت و عبادت سوق مي دهد ؛ روحيه قناعت و شكرگزاري را نيز در انسان زنده نموده و نظر خداي شاكر را جلب نموده و او نيز كوچكترين اعمال انسان را قبول نموده و به همان ميزان اندك راضي شده و از انسان به همان اندازه اي راضي می شود كه او در زندگي به آن راضي شده است.
امام رضا عليه السلام فرمودند : من رضي بالقليل من الرزق قبل منه اليسير من العمل[16] : کسی که به رزق اندک راضی شود ، اعمال کمش از او پذيرفته می شود .
و بالعكس كسي كه در زندگي حريص و زياده خواه بوده و هيچگاه به داشته هاي خود قانع و راضي نيست و همواره در زندگي به دنبال برترين چيزها و بهترين امكانات است خداوند نيز از او به اعمال كم راضي نشده و از او بهترين و برترين اعمال را مي خواهد .
3 ـ 3 . سبكبالي :
وجود توقعات زياد در زندگي و عدم رضايت به داشته ها سبب ميشود كه انسان  مدام به دنبال بيشتر بوده و آرزوهاي دور و دراز پيدا كند و به هر چه مي بيند ، دل بسته و براي به دست آوردن آن خود را به زحمت اندازد . اما رضايت به داشته ها باعث مي شود كه انسان مخارج خود را به اندازه داشته هايش تنظيم نموده و به قول معروف دخل و خرجش را با هم هماهنگ كند و به همان اندازه قناعت ورزد ؛ و از اينطريق خود را از اسارت آرزوها و هوسها رهانده و سبكبال و رها ؛ مسير زندگي خويش را پيش برد . و با همان رزق اندك امكانات لازم را براي زندگي و خانواده خود فراهم آورد .
امام رضا عليه السلام در اين باره فرمودند : من رضي باليسير من الحلال خَفَّت مئونته و نعّم اهله[17] : کسی که به اندک از حلال راضی باشد ؛ مخارجش کم شده و خانواده اش بهره مند می گردند .
بنابراين رضايت به زندگي و داشته هاي حلال ؛ باعث كم شدن مخارج و كفايت امور به همان ميزان اندك مي شود . و در مقابل اگر كسي به داشته هاي خود در زندگي راضي نباشد ؛ هيچ چيز در دنيا نمي تواند او را اشباع نموده و او را كفايت كند . امام رضا عليه السلام در اين باره فرمودند : من لم يرض من الدنيا بما يجزيه لم يكن شي منها   يكفيه[18] : كسي كه به آنچه در دنيا به او داده شده راضي نباشد هيچ چيز ديگري نمي تواند او را كفايت كند . و همواره با عطش فراوان به دنبال بيشتر است .
4 . راههاي كسب رضايتمندي در زندگي :
با توجه به فوايد و اثرات منحصر به فرد و فوق العاده وجود رضايتمندي در زندگي و خشنودي از مقدرات  الهي ؛ اكنون نوبت به اين مي رسد كه ببينيم چگونه مي توان به اين روحيه والا و ارزشمند دست يافت و در سايه آن ، حياتي شاد و سراسر آرامش داشت .
4 ـ 1 . نگاه به پائين دست :
خداي مهربان با رحمت بيكران خود و براي ساماندهي نيكو و سالم روابط ميان انسانها و نيز پيشبرد اهداف خود در نظام خلقت ؛ انسانها را از نظر توانائيها و استعدادها و امكانات متفاوت قرار داده ، تا همواره تعادل در نظام خلقت حفظ شده و انسانها بتوانند با تفاوتهاي خود ، كمبودهاي زندگي اجتماعي را جبران نموده و هر يك با توانائيهاي خاص خود ، گِرِهي را از نظام اجتماعي بگشايند . به همين دليل همواره عده اي داراي مال و مكنت فراوان بوده و عده ديگر را ، كه داراي توانائيهاي ديگري هستند ، به خدمت گرفته و با در نظر گرفتن حقوق و مزايايي براي آنها از توانائيهاي آنها استفاده نموده و از اين طريق قافله زندگي انسانها پيش رفته و تعادل جامعه حفظ مي گردد .
در راستاي رسيدن به اين هدف ؛ نه داشتن ثروت و امكانات ، دليل بر برتري انسانهاي ثروتمند است ؛ و نه فقر و كم پولي نشانه حقارت و كوچكي فقرا .
هم فقر و هم ثروت ، هر دو تحت نظر خداي مهربان بوده و هر يك در جاي خود وسيله اي است براي آزمايش انسانها . ثروتمندان با ثروت خود امتحان مي شوند و فقرا با فقرشان .
آنچه در اين ميان مهم است ؛ داشتن رضايت و خشنودي از مقدرات الهي و راضي بودن به قضاي اوست . ثروتمندان بايد ثروت خود را وسيله اي براي رسيدن به رضوان الهي دانسته و از آن درست استفاده كنند . فقرا نيز بايد فقر و نادراي خود را به عنوان آزمايش ، از سوي خدا در نظر گرفته و با رضايت به آن براي پيشرفت و ترقي اوضاع خود تلاش كنند . اما آنچه كه حس رضايتمندي و خشنودي را در هر دو گروه ظاهر مي سازد ؛ اين است كه همواره در امور مادي به پائين دست خود نگاه كنند .
اگر ثروتمند به فقرا نگاه كند و وضع معيشتي خود را با آنها بسنجد ؛ از اوضاع رفاهي خود نهايت رضايتمندي را پيدا نموده و به داشته هاي خود راضي و خشنود خواهد بود . فقرا نيز اگر در امور مادي به كساني نگاه كنند كه در سطحي پائينتر از آنها قرار دارند ؛ آنگاه بيشتر متوجه داشته هاي خود خواهند شد و همين توجه حس رضايتمندي را در آنها افزايش مي دهد .
امام رضا عليه السلام در حديثي انسانها را به اين نكته مهم توجه داده و فرموده اند :
انظر الي من هو دونك في المقدره و لا تنظر الي من هو فوقك و ان ذالك اقنع لك و اوي ان تستوجب الزياده[19] : در تواناييها به کسی نگاه کن که پايينتر از توست ؛ و به کسی که بالاتر از توست نگاه نکن ؛ اين تو را قانع می کند و حس زياده طلبی تو را از بين می برد .
نگاه به پائين دست در امور مادي و رفاهي ؛ باعث از بين رفتن احساس زياده خواهي در انسان شده و او را به داشته هايش قانع و راضي مي سازد و باعث مي شود ، داشته هاي خود را بهتر ديده و قدردان آنها باشد .
بالعكس ؛ اگر همواره نگاه انسان به سمت داشته هاي ديگران و زندگيهاي مرفه و امكانات بالا باشد ؛ توجهش به سمت كمبود ها و نداشته هاي خويش جلب شده و همين ، حس نارضايتي و قانع نبودن به اوضاع حاضر را در انسان زنده مي سازد . به همين دليل امام رضا عليه السلام انسانها را از نگاه به بالا دست بر حذر داشته و فرموده اند : انظر الي من هو دونك في المقدره و لا تنظر الي من هو فوقك[20] .
4 ـ 2 . پرهيز از مقايسه .
خداي مهربان در خلقت خود داراي نوآوري و ابتكار است ، هر روز چيز تازه اي مي آفريند و در خلق تازه اي است و بالاتر از آن اينكه ، هيچ دو موجودي در عالم خلقت كاملاً شبيه هم نيستند ، حتي دو قلوهاي همسان هر چند داراي شباهتهاي خَلقي و خُلقي زيادي هستند ؛ اما با يكديگر تفاوتهايي دارند كه آنها را از هم قابل تشخيص مي سازد . به دليل همين تفاوتها و ويژگيهاي منحصر به فرد است كه انسانها داراي سرنوشتهاي مختلف و مسيرهاي متفاوت در زندگي هستند .
اين تفاوتها باعث مي شود كه هر يك از انسانها طبق توانائيها و استعداد هاي خاص خود دست به انتخابهاي متفاوت زده و سبك زندگي متفاوتي را براي خود رقم بزنند .
و باز ؛ به دليل همين تفاوتهاست كه هيچگاه نمي توان و نبايد دوانسان را با هم مقايسه كرد .
مقايسه انسانها با يكديگر سبب ناديده گرفتن كرامت و شخصيت انساني آنها شده و اين مخالف غرض اصلي از خلقت انسانهاست . امام رضا عليه السلام فرمودند : طوبي لمن . . . . لم يحزن صدره بما اعطي غيره[21] : خوشا به حال کسی که  . . . . قلبش از آنچه به ديگران داده شده محزون نمی گردد .
خوشبخت واقعي كسي است كه خود را خوب شناخته ، به توانائيها و نقاط ضعف خود آگاه شده ، اهداف خود را براساس آنها انتخاب و با برنامه اي دقيق و حساب شده براي دستيابي به آنها تلاش مي كند . نه آنكه مدام نگاهش به سوي داشته هاي ديگران بوده و حسرت توانائيهاي آنها را مي خورد .
مقايسه خود با ديگران ، حس حسادت و ناسپاسي را در انسان شكل داده و آرامش و رضايتمندي را ، در زندگي او از بين مي برد .
4 ـ 3 . يادآوري نعمتها .
خداوند در قران بارها انسانها را به يادآوري نعمتها فرا خوانده[22] و از اينطريق به دنبال ايجاد روحيه سپاس و رضايتمندي در زندگي انسانها است .
نظر به نعمتها و آنها را به ديده انصاف نگريستن ؛ نه تنها باعث كم رنگ شدن كمبودها و كاستيها مي شود ؛ بلكه روح سپاس و شكرگزاري را در انسانها زنده نموده و باعث افزايش نعمتها از جانب خداي مهربان مي شود .
بزرگترين وظيفه انسان در برابر نعمتهايي كه خدا به او عنايت كرده ؛ تشكر و سپاسگزاري از صاحب نعمت است .
امام رضا عليه السلام فرمودند : من احمد ا... عزوجل عليه نعمة فليحمد الله : كسي كه خداوند به او نعمتي عطا فرموده بايد شكر آن را به جا آورد[23] .
روحيه سپاسگزاري به عنوان سيره اي پسنديده ؛ همواره در زندگي ائمه عليهم السلام حاكم بوده و در سخت ترين شرايط با نگاه نعمت بين خود ، شاكر و سپاسگزار درگاه حق بوده اند .
امام رضا عليه السلام از اين سيره در زندگي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين ياد مي كنند : كان رسول الله اذا اتاه امراً يَسُرُّه قال : الحمدلله الذي بنعمته تتم الصالحات . و اذا اتاه امراً يكرهه قال : الحمدلله علي كل حال[24] .
سيره رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين بود كه هنگامي امري پيش مي آمد كه او را خوشحال و شادمان مي كرد مي گفت : سپاس خدايي را كه با نعمت او صالحات كامل شد . و هنگامي كه مسئله اي پيش مي آمد كه او را ناراحت مي كرد مي گفت : سپاس در هر حال مخصوص پروردگار است .
بيان جمله « الحمدلله علي كل حال » به هنگام سختيها و مشكلات ، چنان نشاط و فرحي به انسان مي دهد كه نه تنها مشكل را آسان نموده و فشار آنرا كم مي كند ؛ بلكه آنچنان قوتي به انسان مي دهد كه در برابر سخت ترين طوفانها نيز به راحتي مقاومت نموده و خم به ابرو نمي آورد . و مصداق بارز همان حديثي مي شود كه فرمودند : مومن از كوه استوارتر و مقاومتر است .
 4 ـ 3 ـ 1 . نمونه هايي از نعمتهاي الهي .
انسان حتي اگر در زندگي از هيچگونه توانايي و امكاناتي برخوردار نباشد ؛ باز هم غرق در لطف و نعمتهاي بيكران الهي است . و اگر خوب بنگرد به اين كلام خداي مهربان اعتراف مي كند كه : و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها .
وجود زمين خاكي و آسمان پهناور ، گردش شب و روز ، چرخش ستارگان و سياره ها ، تفاوت فصلهاي مختلف سال ، رقت هواي سطح زمين ، زلالي آب ، روشني روز ، تاريكي شب ، تغييرات هوا و . . . همه از جمله نعمتهاي بزرگ الهي هستند كه اگر اندك تغييري در آنها ايجاد شود ؛ ديگر نه زميني باقي خواهد ماند و نه انساني قادر به حيات بر سطح آن خواهد بود .
دستگاههاي بسيار منظم و دقيقي كه در جسم انسان تعبيه شده و وظايف خاصي كه براي آنها در نظر گرفته شده و هر يك از آنها بدون اختيار انسان و بدون اندك زحمتي براي او دقيق و مو به مو آنرا انجام مي دهند .
قواي مختلفي كه در انسان وجود دارد و هر يك ، مانند نرم افزاري دقيق و حساس ؛ در موارد لزوم به كار افتاده و بقاي انسان را به بهترين شكل تامين مي كنند .
فطرت خداجو ، حقيقت خواه ، زيبا پسند و كمال گرايي كه اگر با اختيار انسان دستخوش تحريف قرار نگيرد ،  بزرگترين محرك انسان به سوي سعادت و خوشبختي است .
اعضاي موزون و هماهنگ و كاملي كه در خلقت انسان وجود دارد و او را در زمره توانمندترين موجودات قرار داده .
اينها و ميليونها و بلكه ميلياردها نعمت ريز و درشت ديگر كه توجه و تفكر درباره يكي از آنها انسان را آنچنان تحت تاثير قرار مي دهد كه ديگر به او اجازه هيچگونه نارضايتي و ناخشنودي را نمي دهد .
اگر هر روز تنها لحظه اي به گوشه اي از نعمتهاي بيشماري كه خدا به ما ارزاني داشته فكر كنيم ؛ آنچنان رضايت خاطري پيدا خواهيم نمود كه بزرگترين مشكلات نيز نمي تواند بر آن خدشه اي وارد كند .
تمام مشكل اينجاست كه در زندگي به كمبودها و دردها خيره شده و آنها را آنقدر براي خود بزرگ مي كنيم كه تمام وسعت ديد ما را گرفته و اجازه نمي دهد به داشته ها و توانائيهايمان بنگريم و همين بزرگترين رمز نارضايتي در زندگي انسانهاست .
 
4 ـ 3 ـ 2 . واقع بيني در زندگي .
كساني كه در زندگي عينك بدبيني به چشم زده اند ؛ حتي اگر بخواهند هيچگاه نمي توانند خوبيها را ببينند . مگر آنكه عينك خود را برداشته و با قدرت بينايي خويش كه آن نيز از نعمتهاي بزرگ پروردگار است ، با چشمي باز و بدون حجاب واقعيات را بنگرند . داشته هاي خود را شمرده ، توانائيهاي خود را ديده و به آنها دقت كنند . كمبودها و نارسائيها را نيز در گوشه اي نوشته و براي كسب تجربه گاهي نيم نگاهي به آنها بيندازند ؛ تا هم به داشته ها و توانائيهاي خود مغرور نشوند و هم به توانائيهاي خود واقف گردند . اينگونه نگاهي به زندگي و امور آن باعث مي شود كه انسان علاوه بر اينكه از داشته هايش نهايت استفاده را مي كند ؛ بلكه نداشته هايش را در نظر گرفته و از آنها راهي به سوي موفقيت جستجو می كند . و ايندو راهي را به سوي موفقيت به روي انسان مي گشايند كه رضايت و شادماني در زندگي را براي انسان به ارمغان مي آورد .
4 ـ 4 . دوستي خدا و اعتماد به كارسازي او .
محبت بزرگترين عامل كشاننده انسان به سوي اموري است كه به آنها محبت مي ورزد .
اگر انسان نسبت به چيزي محبت پيدا كند ؛ تمام ويژگيها و خصوصيات محبوبش را به گونه اي تعبير مي كند كه كوچكترين خدشه اي  به محبت او وارد نشود . به قول معرف محبت انسان را كر و كور مي كند ، محبت در انسان حالتي به وجود مي آورد كه ديگر نمي تواند بدي را براي محبوبش تصور كند . محبّ ، نسبت به محبوبش ، فقط خوبي مي بيند و فقط خوبي مي شنود . و چيزي خلاف اين اصلاً برايش قابل تصور نيست . اين است معجزه محبت . حال اگر اين محبت به خدايي تعلق گيرد كه از هر گونه عيب و نقصي مبرا بوده و واقعاً هيچگونه بدي و زشتي درباره او قابل تصور نيست چه خواهد كرد ؟
انساني كه والاترين محبت خود را نثار حضرت دوست نموده و به مصداق آيه قران « اشد حباً لله » شده و مقدرات او را با ديده محبت مي نگرد ؛ زيبائيهاي كارهاي خداوند را بهتر حس مي كند و در لابلاي مشكلات وسعت رحمت او را بهتر لمس نموده و سايه حكمت خداوند را راحتتر مي بيند . نگاه چنين انساني به زندگي با نگاه سايرين متفاوت است . او در امور خدا را ، و دست خدايي او را مي نگرد و چه حالي بهتر از حال تماشاي قدرت محبوب .
رضايتمندي نيز ثمره محبت است ، كسي كه خدا را دوست دارد ؛ افعال او را نيز دوست دارد و همه افعال او را زيبا مي بيند[25] و اين باعث رضايتمندي او در زندگي مي شود . چرا كه تمام زندگي صحنه اي از قدرت نمايي خالق يكتاست .
محبت واقعي نيز در اثر معرفت و شناخت صحيح به دست مي آيد . براي به دست آوردن محبت بايد محبوب را به خوبي شناخت ، اسماء جلال و جمالش را در روح و جان تحليل نمود و در مخلوقات او به خوبي تفكر كرد .
تفكر درباره مخلوقات ، و وسعت و عظمت آن ، انساني را به اعتراف در برابر خالق واداشته و او را به قدرت و حكمت بي نهايت الهي رهنمون مي شود . توجه به قدرت و حكمت واسع پروردگار قلب و دل انسان را آرام نموده و چراغ اميد و توكل را در دل او روشن مي سازد . امام رضا عليه السلام فرمود : التوكل علي الله درجات : منها ان تثق به في امورك كلها ؛ فما فعله بك كنت عنه راضيا[26] : توکل بر خدا دارای درجاتی است ؛ از جمله آنها آن است که در همه امورت به او اعتماد کنی ؛ اگر چنين کنی ؛ او هر چه کند راضی می شوی .
كسي كه در زندگي به خدا توكل مي كند و او را بزرگترين پشتوانه خود در همه صحنه هاي زندگي مي بيند ، به كار سازي او اطمينان دارد و بزرگترين تكيه گاهش در زندگي خداي مهربان و تواناست ، به عظمت تكيه گاهش بزرگ مي شود و به قدرت او قدرت مي يابد . و اين عظمت و قدرت ؛ او را در برابر حوادث مصون داشته و در سخت ترين شرايط نيز به كارگشايي پروردگارش اميدوار است .
اعتماد به كارسازي خدا و اطمينان به حكمت واسعه او باعث مي شود انسان را به رضا و تسليم در برابر قدرت بي كران او واداشته ؛ و چون تمام زندگي را تحت نظر ويژه خدا و سلطه بي نظير او مي بيند ؛ به همه امور ريز و درشت و سخت و آسان آن ، به ديده اعتماد و اطمينان نگريسته و سبب رضايت او به همه شرايط زندگي مي شود . آن وقت است كه زبان حال آدمي به اين شعر از اميرالمؤمنين عليه السلام گويا مي شود و رضايتمندي او را در تشبه به مولا دو چندان مي كند .           
                        رضيت بما قسم الله لـي      و فوضت امري الي خالقي
                        لقد احسن الله فيما مضي     كذالك يحسن فيــما بقي[27]  
4 ـ 5 . خيرخواهي براي ديگران و گره گشايي از مشكلات آنان
خداوند انسان را موجودي اجتماعي آفريده تا براي رفع نيازهايش و شكوفا شدن تمام استعدادهايش با ديگران ارتباط برقرار كرده ، از توانائيها و استعدادهاي آنها استفاده نموده ، با توانائيها و استعدادهاي خود به آنها كمك كند و از اينطريق مسير تكامل و سعادت خود را با سرعت هر چه تمامتر طي كند .
امام رضا عليه السلام در حديثي مهر و محبت نسبت به مردم را از فرمانهاي عقل معرفي كرده و فرمودند : التودد الي الناس نصف العقل[28] : مهر و محبت نسبت به مردم نصف عقل است .
وجود مهر و محبت در ميان انسانها آنها را به يكديگر نزديكتر نموده و قطره هاي كوچك و ناتوان را به هم پيوسته و از آنها دريايي خروشان و پهناور مي سازد كه قدرت و توانائيش با قطره قابل مقايسه نيست .
وجود مهر و محبت در مــيان انسانها ؛ علاوه بر اينكه آنها را يكــدل و يكصـدا به سوي اجتماعي راقي پيش مي برد ؛ سبب به وجود آمدن روابطي سالم و نيكو در ميان آنها مي شود كه در سايه آن بسياري از استعدادهاي روحي و معنوي انسان شكوفا شده و به نشاط و شادي روحي دست مي يابد و زمينه رضايت مندي او را در زندگي فراهم      مي آورد .
اخلاق نيكو و حسنه و پاداشهاي فراواني كه براي آن بيان شده نيز ، تنها در رابطه انسان با ديگران و مهرورزي او نسبت به ساير انسانها قابل تصور است .
يكي از خلقيات نيكو ، خيرخواهي براي ديگران و گره گشايي از مشكلات آنان است . كه در ميان مومنين به دليل سفارش ائمه از اهميت ويژه اي برخوردار است .
امام رضا عليه السلام فرمودند : حق المؤمن علي المؤمن ان يُمحضه النصيحه في المشهد و المغيب كنصيحته لنفسه[29] : حق مومن بر مومن آن است که در حضور وغيابش تنها خير او را بخواهد ؛ همچنانکه خير خود را می خواهد .
نصيحت و خيرخواهي مومنين ، يك وظيفه شرعي و يكي از حقوق مومنين بر يكديگر است . مومن همچنانكه براي خود ، جز خير و نيكي نمي پسندد خير خواه ساير مومنين است ؛ چه در حضورشان و چه در غيابشان .
اينكه انسان همان چيزي را براي ديگران بپسندد ، كه براي خود مي پسندد ؛ بزرگترين سجيه اخلاقي است كه خبر از روحي عظيم و قلبي زلال مي دهد كه منشأ همه خيرات و مبرات است . چنين انساني همچنانكه براي سعادت و خوشبختي خود تلاش مي كند ؛ در برطرف كردن غم و اندوه ديگران نيز تلاش مي كند .
امام رضا عليه السلام درباره چنين انسانهايي فرمودند : اِنّ لله عباداً في الارض يسعون في حوائج الناس هم الامنون يوم القيامه . و من ادخل علي مومن سروراً فرّح الله قلبه يوم القيامه [30] : خداوند در زمين بندگاني دارد كه براي برآوردن حوائج مردم تلاش مي كنند ؛ اين دسته روز قيامت در امانند ، و كسي كه شادي و نشاطي را بر مومني وارد كند خداوند روز قيامت قلب او را شادمان مي كند .
گره گشايي از مشكلات ديگران ؛ نگاه خدا را به سوي انسان جلب مي كند و يكي از آثار جلب نگاه خدا ؛ علاوه بر اينكه در انسان نشاط و فرح باطن ايجاد مي كند ، محبت مردم را برانگيخته و او را محبوب ميان انسانها      مي كند و از اينطريق حس رضايتمندي در زندگي را در انسان افزايش مي دهد .
5 . درجات رضايتمندي در زندگي :
وجود و يا عدم وجود رضايتمندي در زندگي امري شخصي است كه با ساختار فكري ، رواني و شخصيتي افراد سر و كار دارد . و به سطح فكر ، درك ، فهم ، اراده و همت افراد بستگي دارد . به همين جهت براي رضايتمندي در زندگي نيز مي توان به تعداد انسانها مراتب در نظر گرفت ، كه مي توان آنها را در 6 دسته طبقه بندي كرد .
ـ عده اي با تفكر و انديشه در عجز و ناتواني خويش و امور و مقدرات الهي و با مدد از نيروي عقل به اين نتيجه رسيده اند كه هر كس در زندگي سهم معيني دارد و هيچكس و هيچ چيز قادر نيست آنرا تغيير دهد .
چنين افرادي زبان دلشان گوياي به اين جملات است : الهي لامانع لما اعطيت و لا معطي لما منعت . و در مقابل خداوند اعتراف دارند كه لارادَّ لقضائه و لا معقب لحكمه .
بنابراين در برابر مقدرات الهي در زندگي سر رضا و تسليم فرود آورده و به ناتواني خويش در برابر قدرت خداوند اعتراف مي كنند .
ـ عده اي به پاداش و ثواب و اثرات و فوايدي كه بر رضايتمندي مترتب است ، دل بسته و به بهشت جاودان الهي چشم دوخته اند و از اين جهت رضايتمندي را در زندگي پيشه خود ساخته اند .
ـ گروهي مضرات نارضايتي را آويزه گوش خود ساخته و براي در امان ماندن از غضب و خشم پروردگار ؛ و نيز عواقب مادي و جسمي و روحي آن رو به سوي رضا آورده اند .
ـ عده ای به لطف و مدد خاص الهي ، شهد شيرين رضا را چشيده و در هيچ شرايطي حاضر نيستند آنرا از دست بدهند .
ـ گروهي از آن جهت كه به حكمت پروردگار ايمان دارند ؛ و دلشان به مصلحت انديشي او محكم است و هر آنچه بر سر راهشان قرار مي گيرد را لطفي خاص از الطاف پروردگار مي دانند ، دل به درياي رضايتمندي مي سپارند .
اين گروه ايمان دارند كه :
                                  اگر تيغ عالم بجنبد زجاي      نبرد رگي تا نخواهد خداي
و به اين جمله معترفند كه :
                 مهندسي كه به گِل نكهت و به گُل جان داد      به هر كه هر چه سزاوار حكمت است آن داد
به همين جهت خواست خداوند را بر خواست خود ترجيح داده در برابر آن تسليم شده و رضايت خود را ابراز مي كند .
ـ عده اي نيز همه چيز را با چشم محبت ديده و در قلب خود هر چه پيش آيد را ، به ديده منت قبول كرده و با جان و دل مي پذيرند .
اين عده اصلاً درد و المي را حس نمي كنند ، همه چيز را چون منسوب به محبوب است ؛ قشنگ مي بينند و راضي به رضاي محبوب مي شوند .
از نظر اين عده : از دوست هر چه بستاني شكر بود
اينان در اوج آسمان رضايت پر مي كشند و هيچ چيز نمي تواند در رضايتمندي آنها خدشه اي وارد كند .
6 . رابطه رضايتمندي و خوشبختي
وجوب رضايتمندي در زندگي امري ارشادي است كه عقل انسان به آن گواهي مي دهد و خداي مهربان انسان را به سوي اين فرمان عقل فرا مي خواند .
كساني كه عقل را حاكم بر زندگي خود ساخته اند و در همه موارد گوش به فرمان عقل و نداي فطري درون خود هستند و زندگي خود را بر اساس آن برنامه ريزي نموده و پيش مي برند ؛ هميشه خوشبخت ترين انسانها هستند .
و بالعكس كساني كه مهار زندگي خويش را به دست هوي و هوس سپرده و چراغ فروزان عقل و فطرت را خاموش كرده و كنار نهاده اند ؛  هميشه اسير خواسته ها و تمايلات نفساني خويش بوده و از آنجا كه هوي و هوس به هيچ قانوني پايبند نبوده و حد و مرزي نمي شناسد ، هميشه با حرص و ولع ، در پي برآوردن خواسته هاي آن بوده و هيچگاه در زندگي احساس آرامش و آسايش نمي كنند .
چنين كساني خودخواهي و فزون طلبي ، همراه هميشگي آنها بوده و هيچگاه در زندگي به احساس رضايت و خوشبختي نمي رسند .
بنابراين رابطه ميان رضايتمندي و خوشبختي رابطه اي دو سويه است كه هر گاه انسان به داشته هاي خود در زندگي راضي بوده و كمال خويش را در استفاده صحيح از آنها مي جويد ؛ بلافاصله احساس خوشبختي نموده و نشاط و طراوت زندگي را به او هديه مي نمايد و هر گاه زياده خواهي و نارضايتي بر او غالب شده ، داشته هاي خود را نيز فراموش كرده ؛ و خود را بدبخت ترين مردم مي داند احساس بدبختی می کند .
 پس راز خوشبختي : قانع بودن به داشته ها ، راضي بودن به زندگي و استفاده صحيح و درست از امكانات ، و تلاش براي پيشبرد و تعالي زندگي است .
نتيجه :
زندگي و امكان زندگي يافتن ؛ يكي از بزرگترين نعمتهاي الهي است كه انسان در آن به اختيار خود مي تواند سعادت و يا شقاوت ابدي خود را رقم زند . خداي مهربان براي پربار شدن و تعالي اين زندگي ، همه اوامر و دستورات خود را كه سراسر خير و رحمت است ؛ توسط پيامبرانش به سوي انسانها نازل نموده و آنها را به پيروي از آن  دستورات ، براي دستيابي به سعادت و خوشبختي در دنيا و آخرت فراخوانده است .
رضا به قضاي الهي و رضايتمندي در زندگي ، يكي از دستوراتي است كه علاوه بر آنكه عقل انسان به خاطر اثرات و منافع فراوانش به آن فرمان مي دهد ؛ مورد تاكيد معصومين عليهم السلام قرار گرفته و فوايد و اثرات آنرا گوشزد نموده و راههاي دستيابي به آن را بيان فرموده اند .
در اين ميان امام رضا عليه السلام ، به عنوان سرآمدترين فرد در موضع رضا ؛ داراي سخنان و بيانات ارزشمندي هستند كه توجه به آنها سريعترين راه را براي پيمودن اين مسير پيش وي انسان مي گذارد .
در فرهنگ رضوي ؛ وجود رضايتمندي در زندگي عامل اصلي سعادت و خوشبختي و تكامل معنوي انسانها بوده و علاوه بر ايجاد عزت و بزرگي در انسان باعث خشنودي متقابل خداوند شده ، رحمت او را طلب نموده و انسان را تا بالاترين مراحل كمال پيش مي برد .
بررسي اين موضوع در سيره و سخنان ساير معصومين علاوه بر اينكه ما را در شناخت آن بزرگواران ياري     مي رساند ؛ سطح فكر و شناخت افراد را در اين موضوع بالا برده ، از فوايد و آثار خاص آن مطلع مي سازد و اين خود مي تواند بزرگترين مشوّق براي كسب اين سجيه اخلاقي باشد .
متاسفانه بسياري از سخنان ائمه عليهم السلام هنوز هم ، حتي بر عالمان و انديشمندان ديني مخفي بوده و در كتابها و كتابخانه ها خاك مي خورد . بهترين راه براي ورود كلام معصومين به عرصه زندگي انسانها ، بررسي موضوعي كلام آن بزرگواران  است ؛ كه استمرار و پي گيري آن مي تواند انسانها را در بن بستها ياري رسانده و آنها را متخلق به اخلاق نيكوي اسلامي نمايد .
 
 
 
       
فهرست منابع
         قران کريم
امام رضا عليه السلام ، فقه الرضا ، مشهد ، كنگره جهاني امام رضا عليه السلام ، چاپ اول
امام علي عليه السلام ، ديوان امام علي عليه السلام ، قم ، پيام اسلام .
آمدي ، عبدالواحد بن محمد ، غررالحكم و دررالكلم ، قم ، دفتر تبليغات اسلامي ، چاپ اول
سيد رضي ، نهج البلاغه ، قم ، دارالهجره
شهيد ثاني ، زين الدين بن علي عاملي ، مسكن الفواد ، قم ، بصيرتي
شيخ حر عاملي ، وسايل الشيعه ، قم ، ال البيت
طباطبائي ، سيد محمد حسين ، الميزان في تفسير القران ، قم ، جامعه مدرسين ، چاپ پنجم ، 1417 .
طبرسي ، فضل بن حسن ، مجمع البيان في تفسير القران ، تهران ، ناصر خسرو ، 1372 .
طيب ، سيد عبدالحسن ، اطيب البيان في تفسير القران ، تهران ، اسلام ، 1378 .
قرائتي ، محسن ، تفسير نور ، تهران ، درسهايي از قران ، چاپ 15 ، 1383 .
قرشي ، سيد علي اكبر ، قاموس قران ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1371 .
كليني ، محمد بن يعقوب ، اصول كافي ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه
مجلسي ، محمدباقر ، بحارالانوار ، بيروت ، مؤسسه الوفاء ، 1404 .
محدث نوري ، ميرزا حسين ، مستدرك الوسايل ، قم ، موسسه ال البيت ، 1408 .
مصطفوي ، حسن ، التحقيق في كلمات القران الكريم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1360 .
مطهري ، مرتضي ، مجموعه آثار ، انتشارات صدرا .
مكارم شيرازي ، ناصر ، تفسير نمونه ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1374 .
مهيار ، رضا ، فرهنگ ابجدي
 
 
[1] ـ قرشي ، سيد علي اكبر ، قاموس قران ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1371 ، ج 3 ، ص 104 .
[2] ـ مصطفوي ، حسن ، التحقيق في كلمات القران الكريم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1360 ، ج 4 ، ص 154 .
[3] ـ مهيار ، رضا ، فرهنگ ابجدي ، ص 328 .
[4] ـ مصطفوي ، حسن ، التحقيق ، ج 2 ، ص 219 .
[5] ـ قرشي ، سيد علي اكبر ، قاموس قران ، ج 7 ، ص 182 .
[6] ـ مصطفوي ، حسن ، التحقيق ، ج 13 ، ص 36 .
[7] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ، 1404 ق ، ج 75 ، ص 357 .
[8] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 140 .
[9] ـ محدث نوري ، ميرزاحسين ، مستدرك الوسايل ، قم ، مؤسسه ال البيت ، 1408 ، ج 2 ، ص 411 .
[10] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 139 .
[11] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 135 .
[12] ـ محدث نوري ، حسين ، مستدرك الوسايل ، ج 2 ، ص 411 .
[13] ـ محدث نوري ، حسين ، مستدرك الوسايل ، ج 15 ، ص 231 .
[14] ـ امام رضا (عليه السلام) ، فقه الرضا ، مشهد ، كنگره جهاني امام رضا (عليه السلام) چاپ اول ، ص 367 .
[15] ـ بينه / 8 ، طه 109 و . . . .
[16] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 344 .
[17] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 342 .
[18] ـ محدث نوري ، حسين ، مستدرك الوسايل ، ج 15 ، ص 225 .
[19] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 349 .
[20] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 357 .
[21] ـ كليني ، محمد بن يعقوب ، اصول كافي / تهران ، دارالكتب ، ج 2 ، ص 16 .
[22] ـ مائده / 20 ، فاطر / 3 ، ال عمران / 103 ، بقره / 231 و . . . .
[23] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 45 .
[24] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 47 .
[25] ـ شهيد ثاني ، زين الدين بن علي عاملي ، مسكّن الفواد ، قم ، بصيرتي ، ص 83 .
[26] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 144 .
[27] ـ امام علي عليه السلام ، ديوان امام علي عليه السلام ، قم ، پيام اسلام ، ص 297 .
[28] ـ مجلسي ، محمد باقر ، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 342 .
[29] ـ محدث نوري ، حسين ، مستدرك الوسايل ، ج 12 ، ص 429 .
[30] ـ شيخ حر عاملي ، وسايل الشيعه ، قم ، ال البيت ، ج 16 ، ص 372 و كليني ، محمد بن يعقوب ، اصول كافي ، ج 2 ، ص